به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، در صبح عاشورا، جایی که سوگ حسینی به اوج میرسد، آیین «مکن ای صبح طلوع» بار دیگر جان میگیرد؛ آیینی که سالهاست عزاداران با سینهزنی، نوحهخوانی و زمزمهای آشنا آن را زنده نگه داشتهاند. در این مراسم، مردم نه فقط برای یادآوری یک واقعه تاریخی، بلکه برای بازخوانی اندوهی جمعی گردهم میآیند؛ اندوهی که نسل به نسل منتقل شده و هنوز در کوچهها، حسینیهها و میدانهای شهر طنین دارد.
صبحی که نباید طلوع میکرد
صبح عاشورا برای بسیاری از عزاداران یک زمان تقویمی نیست؛ لحظهای است که تاریخ در آن متوقف شده و خاطره کربلا بار دیگر در ذهن و زبان مردم زنده میشود.
آیین «مکن ای صبح طلوع» از جمله مراسمی است که در همین فضا شکل گرفته و سالهاست در برخی مناطق کشور، بهویژه در میان هیئتهای قدیمی و عزاداران سنتی در شمال کشور و مازندران، برگزار میشود.
نام این آیین، خود حامل معنایی عمیق است؛ گویی عزادار با طلوع صبح عاشورا که خبر از آغاز روز شهادت میدهد، در ستیز است. صبح در اینجا تنها روشنایی نیست، بلکه یادآور لحظهای است که کاروان عاشورا به آخرین ساعات خود نزدیک میشود. از همین روست که نوای «مکن ای صبح طلوع» تنها یک زمزمه نیست؛ نوعی اعتراض عاطفی آیینی به فرارسیدن لحظهای است که حادثه کربلا را به اوج میبرد.
در این مراسم، عزاداران با لباسهای مشکی، چهرههای اندوهگین و دستهایی که بر سینه مینشیند، گرد یکدیگر جمع میشوند. نوحهخوانی آرام آغاز میشود و بهتدریج با ریتم سینهزنی در هم میآمیزد. صدای طبل، سنج و نالههای هماهنگ در سکوت سحر در کوی و برزن کوچه و میادین شهر و روستاهای دیار علویان فضایی میسازد که در آن سوگواری به یک تجربه جمعی تبدیل میشود؛ تجربهای که هم جسم را درگیر میکند و هم جان را. کوچک و بزرگ صبح پس از عزاداری شب عاشورا از خانه بیرون میآیند و عزاداری میکنند.
آیین، فراتر از یک عزاداری ساده
آیین «مکن ای صبح طلوع» را نمیتوان صرفاً یک مراسم سوگواری معمولی دانست. این آیین در واقع بخشی از حافظه فرهنگی و مذهبی مردم دیار علویان است؛ حافظهای که با شعر، موسیقی آیینی، حرکتهای هماهنگ و اشکهای بیاختیار زنده میماند. بسیاری از شرکتکنندگان در این مراسم، آن را از کودکی در کنار خانواده و بزرگان خود دیدهاند و امروز خود، ادامهدهنده همان سنت هستند.
یکی از ویژگیهای مهم این آیین، مشارکت همگانی است. در این آیین فقط مداح یا نوحهخوان نقش ندارد؛ همه حاضران بخشی از اجرا هستند. هر ضربه بر سینه، هر همنوایی در پاسخ به نوحه و هر اشکی که بر گونه میلغزد، سهمی از این روایت جمعی است. همین مشارکت، آیین را از یک برنامه رسمی به یک تجربه زیسته و مردمی تبدیل میکند.
در بسیاری از مناطق، صبح عاشورا اوج عزاداری است. مردم پیش از طلوع آفتاب از خانهها بیرون میآیند تا در مراسم شرکت کنند. برخی از ساعاتی قبل در حسینیهها و تکایا حاضر شدهاند. سکوت پیش از آغاز مراسم، خود بخشی از فضاست؛ سکوتی که آماده میشود تا با نخستین نالهها و نوحهها شکسته شود.
روایت مردم؛ عزاداری، میراثی خانوادگی
اگر پای صحبت شرکتکنندگان در این مراسم بنشینی، هرکدام روایت خود را دارند. برای یکی، این آیین یادگار پدر و پدربزرگ از عاشورا و حماسه حسینی است؛ برای دیگری، عهدی است با امام حسین(ع)؛ و برای بعضی، لحظهای است که میتوانند اندوهی عمیق را با جمعی همدل قسمت کنند در رثای عزای سید و سالار شهیدان.
یکی از عزاداران سالخورده که سالهاست در این مراسم شرکت میکند، میگوید:
«ما از بچگی صبح عاشورا را با این نوحه شناختیم. وقتی مداح میگوید " مکن ای صبح طلوع"، انگار دل آدم میلرزد. این فقط شعر نیست، یک آه است. انگار نمیخواهی روزی برسد که کاروان حسین(ع) تنها بماند.»
شهلا زنی میانسال که همراه فرزندانش در مراسم حضور یافته، از نقش خانواده در انتقال این آیین میگوید: «مادر من همیشه میگفت صبح عاشورا را باید با گریه شروع کرد. ما هم بچههایمان را از همان کودکی آوردهایم تا بدانند این عزاداری یک مراسم مذهبی صرف نیست، بخشی از هویت ماست.»
