دور جدید مذاکرات میان آمریکا و ایران آغاز شده است. هدف از این گفتوگوها، حلوفصل یکی از پیچیدهترین بحرانهای میان دو کشور، یعنی آینده برنامه هستهای ایران است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها ادعا کرده است که دلیل اصلی او برای بررسی گزینههای نظامی علیه تهران، جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هستهای بوده است. در سالهای اخیر، ایران توانسته اورانیوم را تا سطح بالایی غنیسازی و ذخیره کند. این موضوع باعث نگرانی آمریکا و اسرائیل شده و آنها ادعا میکنند که ممکن است ایران از این اورانیوم برای ساخت سلاح استفاده کند.
بر اساس ادعای غربیها، تاسیساتی که احتمال میرود محل نگهداری این اورانیومهای غنیشده باشد، در جریان حملات سال گذشته آمریکا و اسرائیل آسیب دیده است. با این حال، وضعیت دقیق ذخایر اورانیوم ایران هنوز کاملاً روشن نیست.
ایران بیش از پنجاه سال است که با قاطعیت تأکید میکند برنامه هستهایاش فقط برای اهداف صلحآمیز است. اما در مقابل، واشنگتن اصرار دارد که باید تضمینهای محکمی بگیرد تا مطمئن شود ایران هیچگاه بهصورت مخفیانه به سمت ساخت سلاح حرکت نمیکند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این مذاکرات در قالب یک فرصت ۶۰ روزه در کشور سوئیس در حال انجام است تا دو طرف به یک توافق جامع دست پیدا کنند. انتظار میرود این گفتوگوها روی چهار موضوع بسیار مهم متمرکز باشد:
اولین و شاید مهمترین موضوع روی میز مذاکره، بحث غنیسازی اورانیوم است. فرآیند غنیسازی میتواند اورانیوم را از یک سوخت معمولی برای تولید برق، به مادهای اصلی برای ساخت سلاحهای هستهای تبدیل کند.
دومین موضوع کلیدی در این گفتوگوها، مسئله لغو تحریمهاست. توافق اولیه نشان میدهد که احتمالاً میلیاردها دلار از پولهای بلوکهشده ایران آزاد میشود و تحریمهای فلجکننده اقتصادی نیز لغو خواهند شد. قرار است این موضوعات «خیلی فوری» در جریان مذاکرات بررسی شوند.
با این حال، دونالد ترامپ حرفهای دوپهلویی زده و ادعا کرده است که تحریمها «بهمحض اصلاح رفتار ایران» برداشته میشوند؛ حرفی که نشان میدهد شاید لغو تحریمها با تأخیر مواجه شود. از سوی دیگر، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز در مصاحبه با نیویورکتایمز شرط عجیبی گذاشته است. او گفته است که هرگونه گشایش مالی برای ایران، به توقف حمایت تهران از گروههای مقاومت منطقهای مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن بستگی دارد.
موضوع سوم، ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران است. در توافقات اولیه، آمریکا قول داده بود که در راهاندازی این صندوق کمک کند. اما ترامپ بعداً حرف خود را تغییر داد و گفت که آمریکا هیچ پول مستقیمی برای این کار نمیپردازد و بودجه آن باید توسط کشورهای دیگر، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین شود.
به ادعای یکی از دیپلماتهای آگاه از روند مذاکرات، این صندوق قرار نیست به عنوان «غرامت جنگی» به ایران داده شود، بلکه پس از نهایی شدن توافق، به عنوان مسیری برای جذب سرمایههای بخش خصوصی راهاندازی خواهد شد. گزارشها حاکی از آن است که تاکنون شرکتهای مختلفی از آمریکا، خاورمیانه، آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا متعهد شدهاند که نیمی از این مبلغ را تأمین کنند.
چهارمین پرونده حساس، وضعیت رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز و همچنین برنامه موشکی ایران است. تنگه هرمز یک مسیر بسیار حیاتی برای عبور و مرور جهانی نفت و گاز محسوب میشود.
طبق توافق اولیه، ایران قبول کرده است که حداقل در این دوره ۶۰ روزه، هیچ پولی بابت عبور کشتیها از این تنگه دریافت نکند. اما وزارت خارجه ایران بهطور غیرمستقیم اشاره کرده است که شاید پس از این مدت، هزینههایی را برای ارائه «خدمات مشخصنشده» وضع کند. ترامپ اما بهتازگی ادعا کرده که حتی پس از این ۶۰ روز هم هیچ عوارضی به ایران پرداخت نخواهد شد.
در کنار این مسائل، توانایی موشکهای بالستیک ایران نیز یکی دیگر از موضوعات مورد بحث است. در گذشته، دولت ترامپ محدود کردن برنامه موشکی ایران را یکی از اهداف اصلی خود میدانست. اما گزارشهای اطلاعاتی نشان داد که ایران با وجود جنگ، همچنان حدود ۷۰ درصد از سکوهای پرتاب متحرک و ذخایر موشکی خود را حفظ کرده است. حالا به نظر میرسد واشنگتن از این خواسته مشخص خود عقبنشینی کرده و احتمالاً توافق نهایی به مساله موشکی نخواهد پرداخت.