
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، شهرزاد محمدی جزی از گروه مهندسی صنایع دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه میبد به همراه دو همکار دانشگاهی خود، پژوهشی را در همین خصوص درباره شناسایی و تحلیل عوامل روانشناختی موثر بر رفتار سرمایهگذاران انجام دادهاند. آنها در این مطالعه تلاش کردهاند مهمترین ویژگیهای ذهنی اثرگذار بر تصمیمهای مالی را شناسایی کرده و میزان تاثیر هر یک را بر برخی رفتارهای رایج سرمایهگذاران بررسی کنند.
در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با متخصصان، فهرستی از عوامل روانشناختی و رفتارهای مرتبط با سرمایهگذاران تهیه شد. سپس مهمترین عوامل و رفتارها انتخاب شدند. در مرحله بعد، برای رتبهبندی این عوامل از روش تحلیلی خاص استفاده شد و پس از مشخص شدن پنج عامل اصلی و سه رفتار مهم، میزان تاثیر آنها بر یکدیگر به کمک روشهای آماری مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج این تحلیلها که در «فصلنامه مهندسی مالی و مدیریت اوراق بهادار» وابسته به دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی منعکس شدهاند، نشان دادند؛ پدیده موسوم به «لنگر انداختن» که به معنای تکیه بیش از حد بر یک عدد یا باور اولیه است، تاثیر معنادار و قابل توجهی بر انتظار سرمایهگذاران برای جبران ضرر دارد. به بیان ساده، افرادی که ذهنشان به یک قیمت یا پیشبینی خاص گره میخورد، در صورت زیان بیشتر تمایل دارند صبر کنند تا قیمت به همان سطح قبلی بازگردد. همچنین عامل «نمایندگی» نیز بر این رفتار اثرگذار بود.
در بخش دیگری از نتایج مشخص شد، پدیده دیگری موسوم به «زیانگریزی» تنها عاملی است که به طور معنادار بر استفاده از استراتژیهای کوتاهمدت تاثیر میگذارد. زیانگریزی به این معناست که افراد درد ناشی از ضرر را بیشتر از لذت سود احساس میکنند. ضریب مثبت این متغیر نشان میدهد هرچه زیانگریزی بیشتر باشد، تمایل به انجام معاملات کوتاهمدت نیز افزایش مییابد.
همچنین در مدلی دیگر، مشخص شد اعتماد به نفس بیش از حد و نمایندگی رابطه مستقیم با سازگاری در شرایط جدید دارند، در حالی که لنگر انداختن رابطه معکوس با سازگاری نشان داد.
این یافتهها نشان میدهند؛ برخی ویژگیهای ذهنی میتوانند مانع تطبیق سریع سرمایهگذاران با شرایط تازه بازار شوند. برای مثال، فردی که به پیشبینی اولیه خود بیش از حد وابسته است، ممکن است در برابر تغییر شرایط مقاومت کند. در مقابل، کسانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند، راحتتر با موقعیتهای جدید کنار میآیند. درک این تفاوتها میتواند به مدیران بازار سرمایه کمک کند برنامههای آموزشی مناسبتری طراحی کنند و به سرمایهگذاران نیز هشدار دهد که تنها به تحلیلهای عددی اکتفا نکنند و نقش ذهن و هیجان را هم جدی بگیرند.