به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، در سرزمینی که کوه، دشت، رود و خاک، حافظهای بلندتر از عمر نسلها دارند، محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ فصلی است که در آن تاریخ، باور و هویت مردم بههم میرسند و روایتی مشترک را از نو زنده میکنند.
امسال اما محرم در لرستان رنگوبویی دیگر دارد. مردمی که هر سال با داغ کربلا به استقبال روزهای تاسوعا و عاشورا میرفتند، این بار اندوهی تازه را نیز بر دوش میکشند.
سوگ حسینبنعلی(ع) و یارانش با غم فقدان رهبر شهیدی درهم آمیخته است که نام و یادش در ذهن و زبان مردم زنده مانده و بر سنگینی این روزها افزوده است.
گویی داغی که از 14 قرن پیش بر دل تاریخ و لرستان نشسته، اینبار با زخمی تازه پیوند خورده و در آیینه دل مردمان این دیار انعکاسی دیگر یافته است.
در لرستان، محرم از روزهای نخست آغاز میشود؛ از زمانی که بیرقهای سیاه بر سردر خانهها، مساجد و حسینیهها نصب میشوند و شهرها آرامآرام چهرهای دیگر به خود میگیرند.
صدای نوحه در کوچهها میپیچد و مردمان خود را برای روزهایی آماده میکنند که اوج دلدادگی آنان به فرهنگ عاشورا به شمار میرود. اما در میان همه آیینهای عزاداری این سرزمین، گلمالی جایگاهی ویژه دارد.
پیوند خاک و حافظه تاریخی
گلمالی تنها یک مراسم عزاداری نیست؛ روایت پیوندی عمیق میان انسان، خاک و حافظه تاریخی است. در این آیین، خاک از زیر پای مردم به بخشی از هویت آنان تبدیل میشود.
مردان و جوانان در کنار حوضچههای گل گرد میآیند، خاک را با آب درمیآمیزند و گِلی میسازند که ساعاتی بعد بر سر و صورت و لباس آنان خواهد نشست. این گل، تنها ترکیبی از خاک و آب نیست؛ نمادی از اندوه، همدلی، فروتنی و همراهی با مصیبتی است که قرنهاست در حافظه جمعی شیعیان زنده ماندهاست.
در روز عاشورا، هنگامی که عزاداران تن خود را به گل میآلایند، در حقیقت تنها یک رسم محلی را اجرا نمیکنند؛ آنان بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی سرزمین خود را بازآفرینی میکنند.
هر مشت خاک، یادآور قرنها روایت، باور و سنت است و هر قطره آب که با آن درآمیخته میشود، نشانی از استمرار فرهنگی دارد که نسلبهنسل منتقل شدهاست. شاید به همین دلیل است که مردم لرستان گلمالی را نه صرفاً یک مراسم، بلکه بخشی از هویت خود میدانند؛ هویتی که در روزهای محرم بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
گلمالی مرهم زخم مردمی است که این روزها اندوه و فراق رهبر شهید امت را در کنار سوگ سنگین روز عاشورا برای سالار شهیدان تسلی میدهد.
آیین گلمالی قدمتی به بلندای تاریخ کهن چند هزار ساله این سرزمین دارد. از سوگ سیاوش گرفته تا غم مرگ سهراب، مردم لر سینهبهسینه و دستبهدست این رسم کهن را به نسل آینده خود منتقل کردهاند.
از سوگ سیاوش تا عزای محرم
آیین گلمالی بهعنوان یکی از میراث ناملموس فرهنگی به شماره 53 ثبت ملی شده است تا در کنار دیگر رسوم مردم لر، به نسلهای آینده برسد.
بهزاد پاکدل، مسئول کانون هنرهای آیینی و سنتی لرستان، در اینباره به خبرنگار تسنیم گفت: گلمالی ریشهای تاریخی دارد، اما منابع مکتوبی که بهعنوان سند بتوان از آنها استفاده کرد، بسیار کم است و به این موضوع پرداخته نشدهاست.
وی افزود: در متون کهن و منابع تاریخی که بهعنوان کتابهای مرجع از آنها یاد میشود، نامی از گلمالی برده نشده است تا بتوانیم آن را بهعنوان یک منبع مستند برای یافتن ریشههای این آیین معرفی کنیم، اما شاید یکی از منابعی که بتوان به آن استناد کرد، شاهنامه باشد.
پاکدل اشاره کرد: در داستان سیاوش، زمانی که او بهدست افراسیاب کشته میشود، دستور داده میشود ظرفی زیر گردن سیاوش قرار دهند تا خون او بر زمین نریزد؛ زیرا ایرانیان به خونخواهی سیاوش برخواهند خاست، اما به خواست خداوند، آن ظرف واژگون میشود و زمین با خون سیاوش آغشته میشود.
وی بیان کرد: همسر سیاوش که دختر افراسیاب است، از آن گل خونآلود بر خود میمالد، در سوگ سیاوش مینالد، مویه میکند و موهایش را میکند و از آن خاک و خون نیز گلی میروید که به گل سیاوشان معروف میشود.
