به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، علی خضریان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در نشست «دوشنبههای دانشگاهی» که امروز در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی برگزار شد، با اشاره به تحولات نظام بینالملل اظهار داشت: ما در یک دوره گذار از نظم تکقطبی به یک نظم جدید قرار داریم. در دوران نظم تکقطبی، آمریکا تلاش میکرد اقدامات خود را ذیل چارچوبهای بینالمللی، شورای امنیت سازمان ملل و نظم حاکم بر جهان توجیه کند؛ چه در حمله به عراق و چه در سایر اقدامات بینالمللی.
وی افزود: امروز دیگر نیازی نیست دانشجویان یا اساتید رشته تاریخ درباره بدعهدیهای آمریکا مطالعه ویژهای داشته باشند، زیرا تجربههای اخیر بهخوبی این واقعیت را نشان داده است. پروژه برجام با این ادعا مطرح شد که میتواند تهدید جنگ را از کشور دور کند. گفته میشد ما ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گرفتهایم و برجام قرار است تهدید نظامی را از بین ببرد.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه داد: اما در دوره پسابرجام، حتی پیش از فعال شدن مکانیزم ماشه، کشور ما با اقدام نظامی دشمن مواجه شد. حتی این حداقل نیز در توافق دیده نشده بود که اگر طرف مقابل علیه ایران اقدام نظامی انجام داد، سازوکارهایی مانند مکانیزم ماشه از اعتبار ساقط شود. ما انتظار نداشتیم همه تهدیدها از بین برود، اما حداقل میشد پیشبینی کرد که در صورت حمله نظامی، برخی تعهدات و محدودیتها از بین برود.
خضریان تصریح کرد: متن آن توافق میتوانست صریحتر و دقیقتر باشد. اگر امروز از دو جنگ تحمیلی سخن میگوییم که در مدت حدود یک سال به کشور تحمیل شد، باید بپذیریم که آن پروژه دستکم ناکافی بوده است. این واژهای حداقلی و محترمانه برای توصیف آن تجربه است.
وی افزود: این پروژه ناکافی نه توانست اقتصاد کشور را نجات دهد و نه توانست تهدید نظامی را از بین ببرد؛ بلکه شاهد بودیم که حتی جنگ نیز به کشور تحمیل شد. نتیجه بیتوجهی به واقعیات جهان پسابرجام همین وضعیتی است که امروز مشاهده میکنیم.
نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی اگر درک درستی از واقعیتهای موجود نداشته باشیم، وارد یک دنیای موازی و تخیلات ذهنی خواهیم شد. باید بهجای صحبت در جهان ذهنی، بر اساس واقعگرایی و جهان واقعی با یکدیگر گفتوگو کنیم.
وی ادامه داد: اگر در همین چارچوب عقلانی و واقعگرایانه مسائل کشور را بررسی کنیم، میبینیم که فرمایش رهبر معظم انقلاب عقلانیترین سخن ممکن در این زمینه است. ممکن است در برخی مقاطع کشور به این جمعبندی برسد که نیاز به مذاکره یا تفاهم وجود دارد؛ اما من نمیخواهم وارد مباحث نقلی یا جدلهای سیاسی شوم و صرفاً از منظر عقلانیت و واقعگرایی به موضوع نگاه میکنم.
خضریان با اشاره به یکی از تفاهمنامههای مورد بحث در منطقه گفت: ما درباره یک تفاهمنامه صحبت میکنیم و باید ببینیم محتوای آن چیست. پیش از ورود به جزئیات، احساس من این بود که بخشی از این مباحث در رسانهها و برنامههای تلویزیونی مطرح شده و توسط وزیر خارجه نیز مورد اشاره قرار گرفته است. این مباحث صرفاً در سطح رسانهها باقی نمیماند، بلکه همه جامعه آن را دنبال و درباره آن قضاوت میکنند؛ چه افکار عمومی داخلی و چه سایر مخاطبان.
وی افزود: در بند اول این تفاهمنامه آمده است که اسرائیل باید به اشغال لبنان پایان دهد، به تمامیت ارضی لبنان احترام بگذارد و از این مناطق خارج شود. سؤال من این است که اگر چنین موضوعی مطرح میشود، قاعدتاً بازیگری که اصلیترین طرف این ماجراست و سابقه نقض تعهدات را دارد، نباید بدون ضمانتهای اجرایی مشخص در همان بند نخست رها میشد.
خضریان با اشاره به تحولات اخیر لبنان اظهار داشت: اتفاقی که رخ داده این است که موضوع پایان جنگ در لبنان به کمیتهای متشکل از ایران، آمریکا، دولت لبنان و برخی میانجیها واگذار شده تا درباره آن گفتوگو کنند.
