خبرگزاری تسنیم، علی نورعلیپور - امروز عاشوراست، روزی که آسمان و زمین در ماتم بزرگترین حماسه تاریخ اسلام به سوگ نشستهاند روزی که یادآور عطش کودکان، غربت اهلبیت(ع)، وفاداری یاران و مظلومیت فرزند پیامبر خدا(ص) است.
اما عاشورا تنها یک روز برای گریستن نیست؛ عاشورا روز اندیشیدن است روز بازخوانی حقیقت و روز تجدید پیمان با راهی که حسینبنعلی(ع) برای آن جان خود، فرزندانش و عزیزترین یارانش را تقدیم کرد.
بیش از سیزده قرن از آن ظهر خونین میگذرد، اما هنوز نام حسین(ع) زنده است و هر سال میلیونها دل در سراسر جهان با شنیدن نام او به تپش درمیآید این ماندگاری را نمیتوان تنها با عواطف و احساسات توضیح داد راز جاودانگی عاشورا در آن است که کربلا یک حادثه صرف تاریخی نیست؛ کربلا تجلی یک حقیقت همیشگیست حقیقتی که در هر عصر و زمان میان حق و باطل، عدالت و ظلم، آزادگی و ذلت جریان دارد.
اگر عاشورا فقط یک جنگ بود، باید در میان هزاران نبرد تاریخ گم میشد اگر تنها یک واقعه سیاسی بود، با تغییر حکومتها به فراموشی سپرده میشد اما آنچه کربلا را جاودانه کرد، این بود که امام حسین(ع) برای هدفی فراتر از زمان قیام کرد؛ برای احیای ارزشهایی که بدون آنها انسانیت معنایی ندارد او برای حفظ حقیقت دین، برای مقابله با تحریف، برای احیای عدالت و برای نجات جامعه از سقوط در ورطه بیتفاوتی و سازش قیام کرد.
امام حسین(ع) در شرایطی به میدان آمد که جامعه اسلامی گرفتار نوعی رخوت و دنیازدگی شده بود بسیاری حقیقت را میدانستند، اما جرأت ایستادن پای آن را نداشتند عدهای سکوت را به مسئولیت ترجیح میدادند و گروهی نیز منافع دنیوی را بر حق مقدم میشمردند در چنین فضایی، بزرگترین خطر نه قدرت یزید، بلکه عادی شدن ظلم و پذیرفته شدن انحراف بود.
عاشورا پیش از آنکه میدان نبرد شمشیرها باشد، میدان نبرد اندیشهها و انتخابهاست در کربلا هرکس باید تصمیم میگرفت در کدام سوی تاریخ بایستد برخی راه عزت را برگزیدند و برخی راه ذلت را، برخی برای همیشه در حافظه تاریخ جاودانه شدند و برخی دیگر نام خود را در فهرست سیاهترین جنایتکاران تاریخ ثبت کردند.
بزرگترین پیام عاشورا، پیام آزادگی است امام حسین(ع) به بشریت آموخت که انسان مؤمن هرگز نباید کرامت خود را در برابر قدرت، ثروت یا تهدید بفروشد هنگامی که او فریاد زد «هیهات منا الذلة»، در واقع منشور جاودانهای برای همه آزادگان جهان صادر کرد این جمله فقط متعلق به سال 61 هجری نیست؛ پیامی است برای همه عصرها و نسلها پیامی که میگوید عزت، ارزشمندتر از زندگی همراه با خواری است و حقیقت، بالاتر از هر منفعت زودگذر دنیوی قرار دارد.
عاشورا همچنین مدرسه بزرگ مسئولیتپذیری اجتماعی است، سیدالشهدا(ع) در وصیتنامه تاریخی خود تصریح میکند که برای اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده است این سخن نشان میدهد که مسلمان حقیقی نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه خود بیتفاوت باشد بیتفاوتی در برابر ظلم، زمینهساز گسترش ظلم است و سکوت در برابر انحراف، به تثبیت انحراف میانجامد عاشورا به ما میآموزد که دفاع از حق و مقابله با باطل، وظیفهای همگانی است؛ حتی اگر هزینه داشته باشد.
در متن این حماسه عظیم، اخلاص جایگاهی ویژه دارد یاران امام حسین(ع) میدانستند که فردای عاشورا در این دنیا نخواهند بود آنان برای پیروزی ظاهری نجنگیدند و امیدی به غنیمت و قدرت نداشتند آنچه آنان را در کنار امام نگه داشت، ایمان، معرفت و اخلاص بود، همین اخلاص بود که از آنان اسطورههای جاودانه ساخت و نامشان را پس از قرنها همچنان زنده نگه داشت.
اما اخلاص در کربلا تنها یک مفهوم اخلاقی نبود؛ در سیمای مردانی تجلی یافت که در تاریکترین شب تاریخ، روشنترین انتخاب را انجام دادند شب عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) بیعت را از یاران خود برداشت و چراغ خیمه را خاموش کرد تا هر کس میخواهد بیهیچ شرمی از تاریکی شب استفاده کرده و برود، هیچکس کاروان حق را ترک نکرد آنان میدانستند فردا چه سرنوشتی در انتظارشان است، اما ماندند؛ زیرا حقیقت را یافته بودند.
