اظهارات تند زهران ممدانی درباره نقش لابی آیپک در سیاست آمریکا بار دیگر بحث قدیمی درباره نفوذ گروههای فشار در واشنگتن را به صدر اخبار بازگردانده است.
این سیاستمدار با تشبیه آیپک به «هیولایی که میلیونها دلار پول غیرشفاف جابهجا میکند» تلاش کرده توجه افکار عمومی را به سازوکارهای مالی و سیاسی پشتپرده در ساختار قدرت آمریکا جلب کند؛ موضوعی که با توجه به حجم بیسابقه هزینههای لابیگری در سالهای اخیر، اهمیت بیشتری یافته است.
اظهارات اخیر زهران ممدانی درباره لابی آیپک موج تازهای از بحثها درباره نقش گروههای فشار در سیاست ایالات متحده ایجاد کرده است. او در سخنانی که بهسرعت در شبکههای اجتماعی و رسانهها بازنشر شد، آیپک را به هیولایی تشبیه کرد که با گردش گسترده منابع مالی و نفوذ سیاسی، فضای رقابت سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
اظهارات جنجالی زهران ممدانی و بازگشت بحث نفوذ لابیها
اظهارات اخیر زهران ممدانی درباره لابی آیپک موج تازهای از بحثها درباره نقش گروههای فشار در سیاست ایالات متحده ایجاد کرده است. او در سخنانی که بهسرعت در شبکههای اجتماعی و رسانهها بازنشر شد، آیپک را به ساختاری تشبیه کرد که با گردش گسترده منابع مالی و نفوذ سیاسی، فضای رقابت سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد. ممدانی با اشاره به اینکه «در ثروتمندترین شهرِ ثروتمندترین کشور تاریخ جهان نباید در ترس از چنین هیولاهایی زندگی کنیم» تلاش کرد به مسئلهای اشاره کند که سالهاست در محافل دانشگاهی و رسانهای درباره آن بحث میشود: قدرت شبکههای لابیگری در شکلدهی به سیاست خارجی و داخلی آمریکا.
این سخنان در شرایطی مطرح شده که موضوع شفافیت مالی در سیاست آمریکا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. از دهههای گذشته تا امروز، گروههای مختلف از صنایع تسلیحاتی گرفته تا شرکتهای فناوری و سازمانهای مدافع منافع خارجی، از ابزار لابیگری برای تأثیرگذاری بر سیاستگذاری استفاده کردهاند. با این حال، تمرکز ممدانی بر آیپک بهعنوان یکی از شناختهشدهترین سازمانهای لابی مرتبط با اسرائیل، این بحث را به حوزهای حساستر کشانده است.
کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل یا همان آیپک، یکی از مهمترین سازمانهای لابیگری در واشنگتن بهشمار میرود. این سازمان که در دهه ۱۹۵۰ میلادی شکل گرفت، هدف اصلی خود را تقویت روابط استراتژیک میان آمریکا و اسرائیل اعلام کرده است.
آیپک چیست و چگونه به یکی از قدرتمندترین لابیهای آمریکا تبدیل شد؟
کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل یا همان آیپک، یکی از مهمترین سازمانهای لابیگری در واشنگتن بهشمار میرود. این سازمان که در دهه ۱۹۵۰ میلادی شکل گرفت، هدف اصلی خود را تقویت روابط استراتژیک میان آمریکا و اسرائیل اعلام کرده است. طی چند دهه گذشته، آیپک با ایجاد شبکهای گسترده از حامیان مالی، سیاستمداران و فعالان سیاسی توانسته نقش قابل توجهی در فرآیندهای سیاسی آمریکا ایفا کند.
بر اساس دادههای رسمی منتشرشده در سامانههای نظارتی لابیگری در آمریکا، مجموع هزینههای لابی در این کشور در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۴.۲ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نسبت به یک دهه قبل رشد چشمگیری نشان میدهد. اگرچه آیپک تنها یکی از صدها گروه لابی فعال در واشنگتن است، اما به دلیل تمرکز بر سیاست خارجی و امنیتی، نفوذ آن در برخی حوزهها برجستهتر دیده میشود.
