در شرایط فعلی، مهمترین اقدام سیاستگذار بازسازی اعتماد نیست، بلکه حفظ اعتماد تازه ایجادشده است؛ زیرا بازار برخلاف انتظار عمومی، پس از یک شوک بحرانی بزرگ، آینده را مثبتتر از گذشته قیمتگذاری کرده است. اشتباه سیاستگذار این است که تصور کند این اعتماد را خود ساخته، درحالیکه این پدیده بیش از هر چیز، محصول بازنگری سرمایهگذاران در ارزشهای بنیادی شرکتها و ارزیابی مجدد چشمانداز سودآوری بنگاههای اقتصادی است. لذا وظیفه سیاستگذار حفظ این انتظارات است، نه مدیریت شاخص!
این اتفاق یک پیام مهم برای سرمایهگذاران داشت: بازار زمانی که فرصت تحلیل و کشف قیمت داشته باشد، الزاما رفتاری هیجانی از خود نشان نمیدهد. به همین دلیل، تبیین میشود که مهمترین وظیفه سیاستگذار در شرایط فعلی، حفظ حق بازار برای کشف قیمت است. هر زمان که سرمایهگذار احساس کند قیمتها حاصل تحلیل هزاران فعال اقتصادی است، اعتماد افزایش مییابد؛ اما هر زمان که تصور شود قیمتها محصول مداخله، محدودیت یا حمایتهای مقطعی است، اعتماد آسیب میبیند؛ حتی اگر شاخص رشد کند. از این دیدگاه، اعتماد پایدار زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار مطمئن باشد بازار اجازه دارد اخبار خوب و بد را به صورت طبیعی در قیمتها منعکس کند. اتفاق اخیر بورس نشان داد که گاهی اعتماد از دل آزادی عمل بازار به دست میآید، نه از دل حمایت از بازار. بنابراین مهمترین اقدام سیاستگذار در مقطع فعلی، تقویت سازوکار کشف قیمت و کاهش مداخلات غیرضروری است؛ زیرا بازاری که بتواند واقعیتهای اقتصادی را منعکس کند، خود به خود سرمایه و اعتماد را جذب خواهد کرد. بورس ایران طی سالهای گذشته نسبت به تورم انباشته اقتصاد، رشد نرخ ارز، افزایش بهای داراییها و هزینه جایگزینی بنگاهها بسیار عقب مانده است.
به بیان دیگر، بخش مهمی از شرکتهای بورسی در سطوحی معامله میشدند که فاصله معناداری با ارزش جایگزینی داراییهای آنها داشت. بنابراین بخشی از رفتار اخیر بازار را باید نوعی بازگشت به واقعیتهای بنیادی دانست، نه صرفا واکنش به اخبار روز. پس در چنین شرایطی، مهمترین اقدام سیاستگذار برای بازسازی اعتماد عمومی، حمایت از شاخص نیست، بلکه کمک به شکلگیری ارزشگذاری صحیح داراییهاست. هرچه بازار بتواند سودآوری شرکتها، ارزش داراییها و ظرفیت ایجاد جریان نقدی بنگاهها را دقیقتر منعکس کند، سرمایهگذاران اعتماد بیشتری به آن خواهند داشت. اعتماد پایدار زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار احساس کند قیمت سهام به واقعیتهای اقتصادی نزدیک است، نه اینکه صرفا تحت تاثیر هیجانات مثبت و منفی جابهجا شود.
در نهایت نباید فراموش کرد که بازار سرمایه محل سرمایهگذاری است، نه صرفا بستری برای نوسانگیری و معاملات کوتاهمدت. ارزش واقعی یک سهم در بلندمدت از بنیاد شرکت، کیفیت سودآوری، داراییها، جریانهای نقدی و چشمانداز کسبوکار آن ناشی میشود. اگر قیمتها برای مدتی از این واقعیت فاصله بگیرند، بازار دیر یا زود به سمت ارزشهای بنیادی بازمیگردد. به همین دلیل، اصلیترین وظیفه سیاستگذار و فعالان بازار، کمک به شکلگیری بازاری است که در آن قیمت سهام هرچه بیشتر با واقعیت اقتصادی بنگاهها منطبق باشد. در چنین بازاری، سرمایهگذار به دنبال مشارکت در خلق ارزش است، نه صرفا کسب سود از نوسانات کوتاهمدت و این همان مسیری است که میتواند اعتماد پایدار و عمیق را به بازار سرمایه بازگرداند.
* تحلیلگر مالی