جنگ و کتاب؛ کودکان محاصره‌شده در زندان ترس مجازی

ایرنا دوشنبه 04 خرداد 1405 - 17:41
تهران- ایرنا- امنیت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که کودک جهان را مکانی قابل زندگی تصور کند، اگر فضای مجازی این احساس بنیادین را از کودکان بگیرد، حتی بدون شلیک یک گلوله نیز بخشی از جامعه زخمی شده است.

در گذشته، جنگ زمانی آغاز می‌شد که صدای آژیر در شهرها می‌پیچید، هواپیماها بر فراز آسمان ظاهر می‌شدند و مردم ناگهان خود را در میانه بحرانی واقعی می‌دیدند. اما جهان امروز شکل دیگری از جنگ را تجربه می‌کند؛ جنگی که پیش از هر انفجاری، در ذهن انسان‌ها آغاز می‌شود. جنگ مدرن، جنگ تصاویر، روایت‌ها و اضطراب‌های دائمی است. در چنین جهانی، کودکان بیش از همه آسیب می‌بینند، زیرا هنوز مرز روشنی میان واقعیت و بازنمایی رسانه‌ای برای آنان شکل نگرفته است. نسل جدید، نخستین نسلی است که بخش بزرگی از کودکی خود را در فضای مجازی سپری می‌کند. کودک امروز پیش از آنکه تجربه مستقیمی از جهان بیرون داشته باشد، جهان را از خلال صفحه تلفن همراه می‌شناسد. اخبار، تصاویر، ویدئوها و روایت‌های مجازی، به بخشی از حافظه روزمره او تبدیل شده‌اند. این وضعیت، اگرچه فرصت‌های بسیاری برای آموزش و ارتباط فراهم کرده، اما در عین حال، نوعی فرسایش روانی پنهان نیز ایجاد کرده است؛ فرسایشی که در زمان بحران‌های سیاسی و تهدیدهای نظامی، شدت بیشتری پیدا می‌کند.

سال‌هاست که اخبار مرتبط با تنش میان ایران عزیزمان، آمریکا و رژیم اسرائیل، بخش ثابتی از فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی شده است. هر بار که تهدیدی مطرح می‌شود یا تنشی در منطقه افزایش می‌یابد، موجی از تصاویر، تحلیل‌ها، شایعات و ویدئوهای هراس‌آور در فضای مجازی منتشر می‌شود. بزرگسالان شاید بتوانند بخشی از این محتوا را تحلیل یا نادیده بگیرند، اما کودک چنین توانایی‌ای ندارد. او جهان را همان‌گونه که می‌بیند، باور می‌کند و همین مسئله باعث می‌شود اضطراب ناشی از جنگ، به شکلی عمیق‌تر وارد ذهن او شود. یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های شبکه‌های اجتماعی، سازوکار بازتولید مداوم ترس است. هنگامی که کاربر یک محتوای مرتبط با جنگ، تهدید یا خشونت را مشاهده می‌کند، سامانه‌های هوشمند فضای مجازی، محتواهای مشابه بیشتری به او نمایش می‌دهند. در نتیجه، کودک یا نوجوان در چرخه‌ای گرفتار می‌شود که مدام اضطراب و ناامنی را تکرار می‌کند. این تکرار، آرام‌آرام احساس امنیت را از ذهن کودک می‌گیرد و او را به انسانی مضطرب و ناآرام تبدیل می‌کند.

