به گزارش سرویس جهان مشرق، مجلهی آمریکایی «Nation»، یکی از مجلات پرمخاطب و تاثیرگذار حوزه سیاست در این کشور، در مقالهای، بر راهبردی بودن شکست آمریکا در تقابل با ایران تاکید کرد.
به گزارش مجله نیشن، آخرین دور از مذاکرات به اصطلاح «ماراتنوار» برای آتشبس پایدار با ایران که آخر هفته گذشته در اسلامآباد برگزار شد، سریعتر از دوران کوتاه مدیریت آنتونی اسکاراموچی در کاخ سفید (در دوره اول ترامپ) با شکست مواجه گردید. بلافاصله، دونالد ترامپ در واکنشی تکانشی، از طریق شبکه اجتماعی خود، محاصره کامل تنگه هرمز توسط آمریکا را اعلام کرد. اما تنها اندکی پس از این ادعای پوچ که محاصره دوگانه، آسیب ناشی از تلاش اولیه ایران برای کنترل تنگه را به صورت جادویی جبران میکند، تیم دولت این طرح را اصلاح کردند و گفتند فقط کشتیهایی که به بنادر ایران رفتوآمد دارند، محاصره خواهند شد.
نیشن تأکید میکند که این نوع دیپلماسی «من لاستیکم، تو چسبی»{اصطلاحی کودکانه در فرهنگ آمریکایی که معادل اصطلاح «آینه» در فرهنگ ایرانی است: هر چه گفتی به خودت برمی گردد!} به نماد ریاستجمهوری ترامپ تبدیل شده و آشکارا کارساز نخواهد بود. متحدان ترامپ در کنگره بهزودی با رأیدهندگان خشمگینی روبرو میشوند که به جای عصر طلایی وعدهدادهشده، با رنج اقتصادی بیپایان و خودتحمیلشده مواجه شدهاند. از سوی دیگر، رهبران ایران بهوضوح تمایل خود را برای حفظ امنیت داخلی به هر قیمت ممکن نشان دادهاند. بنابراین پاسخ به این پرسش که «چه کسی میتواند درد بیشتری را تحمل کند؟» روشن است: این آمریکا نیست.
ناتوانی ترامپ در درک واقعیت هرمز
این گزارش تأکید میکند که محاصره اعلامشده نشان میدهد که ترامپ حتی در سطح ابتدایی نمیفهمد چرا بیشتر کشتیها از عبور از هرمز خودداری میکنند و بازگشت به وضعیت پیشین تا زمانی که تهران بخواهد مسیر را مسدود نگه دارد، چقدر دشوار است. ترامپ ایدههای بیشماری برای حل بحران هرمز مطرح کرده، اما تاکنون هیچکدام را جدی دنبال نکرده است. نزدیک به شش هفته از وعده اسکورت نفتکشها توسط آمریکا میگذرد. در همان زمان، طرح احمقانه بیمه همگانی نفتکشها توسط آمریکا نیز رونمایی شد که خیلی زود معلوم شد هیچکس در دولت کوچکترین ایدهای از نحوه اجرای آن ندارد.
در ادامه، ترامپ تحریمهای نفت ایران را لغو کرد تا قیمتها را پایین نگه دارد (تلاشی که شکست خورد و به سود اقتصادی دشمن انجامید) و سپس به این استدلال پوچ تنزل یافت که قیمتهای بالای نفت برای اقتصاد آمریکا خوب است (منظور او، طبق معمول، کلاهبرداران شرکتیِ متحد و تأمینکننده مالی خود بود).
تغییر تاکتیکهای مداوم و تهدید به نسلکشی
دو هفته بعد، ترامپ در یک سخنرانی ملی تلویزیونی مدعی شد آمریکا اصلاً به هرمز نیازی ندارد و این متحدان نامشخص باید «شجاعت به تأخیر افتاده را جمع کرده، تنگه را بگیرند و گرامی بدارند». در همان سخنرانی ۱۹ دقیقهای، او گفت تنگه پس از جنگ «به طور طبیعی باز میشود» و در همان حال ادعای مضحک «ما ایران را شکست داده و کاملاً نابود کردهایم» را مطرح کرد.
در ۷ آوریل، ترامپ حتی متحدان جمهوریخواه خود در کنگره را با تهدید به نسلکشی حیرتآور علیه تمدن ایران لرزاند و اولتیماتوم داد تا تنگه تا ۸ آوریل باز شود. وقتی ایران بلوف او را خواند، ترامپ فهرست حداکثرگرایانه خواستههای ایران (شامل سیستم عوارض دائمی که منبع درآمد عظیم برای تهران میشد) را «مبنای قابل کار» برای مذاکرات دو هفتهای آتشبس اعلام کرد. اما اسرائیل بلافاصله با حملات بیرویه خود در لبنان، این آتشبس را تضعیف کرد. سپس ترامپ دامادش، یک دوست گلفباز{دلال املاک یهودی: استیو ویتکاف} و نویسنده کتاب مزخرف «مرثیه هیلبیلی»{کتابی نوشتهی جی دی. ونس، معاون ترامپ که فیلمی هم از روی آن ساخته شد//در محافل سیاسی آمریکا برای اشاره به بیتجربگی محض ونس در سیاست، از او به عنوان «نویسنده شکستخورده» یاد می شود} را به مذاکرات اسلامآباد فرستاد تا چارچوبی غیرقابل قبول برای ایران ارائه دهند و سریعاً فرار کنند.