حبیببنمظاهر، پیرمردی که سالها افتخار همنشینی با پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) را داشت، در واپسین روزهای عمر خویش راه کربلا را انتخاب کرد تا در رکاب امام زمانش به شهادت برسد مسلمبنعوسجه، زهیربنقین، نافعبنهلال و دهها یار باوفای دیگر نشان دادند که معیار ارزش انسان، میزان وفاداری او به حق است، نه سن و سال، نه جایگاه اجتماعی و نه برخورداری از دنیا.
در میان شهدای کربلا، نام حضرت عباس(ع) همچون خورشیدی درخشان و بی نظیر بر تارک وفاداری میدرخشد، علمدار سپاه حسین(ع) تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او تجسم غیرت، ایثار و وفاداری بود هنگامی که به آب فرات رسید، تشنگی خود را فراموش کرد و عطش کودکان خیمهها را به یاد آورد عباس(ع) با دستان بریده اما قامتی استوار، به تاریخ آموخت که وفاداری تا آخرین نفس معنا پیدا میکند.
علیاکبر(ع) نیز جلوه دیگری از عظمت کربلاست جوانی که امام حسین(ع) او را شبیهترین مردم به پیامبر اکرم(ص) در چهره، گفتار و رفتار معرفی کرد هنگامی که علیاکبر(ع) راهی میدان شد، گویی شکوه نبوت بار دیگر در برابر دیدگان تاریخ به تصویر کشیده شد شهادت وی تنها داغ یک پدر نبود؛ مصیبتی بود که دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
و در اوج مظلومیت، علیاصغر(ع) قرار دارد؛ کودک ششماههای که با گلوی تشنه به میدان آورده شد تا شاید دل سنگشدگان نرم شود، اما تیر سهشعبه پاسخ عطش او بود علیاصغر(ع) سند همیشگی مظلومیت جبهه حق و نشانه آشکار قساوت جبهه باطل شد؛ سندی که پس از قرنها همچنان وجدانهای بیدار را به لرزه درمیآورد.
اما در میان همه این ستارگان، خورشید کربلا شخص حسینبنعلی(ع) است امامی که از آغاز حرکت تا آخرین لحظه حیات، لحظهای از مسیر حق عقب ننشست ایشان برای قدرت نجنگید، برای حقیقت قیام کرد وی نیامد تا صرفاً حکومتی را تغییر دهد؛ آمد تا معیار تشخیص حق و باطل را برای همیشه در تاریخ ثبت کند امام حسین(ع) با خون خود به بشریت آموخت که گاهی یک «نه» گفتن به ظلم، ارزشی بیش از سالها زندگی در سایه سازش دارد.
اما نهضت عاشورا با شهادت امام حسین(ع) پایان نیافت دشمن تصور میکرد با شهادت فرزند پیامبر(ص) همه چیز تمام شده است، اما رسالت بزرگ دیگری آغاز شد اگر خون حسین(ع) اسلام را زنده کرد، پیام زینب(س) آن را ماندگار ساخت.
پس از عاشورا، حکومت اموی تلاش کرد حقیقت را در میان هیاهوی تبلیغات و تحریف دفن کند، اما حضرت زینب(س) اجازه نداد روایت دشمن بر افکار عمومی حاکم شود او در کوفه و شام چنان از حقیقت سخن گفت که پایههای تبلیغاتی حکومت یزید را به لرزه درآورد زینب(س) نشان داد که جهاد تبیین ادامه جهاد میدان است و پاسداری از حقیقت، کمتر از شمشیر زدن در میدان نبرد نیست.
امروز نیز جهان بیش از هر زمان دیگری به پیام عاشورا نیاز دارد در روزگاری که حقیقت گاه زیر انبوهی از دروغ، تحریف و جنگ روایتها پنهان میشود، در زمانی که قدرتهای سلطهگر میکوشند ملتها را به تسلیم وادار کنند، عاشورا همچنان چراغ راه آزادگان است کربلا به ما یادآوری میکند که حق همیشه در اکثریت نیست و گاهی باید در اقلیت ایستاد، اما از حقیقت عقب ننشست.
عاشورا به ما میآموزد که پیروزی تنها در غلبه نظامی خلاصه نمیشود چه بسیار قدرتهایی که در میدان پیروز شدند اما در تاریخ شکست خوردند و چه بسیار مظلومانی که در ظاهر مغلوب شدند اما وجدان بشریت را فتح کردند یزید حکومت را حفظ کرد، اما حسین(ع) تاریخ را فتح کرد؛ و این بزرگترین حقیقت عاشوراست.
امروز که عاشورای حسینی فرا رسیده است، بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم سهم ما از این مکتب چیست؟ آیا عاشورا برای ما تنها یک مراسم و یک مناسبت است یا راهی برای زندگی؟ آیا پیام آزادگی، عدالتخواهی، مسئولیتپذیری، اخلاص و ایستادگی در برابر ظلم در رفتار و تصمیمهای ما جلوهای دارد؟
محرم تنها موسم اشک نیست؛ موسم شناخت است اشک بر حسین(ع) زمانی ارزش پیدا میکند که ما را به مسیر حسین(ع) نزدیکتر کند عاشورا از ما نمیخواهد فقط بر مصیبتها بگرییم؛ از ما میخواهد انتخاب کنیم همان انتخابی که در سال 61 هجری پیش روی مردم کوفه قرار گرفت و امروز نیز در شکل و صورتی دیگر پیش روی همه ما قرار دارد.
و شاید همه پیام عاشورا را بتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ اینکه انسان مؤمن ممکن است در میدان نبرد تنها بماند، اما هرگز نباید حقیقت را تنها بگذارد.
انتهای پیام/