
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ ۴۷ ساله انقلاب اسلامی ایران، عرصه تقابل دو دیدگاه متضاد در سطح ملی از یک سو و فراملی از سویی دیگر است. در حالی که نظام جمهوری اسلامی بر «بنیانهای اصیل اندیشه و تفکر» بنا نهاده شده، نظام سلطه راهبرد «حذف و ترور» را در مواجهه با این تفکر اصیل اسلامی و ایرانی، به کار گرفته و میگیرد. چنان چه اخیراً نیز جان کریاکو، افسر سابق اطلاعاتی آمریکا به صراحت اذعان داشت که: «رژیم صهیونیستی به طور دائم سازمان مجاهدین خلق را تأمین مالی و از آن برای ترور در تهران استفاده میکند». این جزء کوچکی از ترورهای هدفمندِ تروریسم دولتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
دشمنان این مرز و بوم با درک جایگاه زیربنایی نخبگان، همواره «ترور» را نه برای حذف یک فرد، بلکه برای قطع جریان تفکر و فروپاشی ساختار نظام به کار بستهاند. اما تداوم این راهبرد غیر انسانی، به تعبیر شهید مطهری نشان داد: «شهدا شمع محفل بشریتاند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک میماند هیچ دستگاهی نمیتوانست کار خود را آغاز کند یا ادامه بدهد». این نور و روشنایی، همان مسیری است که از آغازین روزهای نهضت اسلامی ایران تا به امروز در تمامی اقدامات خصمانه دشمن، بحرانها و جنگهای ترکیبی منبعث از آن، چراغِ راه و راهنمای ثبات نظام بوده و هست.
استاد مطهری نه اولین قربانیِ تفکر دینی و میهنی و نه آخرین آن است. ترورِ استوانههایی، چون شهید بهشتی (معمار قوه قضاییه)، شهیدان رجایی و باهنر (نمادهای دولت مکتبی)، شهید مفتح (پیوند دهنده حوزه و دانشگاه) و در سالهای بعد، شهدای هستهای و سردار سلیمانی، تا ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان به همراه خانواده هایشان که همگی و بویژه واقعهی جانسوز شهادت سید شهدایمان، حضرت آیتالله سید علی خامنهای (رضوان الله تعالی)، بزرگترین آزمون برای اثبات استحکام این بنای نهادمند بود.
این ثبات، ثمره همان پیوند میان «مشروعیت الهی» و «اراده عمومی» است که شهید مطهری بر آن تأکید داشت و نشان داد که نظام جمهوری اسلامی برخلاف مدلهای فردمحور غربی نه بر «اشخاص»، که بر «آموزهها» استوار است. هدف از ترور معماران فکری بویژه در طول قریب به پنج دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران، ایجاد خلاء نظری و عملی بود. اما تاریخ انقلاب اسلامی ثابت کرد که در نظامِ مبتنی بر اندیشه و تفکر، شهادت پایان یک انسان نیست، بلکه آغاز یک جریانِ پویا، سیال، زایا و مولد است. شهید مطهری معتقد بود: «خون شهید مانند خونی در رگهای جامعه در جریان است». از منظر استاد مطهری: «ایمانِ مذهبی در انسان نیروی مقاومت میآفریند و تلخیها را شیرین میکند». همین استقامتِ برخاسته از ایمان بود که نظام را در برابر کودتاهای دههی نخست، جنگهای تحمیلی و توطئههای نوینِ نظام سلطه، مستحکمتر و بالندهتر کرد.
استاد شهید مرتضی مطهری از زمره متفکران و پایهگذارانی است که طرد، نفی و رد نظام حاکم مستقر از طریق بسیج تودههای مردمی و استقرار نظم جدید را ویژگی بارز مبانی نظری انقلاب اسلامی میدانست. از منظر ایشان، انقلاب اسلامی نهضتی است که جزء خارقالعادهترین حوادث جهان محسوب میشود. حقیقت و روح این نهضت منبعث از اسلام ناب محمدی و از این رو، جهانی و تأثیرگذار است. مؤلفههایی چون؛ «فراگیر کردن مبارزه با رژیم صهیونیستی»، «بیداری ملتهای مظلوم»، «اثبات توانایی قدرت اسلام برای اداره حکومت» و «صدور انقلاب اسلامی»، «بازگشت به فطرت الهی انسان» و «دموکراسی متعهد» برخاسته از عقلانیت، حریت و کرامت انسانی، همگی از وجوه مبارزاتیِ انقلاب در عرصه بینالمللی از منظر استاد محسوب میشود. شهید مطهری در تبیین چارچوب هویتی جدید این نظام تاکید داشت: «در جمهوری اسلامی، کلمه "جمهوری" شکلِ حکومت را مشخص میکند و کلمه "اسلامی" محتوای آن را؛ یعنی حکومتی که شکلش مردمی و محتوایش الهی است».
استادِ شهید، آرمان نهایی انقلاب را در پیوند با «اصل مهدویت و انتظار» تبیین میکرد. ایشان این عامل را محرک پایداری برای وقوع و تداوم انقلاب میدانست. در نگاه استادِ شهید، «انسان کاملِ اسلامی» کسی است که تمام ارزشهای انسانی، هماهنگ با هم در او رشد کرده باشد. به باور ایشان، «بنیان غایی معنویت الهی» میتواند چارچوبی جامع برای اجتماع فراهم کند که همزمان به نیازهای مادی و متعالی پاسخ گوید. این نگاه آرمانی، زیربنای هویتیِ نظام مقدس جمهوری اسلامی شد.
نظام جمهوری اسلامی ثابت کرده است قدرت واقعی این کشور نه در قدرت نظامی و تسلیحاتی، بلکه در پیوند عمیق «ایمان» و «اندیشه» نهفته است. استاد مطهری این موضوع را اینگونه تبیین میکند: «هر جا که حق با باطل درگیر شود، خونِ حق بر زمین میریزد تا حق پایدار بماند».
در مجموع سیرِ تحولات انقلاب اسلامی بیانگر آن است که دشمن هر چند در شناسایی «هدف» (نخبگان اعم از فکری، نظامی و رهبری) درست عمل کرده، اما در پیشبینیِ «نتیجه» دچار خطای راهبردی شده است. دشمن گمان میبرد با حذف فیزیکی، اندیشه و تفکر نیز دفن میشود. حال آنکه شهادت در منطق جمهوری اسلامی، نه یک پایان، بلکه «تضمینِ بقا» و «منبعِ انرژی» برای حرکتهای بعدی است. این مسیر، تا ظهورِ حقیقتِ مطلق، با اتکا به همین پیوند میان «خون» و «خِرد» ادامه خواهد یافت. چرا که؛ شهادت، اندیشههای شهدا را به «هویت ملی» ارتقا داده و میدهد.
امروز، پایداری نظام در برابر جنگهای ترکیبی و توطئههای پیچیده، گواهی است بر این که قطار انقلاب با اتکا به میراث خون شهیدان، از ریل استقلال و عزت باز نایستاده و با صلابتی بیش از پیش به سوی افقهای روشن در حرکت است.
نویسنده و پژوهشگر: فرشته مقدم