کودک امروز ممکن است هر شب پیش از خواب، تصاویری از حمله، انفجار، تهدید یا تحلیل‌های ترسناک ببیند. او شاید نداند بسیاری از این محتواها بزرگ‌نمایی، شایعه یا بخشی از عملیات روانی هستند، اما ذهن کودک قدرت تفکیک چنین پیچیدگی‌هایی را ندارد. در نتیجه، اضطراب به بخشی دائمی از زندگی او تبدیل می‌شود. این اضطراب، فقط یک احساس موقت نیست؛ بلکه می‌تواند بر خواب، تمرکز، روابط اجتماعی، احساس امنیت و حتی رشد شخصیتی کودک اثر بگذارد. یکی از عمیق‌ترین بحران‌های عصر جدید آن است که کودکان دیگر فرصت فاصله گرفتن از اخبار را ندارند. در گذشته، کودک پس از خاموش شدن تلویزیون یا پایان روزنامه، از فضای بحران فاصله می‌گرفت، اما امروز تلفن همراه همیشه در کنار اوست. جنگ، تهدید و خشونت، بی‌وقفه در جیب کودکان حضور دارد. همین حضور دائمی، نوعی خستگی روانی و فرسودگی عاطفی ایجاد می‌کند که آثار آن گاه تا سال‌ها باقی می‌ماند.

اهمیت آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان و نوجوانان

مشکل مهم‌تر آن است که بسیاری از خانواده‌ها هنوز خطر این وضعیت را به‌درستی درک نکرده‌اند. آنان تصور می‌کنند کودک صرفا در حال سرگرمی است، در حالی که فضای مجازی می‌تواند به منبعی دائمی برای تولید ترس تبدیل شود. کودکی که ساعت‌ها در معرض اخبار بحران و خشونت قرار دارد، به‌تدریج جهان را مکانی ناامن و غیرقابل اعتماد می‌بیند. این نگاه، در آینده می‌تواند بر میزان امید اجتماعی، اعتماد عمومی و سلامت روان جامعه تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط مدیریت فضای مجازی نیست؛ بلکه سخن از حقوق بنیادین کودکان است. کودکان حق دارند در فضایی رشد کنند که امنیت روانی آنان حفظ شود. حق دارند کودکی کنند، بخندند، بازی کنند و جهان را فقط از دریچه ترس و بحران نبینند. هنگامی که فضای رسانه‌ای، بی‌وقفه اضطراب و ناامنی تولید می‌کند، بخشی از این حق طبیعی و انسانی از کودکان گرفته می‌شود.

امروز یکی از مهم‌ترین وظایف خانواده‌ها، مدارس و رسانه‌ها، آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان و نوجوانان است. کودک باید یاد بگیرد هر تصویری حقیقت مطلق نیست، هر خبری قابل اعتماد نیست و هر موج رسانه‌ای نباید به اضطراب دائمی تبدیل شود. در کنار این آموزش، جامعه نیز باید برای کودکان فضاهای امن عاطفی ایجاد کند؛ فضاهایی که در آن، هنوز امید، گفت‌وگو، هنر، قصه و آرامش وجود داشته باشد. فرهنگ و ادبیات کودک نیز در این میان نقش مهمی دارند. قصه‌ها می‌توانند تعادل ازدست‌رفته ذهن کودک را بازگردانند. داستان خوب، به کودک کمک می‌کند تا جهان را فقط از زاویه بحران نبیند.

او یاد می‌گیرد که در کنار تهدیدها، هنوز انسانیت، مهربانی و امکان زندگی آرام وجود دارد. بزرگ‌ترین خطر برای یک جامعه، فقط جنگ نظامی نیست؛ بلکه عادی شدن اضطراب در ذهن کودکان آن جامعه است. اگر نسلی با ترس دائمی بزرگ شود، بخشی از توان رویاپردازی، خلاقیت و امید خود را از دست خواهد داد. جامعه‌ای که کودکانش همیشه نگران‌اند، آرام‌آرام بخشی از آینده خود را از دست می‌دهد.

امروز شاید بیش از هر زمان دیگری باید پذیرفت که امنیت، فقط حفاظت از مرزها نیست. امنیت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که کودک بتواند شب بدون ترس بخوابد، صبح بدون اضطراب بیدار شود و جهان را مکانی قابل زندگی تصور کند. اگر فضای مجازی این احساس بنیادین را از کودکان بگیرد، حتی بدون شلیک یک گلوله نیز بخشی از جامعه زخمی شده است.

حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.