کیاوش حافظی: در جامعه ایران که هر گوشهاش به سیاست گره میخورد، مداحان نیز از قاعده سیاسی بودن مستثنی نیستند. در ایران کمتر حوزهای را میتوان پیدا کرد که از سیاست به دور افتاده باشد؛ از تریبونهای نخبگان دانشگاهی گرفته تا سفرههای عامه مردم، همگی زیر چتر سیاستند.
اگر در دهههای پیش از انقلاب، دانشجویان در تریبونداری سیاسی یکهتاز بودند، در ایران بعد از انقلاب رفتهرفته گروه جدیدی از تریبوندارها پا به میدان سیاست گذاشتند. با بازیگری آنها، ژانر تریبونهای سیاسی دیگر منحصر به مجلات و بولتنهای دانشگاهی نماند. آنها بدون آنکه به سازوکارهای زمانبر چاپخانه و قلموکاغذ وابسته باشند، میتوانستند به سرعت کلامشان را فقط با یک بلندگو به مخاطب منتقل کنند؛ فقط کافی بود جمعیتی پای منبرشان بنشیند. مراسمهای مذهبی، بیواسطه مخاطب را در برابرشان قرار میداد. همچنان که مخاطب به طور مستقیم پیش چشمانشان بود، بینیاز از قلمفرساییهای بقیه تریبوندارها، سخن میگفتند و کلام را سریعتر منتقل میکردند. شور و عواطف مذهبی مخاطب هم عامل دیگری بود که به آنها در انتقال پیامشان کمک میکرد. آنها به جز روضه و نوحه، سخنان سیاسی نیز به زبان میآوردند؛ تا جایی که در بسیاری از موارد، اثر و نفوذ کلام آنها از اهل درس و بحث بیشتر شد. به همین دلیل حوزویان به مداحان و هیئتها توصیه کردهاند که ارتباط خود را با آموزههای روحانیون و مساجد حفظ کنند؛ چرا که هر سخن نسنجنیدهای در این تریبونها میتواند باورهایی به دور از ارزشهای دینی به جامعه منتقل کند.
سنتز ملی مذهبی در مداحیهای انقلابی
اما در یک سال اخیر و از زمانی که جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، مداحان فعالیت خود را در مسیر جدیدی دنبال کردند. دیگر شعر و شعار آنها منحصر در عواطف مذهبی نبود. برخی از آنها در متن موسیقیهای ملی تغییراتی دادند و عناصر مذهبی را به آنها اضافه کردند تا علاوهبر شور و احساسات مذهبی، بر عواطف ملیگرایانه نیز کارگر شود. در واقع این مداحان به نوعی صدای انقلاب شده بودند. با این حال، مداحان نیز مانند دیگر تریبوندارها جهتگیریهای سیاسی خاص خود را داشتهاند؛ موضعگیریهایی که در رویدادهای مختلف بروز پیدا میکند. در همین چند ماه گذشته و با مطرح شدن موضوع مذاکره، مداحان دو رویکرد متفاوت از خود نشان دادند.
وقتی استاد ادبیات پایداری قاضی دیپلماسی شد
رویکرد سنتی این مداحانِ سیاسی و انقلابی، موضعگیری علیه مذاکره بود. در فروردینماه امسال، بعد از آنکه مقالهای از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران در نشریه فارن افرز منتشر شد، یکی از همین مداحان در تجمعات شبانه تهران به او تاخت. این مداح کسی نبود جز سعید حدادیان؛ کسی که در دولت سیزدهم اعلام شد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ادبیات پایداری تدریس میکند. او در این تجمعات با متهم کردن وزیر خارجه پیشین به جاسوسی، به او اولتیماتومی سه روزه داد تا بگوید «غلط کردم».
این اظهارات اما از سوی چهرههای منسوب به جریان موسوم به ارزشی نیز بیواکنش نماند. عبدالله گنجی، مدیرمسئول پیشین روزنامههای همشهری و جوان در واکنش به او گفت: «آدم مدعی انقلاب و حزباللهیگری اگر بدون غلیان احساسات، عصبانیت و برجسته شدن رگ گردن، نقد اندیشه و عملکرد و محتوا کند، واجد بوسیدن دست است. اگر توان این کار را ندارد، سکوت اولی است.»
