پنجاه و سه روز آزگار، معادل ۱۲۳۲ ساعت فرسایشی، از قطع گسترده اینترنت در ایران میگذرد. در حالی که اکثریت مردم در انزوای کامل از شبکههای بینالمللی به سر میبرند، سیاستگذاران با سرعتی نگرانکننده در حال توسعه اینترنت طبقاتی و اعطای دسترسیهای گزینشی به گروههای خاص هستند. اما در پس این خاموشی دیجیتال و بحثهای همیشگی درباره خسارات اقتصادی و تجاری، یک فاجعه پنهانی هم در حال وقوع است: فروپاشی کامل مفاهیم جامعهشناختی برای نسلهای جدید در ایران.
ما با وضعیتی روبه رو هستیم که در آن، تعاریف جهانی پذیرفتهشده برای نسلهای نوپا، در مرزهای کشورمان کارکرد خود را از دست دادهاند.
روبرتا کاتز، پژوهشگر دانشگاه استنفورد، در تعریف نسل زد (Gen Z) میگوید: «این نخستین نسلی است که هرگز جهانی بدون اینترنت را تجربه نکرده است.»
بر اساس این تعریف، فناوریهای مرتبط با اینترنت باعث شدند سرعت و گستره ارتباطات انسانی به شدت تغییر کنند. برای این نسل، هنجار زندگی از همان دوران کودکی بر پایه سرعت و وسعت ارتباطات بنا شده است. آنها با ابزارهای دیجیتال یاد گرفتند که همزمان مستقل و مشارکتجو باشند و با شناخت فرهنگهای مختلف، هویت منحصربهفرد خود را بسازند.
اما امروز در ایران، ما با کدام «نسل زد» مواجهیم؟ وقتی ابتداییترین ویژگی این نسل، یعنی زیستن در اتمسفر همیشگی اینترنت، با تصمیمات قهری از آنها سلب میشود، استفاده از این واژه برای توصیف نوجوانان و جوانان ایرانی به یک طنز تلخ میماند. نسلی که باید با سرعت و مقیاس جهانی رشد میکرد، حالا باید برای باز کردن یک صفحه ساده وب، ساعتها با فیلترشکنهای از کار افتاده کلنجار برود.
برای نوجوانان و جوانان، اینترنت یک ابزار یا کالای لوکس نیست؛ بلکه یک حق طبیعی و بخشی از هویت در هم تنیده اوست. زندگی آنها با پلتفرمهایی چون یوتیوب و بازیهای آنلاین عجین شده و با الگوریتمهایی رشد کردهاند که نیازهایشان را در کسری از ثانیه پاسخ میدهند.
شبکههای اجتماعی و بازیهای آنلاین برای آنها صرفاً سرگرمی نیست، بلکه فضای امن دوستانه و بستر اصلی جامعهپذیری آنهاست. قطع اینترنت، آنها را از این گروههای امن جدا کرده و به انزوایی عمیق میکشاند. این انزوا در حساسترین سنین رشد، به معنای ناتوانی آنها در برقراری ارتباطات حضوری مؤثر و از بین رفتن اعتمادشان به ساختارهای اجتماعی در آینده است.
قطع ناگهانی و طولانیمدت شبکه در شرایط پرالتهاب و جنگی ماههای اخیر، ضربهای به این نسل وارد میکند که با هیچ متر و معیاری قابل اندازهگیری نیست. به این موضوع نگرانیهای معیشتی و مالی والدین آنها را اضافه کنید که به علت قطع اینترنت کار خود را از دست دادهاند. این اضطراب والدین بدون هیچ فیلتری به فرزندان منتقل میشود. اضطرابی که سالها زندگی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد و منجر به فوبیاهای مختلف در بزرگسالی خواهد شد.
نباید فراموش کنیم که پیشران اصلی اقتصاد و آینده هر کشوری، نسل جوان آن است. بلایی که امروز با قطع اینترنت و انزوای دیجیتال بر سر سرمایههای اصلی کشور نازل میشود، بسیار مخربتر از ویرانی هر پل است. زیرساختهای فیزیکی را میتوان با پول و زمان بازسازی کرد، اما روان آسیبدیده و اعتماد از دسترفته یک نسل را با هیچ بودجهای نمیتوان ترمیم کرد.