وی افزود: این پرسش جدی مطرح است که آیا قرار نبود ابتدا تکلیف موضوعات اصلی مشخص شود و سپس درباره مسائل بعدی تصمیمگیری صورت گیرد؟ این سؤال باید بهصورت کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد که آیا چنین روندی میتواند مقدمهای برای آغاز مذاکرات منطقهای در کنار مذاکرات هستهای باشد یا خیر.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه داد: ممکن است برخی بپرسند مذاکرات منطقهای چه اشکالی دارد، اما برای پاسخ به این سؤال باید به تجربه پسابرجام بازگردیم. پس از برجام، برخی مقامات غربی از جمله رئیسجمهور فرانسه خواستار گسترش مذاکرات به حوزه موشکی و منطقهای شدند و پس از مخالفت ایران، تلاش کردند موضوعات منطقهای را در دستورکار قرار دهند.
خضریان با اشاره به جایگاه سوریه در معادلات امنیتی منطقه گفت: سوریه برای جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک کشور همسایه نبود، بلکه یکی از مؤلفههای بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی محسوب میشد. وجود ارتش سوریه و مرز زمینی گسترده این کشور با اسرائیل، بخشی از معادلات بازدارنده در برابر اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی را شکل میداد.
وی افزود: پس از سقوط دولت سوریه، شاهد بودیم که مسیر حملات و بمبارانهای رژیم صهیونیستی علیه منافع ایران هموارتر شد و عملاً فضای عملیاتی جدیدی برای این رژیم ایجاد شد. این مسئله باید بهعنوان یک واقعیت میدانی مورد بررسی قرار گرفته و برای جبران آثار آن راهکارهای لازم اندیشیده شود.
نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی نباید موضوع لبنان، حزبالله و جنوب لبنان به بخشی از مذاکرات مدیریت تنش تبدیل شود. اگر در تفاهمنامهها بر پایان جنگ تأکید شده باید مشخص شود که چگونه برخی موضوعات راهبردی منطقهای به روندهای جدید مذاکراتی گره خوردهاند.
وی تأکید کرد: درباره متن تفاهمنامه و برخی ایرادات آن نیز نکاتی وجود دارد که باید بهصورت دقیق مورد بررسی و نقد کارشناسی قرار گیرد.
خضریان با انتقاد از آغاز مذاکرات جدید پیش از اجرای کامل مفاد تفاهمنامه گفت: حداقل انتظار این است که تا زمان اجرای کامل بندهای تفاهمنامه، وارد مذاکرات هستهای جدید نشویم. طبق مفاد توافق، ابتدا باید موضوع خاتمه دائمی جنگ و سایر تعهدات اجرایی شود و سپس درباره مراحل بعدی تصمیمگیری صورت گیرد.
وی افزود: اگر این تفاهمنامه به عنوان یک موفقیت معرفی میشود، باید ابتدا مفاد آن بهدرستی اجرا شود. این پرسش وجود دارد که چرا پیش از اجرای کامل تعهدات، بحث تشکیل کارگروههای جدید از جمله مذاکرات منطقهای مطرح شده است؟
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: گسترش دامنه مذاکرات به موضوعات جدید، این خطر را ایجاد میکند که طرف مقابل بهتدریج پروندههای دیگری از جمله مسائل منطقهای و حتی توان موشکی کشور را نیز وارد دستورکار مذاکرات کند.
خضریان با اشاره به یکی از بندهای تفاهمنامه اظهار داشت: در حالی که هدف اعلامی، پایان دادن به جنگ بوده است، در متن توافق پیشبینی شده نیروهای نظامی آمریکا تا 30 روز پس از توافق نهایی در منطقه باقی بمانند. این موضوع به معنای استمرار فضای تهدید و حفظ شرایط نه جنگ و نه صلح علیه ایران است.
وی ادامه داد: تداوم چنین وضعیتی میتواند بر فضای اقتصادی کشور نیز اثر منفی بگذارد، زیرا در شرایط بلاتکلیفی و وجود تهدید نظامی، امکان جذب سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی پایدار با دشواری مواجه خواهد شد.
نماینده مجلس همچنین مدعی شد در حالی که در تفاهمنامه بر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران تأکید شده، تاکنون اقدام عملی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است.
خضریان گفت: در جلسات کمیسیون امنیت ملی اعلام شد بخشی از منابع مالی ایران قرار است از طریق سازوکارهای پیشبینیشده در اختیار کشور قرار گیرد، اما تا این لحظه هیچ پرداختی انجام نشده و این مسئله ضرورت توجه به اجرای عملی تعهدات را دوچندان میکند.
انتهای پیام/