قدرت این سازمان صرفاً به فعالیت مستقیم لابیگری محدود نمیشود. آیپک با سازماندهی کنفرانسهای بزرگ سیاسی، ایجاد شبکههای حمایت مالی برای نامزدهای همسو و فراهم کردن بستر تعامل میان سیاستمداران آمریکایی و مقامات اسرائیلی، توانسته جایگاه قابل توجهی در ساختار تصمیمگیری آمریکا پیدا کند.
قدرت این سازمان صرفاً به فعالیت مستقیم لابیگری محدود نمیشود. آیپک با سازماندهی کنفرانسهای بزرگ سیاسی، ایجاد شبکههای حمایت مالی برای نامزدهای همسو و فراهم کردن بستر تعامل میان سیاستمداران آمریکایی و مقامات اسرائیلی، توانسته جایگاه قابل توجهی در ساختار تصمیمگیری آمریکا پیدا کند.
اقتصاد سیاسی لابیگری در آمریکا
برای درک اظهارات ممدانی، باید به ساختار گستردهتر لابیگری در آمریکا توجه کرد. در نظام سیاسی ایالات متحده، لابیگری بهطور رسمی قانونی است و گروههای مختلف میتوانند با ثبت فعالیتهای خود، برای تأثیرگذاری بر قانونگذاران اقدام کنند. همین چارچوب قانونی سبب شده است که صنعت لابیگری به یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد سیاسی واشنگتن تبدیل شود.
طبق گزارشهای مرکز «اوپن سکرتس»، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۲ هزار لابیست ثبتشده در آمریکا فعالیت داشتهاند. این افراد و سازمانها با صرف میلیاردها دلار تلاش میکنند قوانین، مقررات و سیاستهای دولتی را به نفع موکلان خود شکل دهند. از شرکتهای داروسازی و بانکهای بزرگ گرفته تا اتحادیههای کارگری و سازمانهای حقوق بشری، همه در این میدان رقابت حضور دارند.
در چنین فضایی، مرز میان تأثیرگذاری مشروع و نفوذ غیرشفاف همواره موضوع مناقشه بوده است. منتقدان میگویند حجم عظیم پول در سیاست آمریکا میتواند باعث شود منافع گروههای ثروتمند بر منافع عمومی غلبه کند. در مقابل، مدافعان سیستم لابیگری معتقدند این سازوکار بخشی از آزادی بیان و مشارکت سیاسی در یک نظام دموکراتیک است.
اظهاراتی مانند سخنان ممدانی نشاندهنده تغییر تدریجی فضای سیاسی در آمریکا است. در حالی که برای دههها حمایت از اسرائیل تقریباً یک اجماع دوحزبی در واشنگتن محسوب میشد، در سالهای اخیر شکافهایی در این اجماع مشاهده میشود.
تغییر فضای سیاسی آمریکا در قبال اسرائیل
اظهاراتی مانند سخنان ممدانی نشاندهنده تغییر تدریجی فضای سیاسی در آمریکا نیز هست. در حالی که برای دههها حمایت از اسرائیل تقریباً یک اجماع دوحزبی در واشنگتن محسوب میشد، در سالهای اخیر شکافهایی در این اجماع مشاهده میشود.
برخی از سیاستمداران جوانتر در حزب دموکرات نسبت به سیاستهای دولت اسرائیل در قبال فلسطینیان انتقادهای بیشتری مطرح کردهاند. نظرسنجیهای جدید نیز نشان میدهد که در میان نسلهای جوان آمریکایی، دیدگاهها درباره مناقشه خاورمیانه پیچیدهتر و متنوعتر شده است.
برای مثال، در برخی نظرسنجیهای ملی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، میزان حمایت بیقید و شرط از سیاستهای دولت اسرائیل در میان رأیدهندگان جوانتر کاهش یافته و در مقابل، توجه به حقوق فلسطینیان افزایش پیدا کرده است. این تغییر نگرشها ممکن است در بلندمدت بر رفتار سیاستمداران و نحوه فعالیت لابیها نیز تأثیر بگذارد.
آنچه روشن است این است که سخنان چهرههایی مانند زهران ممدانی نشان میدهد بحث درباره نفوذ لابیها دیگر صرفاً موضوعی حاشیهای نیست، بلکه به بخشی از گفتوگوی اصلی درباره شفافیت، قدرت و آینده نظام سیاسی ایالات متحده تبدیل شده است.