همشهری آنلاین - گروه سیاسی: استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه ییل (اونا ای هاتاوی) در یادداشتی در نیویورکتایمز با بررسی جنگ ایران، استدلال میکند که راهبرد یکجانبهگرایانه دونالد ترامپ نهتنها به تضعیف موقعیت آمریکا انجامیده، بلکه باعث شده متحدان سنتی واشنگتن از آن فاصله بگیرند و چین فرصت بیشتری برای گسترش نفوذ خود در نظام بینالملل پیدا کند. متن این یادداشت با عنوان «نمیتوانید بدون متحدان ابرقدرت باشید» را میخوانید:
با نزدیک شدن جنگ در ایران به پایانی شکننده، آمریکاییها ماندهاند که چرا این جنگ دستاورد چندانی نداشته است. چگونه یک قدرت میانی مثل ایران که از نظر ژئوپلیتیک منزوی، پس از سالها تحریم از نظر اقتصادی به زانو درآمده، و گرفتار اعتراضهای گسترده است (فرض ادعایی نویسنده یادداشت) توانست در برابر یک ابرقدرت جهانی بایستد؛ ابرقدرتی که ۲۹ میلیارد دلار و بیشتر خرج کرد و در نهایت از نقطهای ضعیفتر از آغاز ماجرا خارج شد؟
پاسخ ساده است: چون ایالات متحده عملا سعی کرد بهتنهایی عمل کند. رئیسجمهور ترامپ که فقط با اسرائیل همراه شده بود، باور داشت میتواند با اتکای صرف به قدرت بیرقیب ارتش آمریکا، ایران را درهم بشکند و وادار به تسلیم کند. او برای آغاز جنگ، همانگونه که منشور سازمان ملل الزام میکند، از شورای امنیت مجوز نگرفت؛ و همین باعث شد جنگ از همان ابتدا غیرقانونی باشد و در نتیجه برای بسیاری از متحدان سنتی آمریکا سمی و غیرقابلقبول جلوه کند. او پیش از آغاز درگیریای که متحدان منطقهای آمریکا را مستقیما در معرض خطر قرار میداد، با هیچیک از آنها مشورت نکرد. او مطمئن بود اگر بمب کافی بریزد، به خواستهاش میرسد.
اشتباه میکرد. رئیسجمهور ترامپ نفهمید که طرف مقابل هم میتواند همین بازی را انجام دهد: ایران بهطور غیرقانونی تنگه هرمز را بست و تهدید کرد به کشتیهایی که وارد آن شوند حمله میکند. همچنین پهپاد و موشک علیه همسایگانش شلیک کرد. وقتی ترامپ سرانجام تصمیم گرفت برای متوقف کردن تهران حمایت گستردهتری جلب کند، دیگر برای ساختن یک ائتلاف دیر شده بود. حتی متحدان ناتو نیز حاضر نشدند وارد جنگ غیرقانونی و انتخابی او شوند، هرچند خودشان هم از پیامدهای اقتصادی فلجکننده واکنش ایران آسیب دیدند.
مخالفتهای فرانسه، انگلیس و اسپانیا با ترامپ
در واقع، کشورهایی که سالها متحد آمریکا بودهاند، نه فقط درخواستهای کمک در جنگ را رد کردند، بلکه اساسا نمیخواستند به آن ربطی داشته باشند. چندین کشور، از جمله متحدان سرسخت آمریکا، حریم هوایی و پایگاههای خود را به روی نیروهای آمریکایی مشارکتکننده در جنگ بستند. اسپانیا هم دسترسی به حریم هوایی و هم استفاده از پایگاههای مشترک آمریکا و اسپانیا را برای عملیات مرتبط با درگیری ایران ممنوع کرد. فرانسه نیز عبور هواپیماهای حامل تجهیزات نظامی آمریکا به مقصد اسرائیل را نپذیرفت. ایتالیا و سوئیس هم محدودیتهایی اعمال کردند. بریتانیا، که سالها از «رابطه ویژه» با آمریکا سخن گفته است، درگیر بحثی فرساینده شد که آیا اجازه استفاده از پایگاههایش داده شود یا نه؛ و در نهایت تصمیم گرفت فقط برای عملیات «دفاعی» در اختیار نیروهای آمریکایی باشد. کییر استارمر گفت: «ما در اقدام تهاجمیای که ایالات متحده و اسرائیل انجام میدهند، وارد نمیشویم.»
جنگ در ایران یک چیز را روشن کرده است: حتی قدرتمندترین دولت جهان هم وقتی تصمیم میگیرد بهتنهایی عمل کند، آنقدرها هم قدرتمند نیست. این درس فقط به جنگ ایران محدود نمیشود. این مسئله به قلب مشکل راهبرد جهانی رئیسجمهور میزند: آقای ترامپ میخواهد آمریکا را دوباره عظیم کند، اما نمیفهمد آنچه آمریکا را عظیم کرد، قدرتش برای تحمیل یکجانبه خواستههایش نبود، بلکه توانایی منحصربهفردش در ساختن نهادهای بینالمللی بود؛ نهادهایی که ارزشها و منافع آمریکا را بازتاب میدادند و دیگران میخواستند به آنها بپیوندند.
