به گزارش مشرق، شرکتهای «آذرتلکام» (AzerTelecom) و «تلکام آرمنیا» (Telecom Armenia) در روز ۲۲ ژوئن توافقنامهای را به امضا رساندند که بر اساس آن، اپراتور بزرگراهی جمهوری آذربایجان، ترانزیت ترافیک اینترنت بینالمللی به سمت ارمنستان را با استفاده از زیرساختهای اختصاصی خود تأمین خواهد کرد.
اما در پس این عبارات تجاری، رویدادی نهفته است که وزن نمادین و ژئوپلیتیک آن از بسیاری از بیانیههای پرطمطراق سیاسی فراتر میرود. این برای نخستین بار در تاریخ روابط دو کشور است که زیرساختهای فنی جمهوری آذربایجان به خاک ارمنستان گسترش مییابد؛ آن هم نه به عنوان یک ژست دیپلماتیک، بلکه بر پایه یک قرارداد تجاری و بر اساس محاسبات متقابل سودآور میان دو شرکت.
صلحی که تا پیش از این تنها در سطوح عالی سران و در قالب بیانیههای مشترک دیپلماتیک از آن سخن گفته میشد، در این روز از دایره واژگان دیپلماسی خارج شده و به یک کابل فیبر نوری ملموس تبدیل شد؛ امری که سطح کاملاً جدیدی از واقعیتهای میدانی را بازتعریف میکند.
دگرگونی در جغرافیای دیجیتال قفقاز؛ پایان سه دهه انزوا
برای درک بهتر ابعاد این تحول بزرگ، کافی است به یاد آوریم که ارمنستان تا به امروز چگونه به شبکه جهانی اینترنت متصل میشد. ترافیک بینالمللی این کشور همواره از طریق دو مسیر اصلی هدایت میشد: مسیر شمالی از طریق گرجستان و مسیر جنوبی از طریق ایران. این پیکربندی زیرساختی بدون استفاده از خاک جمهوری آذربایجان و ترکیه طراحی شده بود؛ امری که بازتابی عینی از واقعیتهای تنش جنگی منطقه در طول سه دهه گذشته بود.
کشوری که برای سی سال جنگ ارضی با همسایه خود داشت، به طور طبیعی نمیتوانست شریانهای حیاتی دیجیتال خود را از خاک آن عبور دهد. بدین ترتیب، نقشه کابلهای اینترنت به طور کامل با نقشه تقابلهای نظامی و سیاسی انطباق داشت. اما اکنون، خط جدیدی پدیدار شده که مستقیماً از خاک جمهوری آذربایجان عبور میکند؛ یعنی دقیقاً در همان نقطهای که تا چند سال پیش، ایجاد هرگونه پیوند زیرساختی در آن غیرقابل تصور به نظر میرسید.
توافقنامه اخیر صرفاً یک کانال ارتباطی پشتیبان برای ایروان فراهم نمیکند، بلکه هندسه منطقه را دگرگون میسازد. در این ساختار جدید، باکو از یک نقطه انسداد و مسیر دورزدنی به یک هاب مرکزی و گره ترانزیتی در قفقاز تبدیل میشود.
از اصول پنجگانه علیاف تا بیانیه واشنگتن؛ تحقق بند پنجم صلح
در این میان، یادآوری این نکته ضروری است که مسیر رسیدن به این نقطه از کجا آغاز شد؛ چرا که صلح کنونی حاصل یک راهبرد مشخص و دارای نویسندهای معلوم است. پس از پایان جنگ ۴۴ روزه قرهباغ، باکو سیاست عادیسازی روابط را در پیش گرفت و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، ۵ اصل پایدار را به عنوان مبنای مذاکرات صلح پیشنهاد کرد: به رسمیت شناختن متقابل حاکمیت و تمامیت ارضی، تأیید عدم وجود ادعاهای ارضی نسبت به یکدیگر، خودداری از تهدید به توسل به زور، تعیین حدود و علامتگذاری مرزها، و در نهایت، رفع انسداد از خطوط مواصلاتی و ارتباطی.
در آن مقطع زمانی، این اصول از سوی بسیاری از ناظران به عنوان مطالبات زودهنگام طرف پیروز جنگ تلقی میشد. اما امروز به وضوح مشخص است که همین اصول پنجگانه، چارچوب اصلی کل فرآیند بعدی را تعیین کردند؛ روندی که در نهایت به نشست سران در واشنگتن در اوت ۲۰۲۵ ختم شد.
