اندیشکده آمریکایی کِیتو (CATO) در یادداشتی تحلیلی نوشت: در حالی که دولت دونالد ترامپ حمله به ایران را نشانهای از قدرتنمایی واشنگتن در منطقه معرفی میکند، برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند این درگیری نه تنها به اهداف اعلامی خود دست نیافته، بلکه بار دیگر آسیبپذیری حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه را آشکار کرده است.
به گزارش فرارو، این یادداشت با اشاره به مواضع گذشته ترامپ درباره جنگ عراق مینویسد رئیسجمهور آمریکا که در انتخابات ۲۰۱۶ از منتقدان سیاستهای مداخلهجویانه دولت جورج بوش بود، اکنون خود با بحرانی مواجه شده که از نگاه منتقدانش ابعاد آن از اشتباهات جنگ عراق نیز فراتر رفته است.
برخلاف ادعاهای کاخ سفید درباره تضعیف ایران، تهران توانسته با حمله به پایگاههای آمریکا و ایجاد اختلال در زیرساختهای منطقهای، هزینههای سنگینی بر واشنگتن تحمیل کند. در این چارچوب، او معتقد است که تهدیدهای مکرر ترامپ علیه ایران و عقبنشینیهای بعدی، به یکی از نقاط ضعف دولت آمریکا تبدیل شده است.
با وجود انتقاد شدید اندیشکده آمریکایی از سیاستهای ترامپ، او معتقد است این بحران یک نتیجه مهم داشته است: نشان دادن ضرورت پایان حضور گسترده نظامی آمریکا در خاورمیانه.
به باور وی، استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه میراث دوران جنگ سرد است؛ دورهای که واشنگتن تلاش میکرد مانع تسلط اتحاد جماهیر شوروی بر منابع انرژی خاورمیانه شود. اما از نگاه او، شرایط امروز جهان تفاوت اساسی با دهههای گذشته دارد و وابستگی اقتصاد جهانی به نفت خاورمیانه نسبت به گذشته کاهش یافته است.
این یادداشت همچنین استدلال میکند که حمایت امنیتی از اسرائیل دیگر نمیتواند توجیهکننده حضور گسترده نظامی آمریکا باشد؛ زیرا اسرائیل اکنون به یک قدرت نظامی منطقهای تبدیل شده و توان دفاع از خود را دارد.
بخش دیگری از این یادداشت، از سیاست حمایت امنیتی آمریکا از دولتهای عربی خلیج فارس انتقاد میکند و مینویسد کشورهای منطقه باید مسئولیت بیشتری در تأمین امنیت خود بر عهده بگیرند.
این یاداشت با اشاره به راهبرد دفاعی دولت ترامپ اعلام می کند که واشنگتن پیشتر نیز پیشنهاد داده بود «متحدان و شرکای منطقهای را توانمند سازد تا مسئولیت اصلی بازدارندگی و دفاع در برابر ایران و نیروهای نیابتی آن را بر عهده بگیرند.»
منتقدان این رویکرد آن را نشانه کاهش اعتبار آمریکا به عنوان یک شریک امنیتی میدانند، اما واقعیت آن است که ایالات متحده دههها هزینه حفاظت از متحدان خود را پرداخت کرده و اکنون زمان آن رسیده که کشورهای منطقه سهم بیشتری در تأمین امنیت خود داشته باشند.
این تحلیل همچنین به سابقه طولانی مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه اشاره میکند؛ از بحران خاورمیانه در دهه ۱۹۷۰ گرفته تا جنگ لبنان، حمایت از عراق در جنگ با ایران، مداخلات افغانستان و عراق، عملیاتهای پهپادی در یمن و پاکستان و در نهایت حملات اخیر علیه ایران.
بنابر تحلیل این اندیشکده کاهش حضور نظامی آمریکا میتواند مانع از شکلگیری جنگهای جدید شود و زمینه را برای بحثهای جدیتر درباره ضرورت یاعدم ضرورت مداخله نظامی فراهم کند.
یکی از محورهای اصلی این یادداشت، اشاره به گزارشهای رسانههای آمریکایی درباره خسارات وارد شده به پایگاههای ایالات متحده در جریان درگیری با ایران است.
به نوشته نیویورک تایمز، ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، «با پرتاب پهپادها و موشکها به اهداف آمریکایی در سراسر خاورمیانه، حمله به سفارتخانهها، کشتن سربازان آمریکایی و آسیب رساندن به پایگاههای نظامی و زیرساختهای دفاع هوایی پاسخ داد… مقامات نظامی ایالات متحده میگویند شدت حملات تلافیجویانه نشان داده است که ایران بیش از آنچه بسیاری در دولت ترامپ پیشبینی میکردند، برای جنگ آماده بوده است.»
نویسنده همچنین به گزارشی از واشنگتن پست استناد میکند که بر اساس تصاویر ماهوارهای مدعی شده است حملات ایران به صدها تأسیسات و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه آسیب وارد کرده است.
در بخشی از این گزارش آمده است: «بر اساس تحلیل واشنگتن پست از تصاویر ماهوارهای، حملات هوایی ایران از زمان آغاز جنگ، حداقل ۲۲۸ سازه یا قطعه از تجهیزات را در سایتهای نظامی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه آسیب دیده یا نابود کرده است.»
به نوشته این روزنامه، بخشی از نیروها و خانوادههای نظامیان آمریکایی نیز از پایگاههای منطقهای به نقاط امنتر منتقل شدند؛ اقدامی که از نگاه نویسنده نشاندهنده نگرانی واشنگتن از آسیبپذیری پایگاههای خود بوده است.
این یادداشت در ادامه به دیدگاه برخی کارشناسان درباره پیامدهای منطقهای جنگ اشاره میکند.
دالیا غانم، پژوهشگر ارشد مهمان در صندوق مارشال آلمان، معتقد است جنگ اخیر موجب شده کشورهای خلیج فارس در ارزیابی خود از نقش امنیتی آمریکا تجدیدنظر کنند.
او میگوید: «جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و انتقامهای بعدی علیه کشورهای خلیج فارس که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، چشمانداز امنیتی منطقه را یک شبه تغییر داد.»
به باور غانم، دولتهای عربی اکنون با این پرسش مواجه شدهاند که آیا حضور پایگاههای آمریکایی همچنان یک عامل بازدارنده محسوب میشود یا خود به عاملی برای قرار گرفتن در معرض تهدید تبدیل شده است.
در همین راستا، نویسنده به گزارش گاردین اشاره میکند که بر اساس آن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ممکن است برای کاهش وابستگی امنیتی خود به آمریکا، به دنبال گسترش همکاری با شرکای جدید و افزایش توان دفاعی مستقل خود باشند.
اندیشکده آمریکایی در پایان استدلال میکند که واشنگتن باید از تحولات اخیر به عنوان فرصتی برای بازنگری در راهبرد نظامی خود در خاورمیانه استفاده کند.
حمله به ایران نشان داد که حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز در برابر پیامدهای یک درگیری گسترده منطقهای مصون نیست. از این رو، دولتهای آینده آمریکا باید به تدریج کنترل پایگاههای نظامی را به کشورهای میزبان واگذار کرده و نیروهای خود را از منطقه خارج کنند.
این تحلیل در نهایت نتیجه میگیرد که جنگ اخیر، فارغ از نتایج نظامی و سیاسی آن، بار دیگر پرسش قدیمی درباره هزینه و فایده حضور گسترده آمریکا در خاورمیانه را به مرکز مباحث سیاست خارجی واشنگتن بازگردانده است.