فرسودن ارزشهای سازمان ملل
سازمان ملل نمونه روشنی از این موضوع است. پیشنویس نخست منشور سازمان ملل در وزارت خارجه آمریکا نوشته شد. سامنر ولس، معاون وزیر خارجه رهبری گروهی را برعهده داشت که سازمانی بینالمللی را تصور میکردند که پس از جنگ جهانی دوم صلح را حفظ کند تا آمریکا دیگر مجبور نباشد سربازانش را برای ایستادن در برابر «نیروهای وحشی و بیرحمی» که میخواستند جهان را زیر سلطه ببرند، اعزام کند. سازمان ملل ارزشهایی را مجسم میکرد که آمریکا برای آنها جنگیده بود، از جمله ممنوعیت توسعهطلبی سرزمینی و کنار گذاشتن توسل به زور. اما امروز دولت ترامپ بارها همان منشوری را نقض کرده که آمریکا خود نوشته بود؛ نه فقط در ایران، بلکه در ونزوئلا و نیز با حملات مرگبار به قایقها در کارائیب.
سیاستهای اقتصادی یکجانبه رئیسجمهور نیز نهادها و توافقهای برتون وودز را که در دوران پس از جنگ، موتور برتری اقتصادی جهانی آمریکا بودند، تضعیف کرده است. این نهادها نه فقط تعهد آمریکا به تجارت آزاد جهانی و لیبرالیسم اقتصادی را بازتاب میدادند، بلکه به حفظ نقش دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی هم کمک میکردند؛ نقشی که به آمریکا اجازه داده است با هزینه پایین وام بگیرد و از دلار بهعنوان ابزار تحریم استفاده کند، ابزاری که هیچ کشور دیگری با آن برابری نمیکند.
در حالی که آمریکا از نقش تاریخی خود در رهبری نهادهای جهانی کنار میکشد، چین در حال جلو آمدن است. ترامپ در نخستین روز بازگشتش به کاخ سفید، خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت را دستور داد؛ سازمانی که ایالات متحده بزرگترین حامی مالی آن بود. چین در پاسخ تعهد داد طی ۵ سال ۵۰۰ میلیون دلار به سازمان جهانی بهداشت بپردازد و خود را در موقعیتی قرار داد که جای آمریکا را بهعنوان بزرگترین کمککننده دولتی این سازمان بگیرد. همزمان که آمریکا کرسیهای خود را در چند نهاد رهبری سازمان ملل واگذار میکند، چین با اشتیاق بهدنبال کرسیهای بیشتر است. این کشور اکنون پس از آمریکا، دومین تامینکننده مالی سازمان ملل است و ممکن است بهزودی از آمریکا هم جلو بزندـ و نفوذی را که همراه آن میآید، تصاحب کند.
متحدان و آمریکای غیرقابل پیشبینی
توافقی که ترامپ همین حالا با ایران امضا کرده، بار دیگر ترجیح او را برای کنار زدن متحدان و تکیه بر زور نشان میدهد. در حالی که برنامه جامع اقدام مشترک ــ که دولت اوباما برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای مذاکره کرده بود و ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش آن را کنار گذاشت ــ توافقی مشترک میان ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل بهعلاوه آلمان بود، توافق جدید فقط میان آمریکا و ایران است. و پشتوانه آن نیز تهدید ترامپ به بازگشت به بمباران است. او وعده داده بود اگر ایران به تعهداتش عمل نکند، «فورا برمیگردیم به بمباران، درست وسط سرشان.»
آسیب عمیقی که از راهبرد «تنهایی عمل کردن» رئیسجمهور ترامپ ایجاد شده، تازه دارد خودش را نشان میدهد. متحدان ما، پس از آنکه فهمیدهاند نمیشود به پایبندی آمریکا به ارزشهای اصلی نظام بینالمللیای که خود در ایجادش نقش داشتیم اعتماد کرد، حالا مشغول بیمه کردن خود در برابر یک آمریکای غیرقابلپیشبینی هستند. کشورها دارند توافقهای تجاریای میبندند که آمریکا در آنها نیست. دارند ارتشهای خود را تقویت میکنند تا دیگر به ما نیاز نداشته باشند. دارند ائتلافهایی تشکیل میدهند که آمریکا در آنها نیست.
تا زمانی که صورتحساب کامل این وضعیت برسد، زمان لازم است. بسیاری از متحدان قدیمی ما هنوز بهشدت به ما وابستهاند و هنوز از این میترسند که اگر در برابر رئیسجمهور ترامپ بایستند، او چه خواهد کرد. اما این وضع همیشه ادامه نخواهد داشت. هرچه کشورها بیشتر بفهمند که ما دیگر پای ارزشهایی که زمانی از آنها دفاع میکردیم نمیایستیم، بیشتر مجبور خواهیم شد بهتنهایی عمل کنیم؛ حتی زمانی که دیگر این انتخاب خودمان نباشد. شاید رئیسجمهور ترامپ فکر کند قدرت ما بر دیگر کشورها فقط از نیروی نظامیمان میآید. اما جنگ در ایران باید به او و به همه ما نشان دهد که قدرت ما از این هم میآید که دیگر کشورها باور کنند قدرت ما بر حق است.