اصل پنجم - یعنی رفع انسداد از ارتباطات - برای مدتی طولانی انتزاعیترین بند صلح به نظر میرسید. حال، توافقنامه ترانزیت اینترنت به این بند معنای ملموس و عینی بخشیده است: خطوط ارتباطی در واقعیترین معنای کلمه بازگشایی شدهاند.
منطق بازار به جای شعارهای سیاسی؛ ورود بخش خصوصی به عرصه صلح
نکته حائز اهمیت در این رویداد آن است که این گام بزرگ نه توسط دولتها، بلکه توسط بخش خصوصی و دنیای تجارت برداشته شده است. امضاکنندگان این سند نه وزرا، بلکه دو شرکت مخابراتی بزرگ هستند که مبنای اقدام خود را محاسبات دقیق تجاری قرار دادهاند.
شرکت آذرتلکام با این قرارداد، جغرافیای خدمات ترانزیتی خود را توسعه میدهد و در مقابل، تلکام آرمنیا به یک کانال بینالمللی کوتاهتر و پایدارتر دست مییابد. همین نگاه عادی و روزمره تجاری، بزرگترین نشانه پایدار بودن این صلح است. بیانیههای سیاسی برای نشان دادن نیات امضا میشوند، اما قراردادهای تجاری زمانی منعقد می شوند که آن نیات به سودآوری اقتصادی رسیده باشند.
این توافقنامه همچنین در یک بستر تکنولوژیک گستردهتر معنا پیدا میکند؛ چرا که آذرتلکام اپراتور اصلی منطقه قفقاز است که پروژه بزرگ «راه ابریشم دیجیتال» (Digital Silk Way) را پیش میبرد و با همکاری شرکای قزاقستانی خود در حال احداث خط فیبر نوری ترانسخزر از بستر دریای خزر است که راهاندازی آن برای سال جاری برنامهریزی شده است.
به عبارت دیگر، ارمنستان تنها به یک کابل آذربایجانی متصل نمیشود، بلکه به کریدور دیجیتال در حال ظهوری میپیوندد که اروپا و آسیا را به هم متصل میکند. برای کشوری که پیش از این نقش بنبست را در لجستیک منطقهای ایفا میکرد، این یک تحول کیفی در جایگاه ژئوپلیتیک است.
درهمتنیدگی زیرساختی؛ ضامن واقعی عدم بازگشت به جنگ
سرعت تحولات در قفقاز جنوبی بسیار چشمگیر است و ترانزیت اینترنت تنها جدیدترین حلقه از این زنجیره است. به طور موازی، بحثها درباره رفع انسداد خطوط ریلی، جادهای و پیوندهای انرژی در جریان است. به تدریج زیرساختهایی شکل میگیرند که در آنها دو کشور در جزئیات فنی زندگی روزمره به یکدیگر نیاز پیدا میکنند.
هر یک از این پیوندها به تنهایی ممکن است کوچک به نظر برسند، اما در مجموع، بافتی را ایجاد میکنند که پاره کردن آن بسیار دشوار خواهد بود. بخش خصوصی که در زیرساختهای فرامرزی سرمایهگذاری میکند، خود به ذینفع اصلی صلح تبدیل میشود؛ چرا که داراییها و قراردادهایی دارد که وقوع هرگونه جنگی آنها را فوراً نابود خواهد کرد.
این درهمتنیدگی متقابل، تضمین واقعی صلح است. کشورهایی که اقتصاد و زیرساختهایشان به هم گره خورده است، بسیار کمتر از کشورهایی که با دیوار از هم جدا شدهاند با یکدیگر وارد جنگ میشوند؛ این یک قاعده اثباتشده در روابط بینالملل است و قفقاز جنوبی سرانجام در حال ورود به این مدار عقلانی است.
کابلی که به زودی ترافیک اینترنت بینالمللی را از طریق آذربایجان به ارمنستان منتقل میکند، عنصری نامرئی است که در صدر اخبار قرار نخواهد گرفت. اما صلح واقعی از همین خطوط نامرئی روی زمین ساخته میشود.
آتشبس بر پایه عدم جنگ استوار است، اما صلح پایدار بر پایه حضور پیوندها شکل میگیرد. توافق ۲۲ ژوئن پیوند جدیدی را ایجاد کرد که قطعاً آخرینِ آنها نخواهد بود. سران سیاسی آذربایجان و ارمنستان صلح را در واشنگتن امضا کردند، اما اکنون مهندسان و بازرگانان، آن را متر به متر روی زمین تثبیت میکنند.








