از احنف الازدی به یوزف گیلبرگ؛ نسبت میان ما استاد و شاگردی است!

خبرگزاری تسنیم سه شنبه 02 تیر 1405 - 15:54
آتش، میراث شیطان است و هر که خانه‌ای را به آتش بسپارد، سهمی از راه او را پیموده است و شما در این راه استادی!

خبرگزاری تسنیم: حجت‌الاسلام محمدرضا جوان‌آراسته نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

از احنف‌ بن‌ یحیی الازدی، آن‌که در عصر عاشورا پیشاپیش مردان می‌رفت و آتش در خیمه‌های حسین بن علی می‌افکند، به یوزف گیلبرگ؛ فرمانده عملیات حمله هوایی اسرائیل به تهران در صبح روز 15 اسفند.

اما بعد، مرا خبر رسید از آن‌چه در تهران کرده‌اید و چون خبر به پایان رسید، دانستم که هنوز همه شگفتی‌های دنیا را ندیده بودم.

در روزگار ما، کسی آتش را فراهم می‌کرد. مشعلی در دست می‌گرفت. می‌دوید. خود را به خیمه‌ای می‌رساند. آنگاه شعله را بر طناب یا پرده‌ای می‌نهاد و منتظر می‌ماند تا شعله بالا بگیرد.

کار ما این بود و ما گمان می‌کردیم که در این کار به نهایت رسیده‌ایم، اما چون خبر شما به من رسید، دانستم که ما کودکان این راه بوده‌ایم. ما یک خیمه را می‌سوزاندیم. شما یک محله را. ما باید تا کنار خیمه‌ها می‌رفتیم. شما خانه‌ها را از فرسنگ‌ها دورتر پیدا می‌کنید.

به خدا سوگند، اگر آن‌چه برایم نقل کرده‌اند راست باشد، شما کاری کرده‌اید که در خیال ما نیز نمی‌گنجید: شما به ساعتی صد آتش بر سر شهر ریخته‌اید و هر آتش انبوهی از خانه‌ها را ویران کرده؟!

آن روز که به فرمان شمر به‌سوی خیمه‌ها رفتیم، زنان و کودکان هنوز فرصت گریختن داشتند. آتش از گوشه‌ای آغاز می‌شد. دود برمی‌خاست. بانگ‌ها بلند می‌شد و کودکان می‌دویدند. من هنوز آن فریادها را به یاد دارم.

اما درباره شما نمی‌دانم. نمی‌دانم آتش شما چگونه فرود می‌آید. نمی‌دانم آنان که زیر آن هستند، پیش از ویرانی خانه‌هایشان صدای آن را می‌شنوند یا نه. نمی‌دانم مجال دویدن دارند یا نه. و نمی‌دانم وقتی آتش از آسمان می‌آید، ترس مردمان بیشتر است یا هنگامی که مشعل را در دست دشمن خود ببینند. این‌ها را از تو می‌پرسم، زیرا تو در کاری استاد شده‌ای که ما تنها آغازش را می‌شناختیم. من در عمر خویش بسیار شنیده‌ام که مردمان، داستان خیمه‌سوزی عصر عاشورا را نقل کرده‌اند. نام ما را با نفرت برده‌اند. کودکانشان را از آتش ما ترسانده‌اند و آن واقعه را از نسلی به نسل دیگر رسانده‌اند.

اما چون خبر کار شما را شنیدم، با خود گفتم: اگر جماعت خانمان‌سوز بخواهند بزرگان خویش را بشمارند، شاید دیگر نام ما را در آغاز این سیاهه نیاورند. زیرا آنچه ما کردیم، کار مردانی بود که شعله‌ای را رام کرده‌اند و آنچه شما می‌کنید، کار مردانی است که آتش را فرمان می‌دهند.

یک‌بار مردی به من گفت: آتش، میراث شیطان است و هر که خانه‌ای را به آتش بسپارد، سهمی از راه او را پیموده است. من آن روز سخنش را نپذیرفتم، اما اکنون که خبر شما را شنیده‌ام، با خود می‌اندیشم اگر آن مرد راست می‌گفت، پس شما باید از همه ما در این راه پیش‌تر رفته باشید.

این نامه را برای ستایش تو ننوشتم، زیرا ستایش را مردمان زنده می‌کنند. من این نامه را نوشتم تا از تو بپرسم: چه بر سر آدمی می‌آید که آتش یک‌خانه برایش اندک می‌شود؟ چه بر سر آدمی می‌آید که ویرانی یک خیمه او را راضی نمی‌کند و دنبال افزون بر آن است؟

اگر پاسخِ این پرسش را می‌دانی، برایم بنویس، زیرا گمان می‌کنم میان من و تو، بیش از آنکه فاصله قرن‌ها باشد، نسبت استاد و شاگردی است که هر یک دیگری را ندیده است.

والسلام

سال 61 هجری قمری برابر با سال 680 میلادی؛ 1086 سال قبل از تاسیس ایالات متحده آمریکا

انتهای پیام/
 

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.