به گزارش مشرق، صفحه «گوران دالاهو» مربوط به یکی از گروهکهای تجزیهطلب در شمال غرب کشور فاش کرد که حضور زنان در ائتلاف احزاب، نقابی «نمایشی» برای پنهان کردن ساختار مردممحور آنهاست.
این تناقض در حالی رخ میدهد که در جامعه سنتی و عشیرهای، زن عملاً جایگاه تصمیمساز و مستقلی ندارد و فرهنگ طایفهای، الگوهای مردسالارانه را بازتولید میکند. بنابراین، شعار برابری جنسیتی نه یک باور درونزا، بلکه صرفاً سیاسیکاری و ابزاری برای فریب افکار عمومی است.
نمود عینی این مساله را میتوان در لایههای عقیدتی بومی مانند اهلحق در جنجال برگزاری مراسم جم توسط زنان مشاهده کرد که مخالفین زیادی دارد و اخیراً موضوع مناقشه برخی از یارسانیان قرار گرفته بود.
این تقابلهای درونساختاری نشان میدهد که متن جامعه و جریانهای سنتی مذهبی و قومی، کشش پذیرش دگرگونی در نقشهای سنتی زنان را ندارند و شعارهای تند فمینیستی احزاب، هیچ پایگاهی در عمق این ساختار اجتماعی ندارد.
این ناهمگونی عمیق ساختاری ثابت میکند اغتشاشات سالهای گذشته با محوریت شعار «زن، زندگی، آزادی»، بیش از آنکه یک جنبش مدنی یا دغدغهای واقعی برای حقوق زنان باشد، یک پروژه و سناریوی سیاسی دیکتهشده از سوی این احزاب سنتی علیه ثبات و تمامیت ارضی ایران بود؛ جریانی که خود در انسداد جنسیتی و عقیدتی به سر میبرد، اما از کلیدواژه «زن» به عنوان چماق سیاسی استفاده کرد.