امیررضا جوانی که برای نخستینبار در این جمع حضور یافته، تجربهاش را اینگونه توصیف میکند: «تا قبل از این فقط دربارهاش شنیده بودم. اما وقتی از نزدیک دیدم، فهمیدم چرا مردم اینقدر با جان و دل در آن شرکت میکنند. اینجا همه چیز واقعی است؛ اشک، صدا، سکوت، ضرباهنگ سینهزنی. حس میکنی در یک غم مشترک غرق شدهای.»
این روایتها نشان میدهد که آیین «مکن ای صبح طلوع» تنها در نوحه و سینهزنی خلاصه نمیشود. این مراسم، نوعی پیوند نسلی است؛ پیوندی میان گذشته، حال و آینده.
محتوای آیین؛ از نوحه تا سینهزنی
مراسم معمولاً با قرائت دعا، روضه و سپس نوحهخوانی آغاز میشود. نوحه اصلی با محوریت همان مضمون مشهور «مکن ای صبح طلوع» فضای مجلس را شکل میدهد. مضمون این نوحهها معمولاً بر مظلومیت امام حسین(ع)، وداع اهلبیت، تنهایی یاران و فرارسیدن لحظه شهادت تأکید دارد و پس از آن، سینهزنی آغاز میشود.
سینهزنی در این آیین، حرکتی نمادین نیست، بلکه زبان بدن در سوگ است. حرکتی هماهنگ که در آن جمع، با ضرباهنگی واحد، اندوه خود را به نمایش میگذارد. برخی گروهها بهصورت حلقهای یا صفی میچرخند و برخی با نظمی خاص، ضربات سینه را با نوحه هماهنگ میکنند. این هماهنگی، حس همدلی و اتحاد را تقویت میکند.
در کنار این استفاده از طبل و سنج نیز به مراسم شکلی آیینیتر میدهد. صداها نه برای شور بلکه برای برجسته کردن اندوه و شکوه صحنه بهکار میروند. ترکیب صدای مداح، همخوانی مردم و کوبش سنج، فضایی میسازد که برای حاضران، یادآور صبح داغ و خونین عاشوراست.
معنای اجتماعی و فرهنگی آیین
از منظر اجتماعی، آیین «مکن ای صبح طلوع» یکی از نمودهای مهم همبستگی مذهبی و فرهنگی در جامعه است. در این مراسم، جمعی از افراد با سن، جنسیت و جایگاههای مختلف را در یک تجربه مشترک گرد هم میآورد. در چنین فضایی، فاصلههای فردی کم میشود و احساس تعلق به یک سنت مشترک تقویت میگردد.
این آیین همچنین نقش مهمی در حفظ میراث شفاهی دارد. بسیاری از نوحهها، اشعار و لحنهای خاص عزاداری از طریق همین مراسمها از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. اگر این آیینها نباشند، بخشی از زبان عاطفی و فرهنگی جامعه نیز بهتدریج از میان خواهد رفت.
از سوی دیگر، این مراسم برای بسیاری از مردم فرصتی برای تخلیه عاطفی و همدردی جمعی است
چرا آئین مکن ای صبح طلوع هنوز زنده است؟
پرسش مهم این است که چرا آیینی مانند «مکن ای صبح طلوع» هنوز پس از سالها زنده مانده و حتی در برخی مناطق با شور بیشتری برگزار میشود؟ پاسخ را باید در چند عامل جستوجو کرد.
نخست، ریشهدار بودن در باور دینی مردم مازندران است. این مراسم برای عزاداران تنها یک رسم ساده و معمول نیست، بلکه بخشی از ارادت و تعلق قلبی به امام حسین(ع) است.
دوم قدرت روایتگری آیینی است. این مراسم حادثه کربلا را نه از طریق متنهای خشک، بلکه از راه صدا، حرکت، اشک و جمع بازآفرینی میکند.
سوم انتقال خانوادگی و اجتماعی است. بسیاری از کودکان از همان سالهای نخست زندگی با این فضا آشنا میشوند و همین آشنایی، تداوم آیین را تضمین میکند.
و چهارم، نیاز انسان به سوگواری جمعی نیازی که در این آیین به شکلی عمیق و معنادار پاسخ داده میشود.
طلوعی که با اندوه معنا میگیرد
صبح عاشورا در آیین "مکن ای صبح طلوع" روشناییاش با اشک معنا میگیرد و طلوعش با سوگ همراه میشود. در این مراسم، مردم منتظر روزی هستند که یادآور بزرگترین اندوه تاریخ شیعه است؛ روزی که در آن وفاداری، فداکاری، مظلومیت و غربت در اوج خود قرار میگیرند.
وقتی نوحهخوان میگوید «مکن ای صبح طلوع»، جمعیت تنها به یک بیت پاسخ نمیدهد؛ بلکه انگار با تمام وجود با زمان و تاریخ سخن میگوید. این جمله، آهی است برآمده از دل عزادارانی که نمیخواهند لحظه شهادت فرا برسد.
کم کم صبح عاشورا طلوع کرده است؛ و درست از همینجا، روایت عزاداری آغاز شده است روایتی که تا امروز ادامه یافته است.
آیین «مکن ای صبح طلوع» نشان میدهد که سوگ، اگر در دل یک سنت زنده و مردمی قرار بگیرد، نهتنها فراموش نمیشود، بلکه هر سال با نیرویی تازه بازمیگردد. این مراسم، یادآور آن است که فرهنگ عاشورا فقط در کتابها و منبرها نیست؛ در کوچهها، در سینهها، در صدای همنوایی مردم و در اشکهایی است که هنوز با طلوع صبح عاشورا جاری میشود.
انتهای پیام/