به گزارش ایرنا، از دههها پیش از آنکه پروازهای مستقیم میان ابوظبی و تلآویو برقرار شود و دوربینها لحظه امضای توافق عادیسازی بین دو طرف را ثبت کنند، رابطهای پنهان و پیچیده میان دو طرف در جریان بود. این رابطه نه از طریق دیپلماتیک، بلکه در سایهروشن همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی شکل گرفت.
تماسهایی محرمانه که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد و با وجود نبود روابط رسمی، بهتدریج به یکی از عمیقترین پیوندهای پشتپرده در خاورمیانه تبدیل شد. مساله ایران، بیش از هر عامل دیگری این پیوند سنتی را تقویت می کرد.
«مباحث اطلاعاتی از اولین نقاط تماس بین تل آویو و ابوظبی بود که دست کم به دهه ۱۹۷۰» یعنی چند سال پس از تاسیس امارات متحده عربی، برمیگردد و «از آن زمان تاکنون ادامه داشته است». این توصیف یوسی ملمن خبرنگار تحقیقی رژیم صهیونیستی از روابط بین دو طرف است.
باورها بر این بود که ملیگرایی عربی، نفوذ شوروی و بعدتر انقلاب ایران زمینه نزدیکی غیررسمی بین اسرائیل و امارات را ایجاد کرد. تماسها کاملا محرمانه و عمدتا از طریق سرویسهای غربی و واسطهها انجام میشد. تمرکز اصلی روی مسائل امنیت منطقهای و تبادل ارزیابیهای اطلاعاتی بود و در آن زمان هیچ رابطه سیاسی یا دیپلماتیک مستقیمی وجود نداشت.
روزنامه واشنگتن پست در اوت ۲۰۲۰ (مرداد ماه ۱۳۹۹) در یک گزارش مفصل درباره روابط طرفین، نوشت: از آن زمان تاکنون، هر رئیس سازمان اطلاعاتی موساد با همتای خود در امارات متحده عربی رابطه داشته است. با خروج مقامهای اطلاعاتی اسرائیل از این سرویس، بسیاری از آن ها به مشاغل تجاری روی آوردند و راههایی برای فروش کالا و خدمات به امارات و ایجاد برخی از اولین و مهمترین روابط تجاری بین دو طرف پیدا کردند.
واشنگتن پست تقریبا ۶ سال قبل گزارش داد، سرعت این تماسها پس از امضای توافقنامه اسلو بین اسرائیل و فلسطینیها در سال ۱۹۹۴ افزایش یافت.
اف-۱۶ عامل نزدیکی اسرائیل و امارات
در همین زمینه نشریه نیویورکر در ژوئن ۲۰۱۸ (خرداد ماه ۱۳۹۷) گزارش داد که رابطه عمیق و دیرینه اسرائیل با امارات متحده عربی و به ویژه با محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، از زمان نخست وزیری اسحاق رابین در اواسط دهه ۱۹۹۰ آغاز شد.
بر اساس گزارش نیویورکر، رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۹۶ به طور رسمی «دفاتر تجاری» خود را در عمان و قطر (که پس از انتفاضه دوم فلسطین بسته شدند) افتتاح کرد، اما آن دوران تل آویو هرگز روابط رسمی با امارات نداشت.
نشریه نیویورکر در آن سال فاش کرد: رابطه پنهانی بین اسرائیل و امارات متحده عربی را به مجموعهای از جلسات در یک دفتر نامشخص در واشنگتن دی سی، پس از امضای توافق اسلو، برمیگردد.
طبق آنچه این نشریه آمریکایی گزارش کرد، روابط زمانی آغاز شد که امارات در دوره اول ریاست جمهوری بیل کلینتون به دنبال خرید جنگندههای اف-۱۶ از ایالات متحده بود. مقامهای آمریکایی و اماراتی نگران اعتراض اسرائیل به فروش تسلیحات بودند، اما جرمی ایساخاروف (سفیر فعلی رژیم صهیونیستی در آلمان) که آن زمان به عنوان دیپلمات در سفارت اسرائیل در واشنگتن خدمت می کرد، درخواست «فرصتی برای بحث مستقیم در مورد این موضوع با اماراتیها و فهمیدن چگونگی قصد آنها برای استفاده از اف-۱۶» را کرد.
طبق این مقاله، در سال ۱۹۹۴، مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک امارات «به مجرایی برای تماس با اسرائیل» تبدیل شد و ایساخاروف با مقامات ابوظبی در یک دفتر خصوصی، به طور «غیررسمی و محرمانه» دیدار کرد.
نیویورکر اینطور نقل کرد که مقامات اسرائیلی و اماراتی در مورد مسئله فلسطین توافق نداشتند، اما در مورد آنچه تهدید ایران توصیف شده دیدگاه مشترکی داشتند.
آنچه منتشر شد، فقط نوک کوه یخ است. سؤال کلیدی که هنوز باقی مانده، این است که چرا با وجود سیاستهای اشغالگرانه و دسیسههای رژیم صهیونیستی در منطقه، امارات روند روابط خود با صهیونیستها را کنار نگذاشت و آن را ادامه و حتی گسترش داد.
در قسمت بعد لایههایی دیگر از روابط دو طرف را بررسی میکنیم.











