
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، سیامک نابغ وطن از گروه مدیریت صنعتی دانشگاه تربیت مدرس در پژوهشی که با همین محوریت با همکاری دانشگاه فنی ییلدیز ترکیه، تدوین راهبردهای نوآورانه برای طراحی ساختمانهای هوشمند را بررسی کردهاند،هدف این تحقیق را بررسی چگونگی استفاده از برنامهریزی سناریو برای پیشبینی آینده معماری و رفع مشکلات راهبردی در تلفیق فناوریهای هوشمند اعلام کرده اند. موضوع اصلی این پژوهش، یافتن مسیرهایی است که بتواند معماری آینده را همزمان با انسانمحوری، پایداری و بهرهوری انرژی پیش ببرد.
این تحقیق بر پایه گفتوگو با خبرگان و شناسایی «پیشرانهای کلیدی» در صنعت ساختمان هوشمند بنا شده است. بر اساس دادهها، دو پیشران اصلی در این حوزه شامل «چارچوبهای مقرراتی و اجتماعی» و «پذیرش و ادغام فناوری» معرفی شدند. پژوهشگران با تحلیل این عوامل، چهار سناریوی محتمل برای آینده طراحی ساختمانهای هوشمند تدوین کردند: افق هماهنگ، دوراهی مختلشده، رنسانس مقرراتی و ایستایی و رکود. سپس برای هر سناریو تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید انجام شد تا مسیرهای ممکن برای سیاستگذاری و طراحی روشن شود.
نتایج نهایی تحقیق، چارچوبی جامع برای تدوین استراتژیهای نوآورانه در طراحی ساختمانهای هوشمند ارائه میدهند. این چارچوب بر اصل طراحی کاربرمحور تأکید دارد؛ یعنی در کنار استفاده از فناوریهای هوشمند، رفاه، امنیت و آسایش کاربران نیز در اولویت قرار میگیرد. علاوه بر آن، حمایت از چارچوبهای مقرراتی، تقویت عدالت اجتماعی، انطباقپذیری طراحیها با شرایط متغیر و افزایش تابآوری در برابر بحرانهای محیطی نیز از دیگر مؤلفههای آن است.
بر پایه یافتههای پژوهش که در نشریه فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی وابسته به دانشگاه هنر اسلامی تبریز منتشر شدهاست، برای اداره بهتر پیچیدگیهای ناشی از تلفیق فناوریها و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، یک رویکرد جامع و قابلتطبیق ضروری است. از جمله پیشنهادها، میتوان به ایجاد همکاری چندذینفعی میان شرکتهای فناوری، نهادهای قانونگذار، مالکان ساختمانها و کاربران اشاره کرد. همچنین توصیه شده است که طرحهای پایلوت واقعی برای سنجش عملکرد فناوریهای هوشمند اجرا شوند تا ارزش عملی و مزایای ملموس آنها برای عموم آشکار گردد.
این پژوهش همچنین بر اهمیت تدوین استانداردها و پروتکلهای صنعتی مشترک تأکید دارد تا فناوریهای مختلف در ساختمانها بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. با چنین ساختاری، دادهها و سامانههای مختلف میتوانند بدون تداخل در عملکرد، هماهنگ شوند. از سوی دیگر، پژوهش توصیه میکند که نهادهای سیاستگذار با تنظیم مقررات حمایتی، مسیر نوآوری را تسهیل کنند، در عین حال حفاظت از حریم خصوصی و پایداری انرژی را نیز تضمین نمایند.
نتایج این مطالعه، نه تنها برای معماران و مهندسان، بلکه برای سیاستگذاران و سرمایهگذاران نیز حائز اهمیت است. بهکارگیری چنین چارچوبی میتواند صنعت ساختوساز را به سوی آیندهای پایدار، کارآمد و انسانمحور هدایت کند. ادامه پژوهشهای مشابه، بهویژه در قالب مطالعات موردی و پیادهسازیهای واقعی نیز میتواند به بهبود و پالایش این رویکردها کمک نماید و زمینه را برای شکلگیری شهرها و ساختمانهای واقعا هوشمند فراهم سازد.