شکست محاصره و بیعملی در برابر مینهای ایران
نیشن مینویسد حتی با پایبندی ایران به آتشبس، وضعیت هرمز بهبود نیافته است. ایران تعداد نامعلومی مین دریایی در تنگه کار گذاشته (و مدعی است نمیداند کجا هستند) و بیش از شش هفته است که همین مینها همراه با تهدید حملات پهپادی و موشکی، کاپیتانهای کشتیها و بیمهگران را از عبور منصرف کردهاند. صادرکنندگان و شرکتهای کشتیرانی بدون یک راه حل قطعی برای جنگ، عملیات عادی خود را از سر نخواهند گرفت.
ترامپ با درک این که ایران در اسلامآباد دست برتر را داشت، به طرح محاصرهای روی آورد که هم غیرقانونی است (بر اساس قوانین بینالملل) و هم تاکنون کاملاً بینتیجه بوده است. نشانه بینتیجه بودن آن این است که ترامپ دوباره به دستکاری آشکار بازار پرداخته و با مجری فاکس نیوز ادعا کرده که جنگ «بسیار نزدیک به پایان است» و بدون مدرک گفت چین موافقت کرده به ایران سلاح نفرستد. در حالی که در واقعیت، او هر ساعت میلیونها دلار مالیات دهندگان را برای بسته نگه داشتن هرمز میسوزاند.
وارونگی واقعیت: ایران در حال قوت گرفتن
آنچه واقعاً رخ میدهد، دقیقاً برعکس تخیلات ترامپ از پیروزی قاطع است: ایران تهدیدهای جدید در مقابل تهدیدات ترامپ رو میکند، میانجیها اعتراف میکنند مذاکره جدیدی برنامهریزی نشده، و بحران عرضه نفت جهانی بدتر میشود. قیمت نقدی نفت (برای تحویل فوری) رکورد زده است. ایران هیچ نشانهای از تسلیم در برابر محاصره ندارد، به ویژه که شی جین پینگ میتواند به راحتی با یک انتقال رمزارزی به فرمانده سپاه پاسداران، کاهش درآمد نفتی را جبران کند.

منطق شکست خورده محاصره و گزینه غیرممکن حمله زمینی
نیشن استدلال میکند منطق محاصره جمع نمیشود: اگر ایران تسلیم نشود، راهکار چیست؟ به گفته مارک نویت (فرمانده بازنشسته نیروی دریایی)، ایران نشان داده میتواند بدون درآمد نفتی نیز به جنگ ادامه دهد و میتواند عبور را با هزینهای قابل قبول برای خود مسدود کند، بدون اینکه گزینه نظامی قابل قبولی برای آمریکا در کوتاه مدت وجود داشته باشد. حتی تصرف جزیره خارگ (که جنگطلبان رسانهای مانند برت استفنز و مارک لوین پیشنهاد میدهند) یک ایده «از نظر ظاهری قانعکننده اما از نظر عملیاتی خائنانه» است. ایران هفتهها برای دفاع از جزیره آماده شده و حتی در صورت تصرف، نیروی فرضا مستقرشدهی آمریکایی به هدفی قابل پیشبینی تبدیل میشود. ایران همچنین میتواند تأسیسات خود را در حین خروج منفجر کند و آسیب اقتصادی بلندمدت به بار آورد.
اما مهمتر از همه، آمریکا به وضوح اراده لازم برای عملیات زمینی در ایران را ندارد. حتی پس از پاکسازی نظامیان زن، اقلیت و وفاداران غیرمطلق، آمریکا میتواند از نظر تئوری یک جزیره را تصرف کند، اما ایرانیان (و بقیه جهان) تماشا کردهاند که چگونه نیروهای آمریکایی با حمایت اولیه افکار عمومی، سالها در عراق و افغانستان دست و پا زدند و با شکست عقب نشستند. آنها همچنین دیدند ترامپ نجات یک خلبان را باعملیات عظیم پیادهسازی در نرماندی در جنگ دوم جهانی{که با وجود پیروزی تلفات حیرتآوری برای متفقین داشت} مقایسه میکند. بنابراین ایرانیان میدانند ترامپ بدون حمایت عمومی، فضای سیاسی راهاندازی جنگی را ندارد که تابوتهای پوشیده از پرچم به خانه میفرستد.
تنها واژه: «شکست»
در پایان، مجله نیشن پیشبینی میکند که در عصر ترامپوزوییک، پیشبینی وقایع روزانه غیرممکن است. شاید ترامپ مجبور شود شرایطی شبیه به همان توافق ایران در سال ۲۰۱۸ را بپذیرد یا در یک رژیم عوارض هرمز با ایران شریک شود. اما در این مرحله، هر پایانی برای جنگ که هرمز را به وضعیت پیشین بازگرداند، مستلزم امتیازی غیرقابل تصور از سوی آمریکا به تهران است و هیچ مقدار محاصره قرار نیست آن را تغییر دهد.
کلمهای که این دنباله رویدادها را توصیف میکند، صرفا «شکست» است.