مسئول کانون هنرهای آیینی و سنتی لرستان اظهار کرد: از هزاران سال پیش و هزاره دوم پیش از میلاد، آیین گلمالی و عزاداری در ایران رواج داشته است.
آیینی بهقدمت ایران
پاکدل خاطرنشان کرد: شاهنامه کتابی افسانهای است، نمیتوان آن را یک منبع کاملاً تاریخی، روایی و مستند دانست و بهصراحت تاریخی مشخص برای این آیین تعیین کرد.
وی اشاره کرد: برخی پژوهشگران معتقدند داستان سیاوش به دوران اشکانیان و برخی دیگر معتقدند به دورهای پیش از اشکانیان و هخامنشیان بازمیگردد.
مسئول کانون هنرهای آیینی و سنتی لرستان توضیح داد: ما از آن زمان به بعد، شاهد عزاداری ایرانیان برای سیاوش هستیم؛ سوگی که بهصورت نمادین به خونخواهی سیاوش تبدیل شد و در سالروز مرگ او برگزار میشود.
پاکدل بیان کرد: امروزه مستنداتی وجود دارد که قدمت گلمالی را ملموستر کرده و یکی از بارزترین اسناد، نقشنگارهای است که روسها هنگام حمله به ایران، آن را از دیوارهای تاجیکستان امروزی جدا کردند و به موزههای روسیه در سنپترزبورگ یا مسکو منتقل کردند.
وی تأکید کرد: اسناد تاریخی نشان میدهد که در جایجای ایران، مراسم سوگ سیاوش برگزار میشده و بهویژه در منطقه زاگرس، میان لرها و بختیاریهای لرستان و حتی سیستانیها، این سوگ همراه با نواختن ساز و دهل، سحری، چمری، کَتَلی، مور و افروختن آتشهایی به نماد عبور سیاوش از آتش و نشانه پاکی او برگزار میشد.
مسئول کانون هنرهای آیینی و سنتی لرستان با اشاره به اینکه مشخص نیست در عصر نقشنگارههای یافتشده، گلمالیدن نیز مرسوم بوده باشد، تصریح کرد: در اینباره باید با دیده تردید نگاه کنیم.
ریشه در تاریخ زاگرس
پاکدل یادآور شد: هرچند به استناد اشعار شاهنامه میتوان گفت نوعی گلمالی وجود داشته، اما نه به شیوه امروز که حوضی آماده شود و مردم در آن غلت بزنند و از سر تا پا گلی شوند.
در گذشته نهچندان دور، سیاهچادرهایی که نماد زندگی، حیات و بهار بودند، ستونهایشان شکسته میشد و فرو میریخت. مردم لر این سیاهچادرها را تکهتکه میکردند و بر شانههای خود میانداختند که اصطلاحاً به آن «سیوشو» گفته میشد. سپس پنجهای گلآلود بر روی آن میکشیدند، از کمر میبستند و آیین راهراه، چمری و دیگر مراسم سوگ سیاوش را اجرا میکردند.
مسئول کانون هنرهای آیینی و سنتی لرستان بیان کرد: عزاداری در کربلا و نجف تا پیش از آن بهصورت پنهانی توسط شیعیان انجام میشد، زیرا در دوران خلفای اموی و عباسی، عزاداری برای امام حسین ممنوع بود، اما از زمانی که آلبویه تشیع را گسترش داد، شاهد رونق این آیینها هستیم.
پاکدل افزود: در ایران، گلمالی هنوز نمود چندانی نداشت؛ زیرا حتی در سدههای چهارم و پنجم هجری، بیشتر مردم زاگرسنشین سنی شافعی بودند.
وی بیان کرد: بعدها که در دوره آلبویه به تشیع گرایش پیدا کردند، آیینهای محرم شکل گرفت و در دوره صفویه به اوج نمود و جلوه خود رسید و تا امروز استمرار یافته است.
گرهخورده با نام حسین
در روایتهای تاریخی آمده است که گلی که برای عزاداری آماده میشد، از خاک کربلا بود و بهنوعی از همان نمادهای سوگ سیاوش بهره میگرفت.
پاکدل گفت: از زمانی که مردم لرستان به مذهب تشیع گرایش پیدا کردند و برای سالار شهدا، حسینبنعلی و یارانش عزاداری کردند، از خاک کربلا گل درست میکردند و به عزاداری میپرداختند و این آغاز آیینهای عزاداری امام حسین بود.
وی تأکید کرد: قطعاً آنچه امروز بهعنوان گلمالی میشناسیم، با شکل اولیه آن تفاوتهایی دارد و در طول زمان دچار تغییر شده، اما ریشه همان آیین کهن است، اما امروز به شیوهای متفاوت اجرا میشود.
در روزهایی که دوباره طبلهای محرم طنینانداز شده و بیرقهای عزا بر فراز شهرها و روستاها به اهتزاز درآمدهاند، مردمان لرستان نیز همچون نیاکان خود راهی را ادامه میدهند که قرنها پیش آغاز شده است؛ راهی که از خاک میگذرد، به حافظه تاریخی یک ملت میرسد و در نهایت بهنام و یاد حسینبنعلی گره میخورد.
گزارش از: مژگان شلکه بیرانوند
انتهای پیام/