برخی مداحان نیز به سخنان حدادیان واکنش نشان دادند. میثم مطیعی از جمله مداحانی بود که گفت: «در میان اظهارات اخیر مسئولان سابق، هرچند نکات درستی نیز به چشم میخورد—از جمله تقدیر از حضور مردم و محکومیت جنایتکارانه بودن حمله دشمن—اما طرح برخی سخنان نادرست نباید به معیاری برای ایجاد شکاف و دوگانگی در جامعه تبدیل شود. آنچه ضرورت دارد، حفظ انسجام ملی، پرهیز از دودستگی و تمرکز بر اهداف کلان کشور است.» مهدی رسولی نیز حواشی بیفایده را مکمل نقشه دشمن دانست.
فرمان ایست مداحان به امام جمعه تندرو
به جز این رویارویی، گروهی از مداحان در سخنان و اظهاراتشان تلاش کردند تابع دستورات نهادهای کلان حاکمیتی برای حفظ وحدت باشند و به نوعی جلوی غلیان بیش از حد شور و احساسات جمعیت را بگیرند. در اردیبهشتماه نیز بعد از آنکه برخی چهرهها، مانند امام جمعه رشت، تلاش کردند در تجمعات شبانه بحث بیحجاب و باحجاب را مطرح کنند، برخی از مداحان علناً در این زمینه موضعگیری کردند.
حسین طاهری از افرادی بود که در همین زمینه موضع گرفت و تقسیمبندی «باحجاب» و «بدحجاب» را دستهبندی و کار دشمن خواند. این مداح با تأکید بر اینکه ما در روزهای سخت کنار هم ایستادیم، گفت: دشمن با حرفهای مفتی مثل اینکه این بیحجاب است و آن باحجاب است، بین ما اختلاف انداخته بود. اما رهبر ما فرمود هر کسی یک نقصی دارد؛ او در ظاهرش و من در باطنم، اما همه در کنار هم هستیم. او افزود: من مخلص عزیزی هستم که هر کجای ایران دم از وحدت میزند و از تریبونی که بخواهد تفرقه اندازد، بیزارم.
محمود کریمی، مداح معروف نیز با انتقاد از استفاده از دستهبندی باحجاب و بدحجاب گفت: «من از الفاظ محجبه و غیرمحجبه استفاده میکنم و مردم ما قهرمان هستند. اینها مردتر از خیلیها هستند که دیدند کشور مورد بمباران قرار گرفته اما حرف نزدند.»
شمشیر حدادیان این بار به روی قالیباف
با شکلگرفتن تفاهم میان ایران و آمریکا، این دو رویکرد مداحان بار دیگر خود را نشان داد. سعید حدادیان هفته گذشته در حالی در مورد مذاکرات موضعگیری کرد که پیش از این، از جمله حامیان قالیباف بود. او که دو ماه قبل ظریف را خودفروخته آمریکا خوانده بود، اینبار خط و نشان خود را متوجه تیم مذاکرهکنندهای دانست که ریاست آن را قالیباف به عهده دارد. او در تجمعی در میدان صادقیه تهران گفت: «مردم دمار از روزگارتان در میآورند. ما آنچه را که داشتیم و میخواستیم از دست ندهیم، رهبرمان بود؛ بعد از آن اگر کسی کج برود دمش را میچینیم. اصلاً کشته شویم. آقایان؛ اگر خدای ناکرده خون رهبر پایمال شود، پایمالتان میکنیم. مرگ بر کسی که گفته خونخواهی و اینها نباشد؛ غلط کرده، ما خونخواه رهبرمان هستیم.»
تهدید پزشکیان: ماییم و تیغ و حلقوم شما
در روزهای اخیر نیز فیلمی منتشر شد که در آن مداح جوانی به نام محمدعلی بخشی، رئیسجمهور را تهدید میکند. این مداح در سخنانی گفته بود: «اگر شروطی که رهبری گفتند محقق نشود، ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما. پدرت را در میآوریم.» این اظهارات واکنشهای رسمی به دنبال داشت.
در پی انتشار این ویدئو، مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییسجمهوری، در شبکه اجتماعی ایکس این مداح را «فردی گستاخ» توصیف کرد و خواستار برخورد «قاطع و قانونی» با او شد. او همچنین در واکنشی تند نسبت به این اظهارات، بر ضرورت رسیدگی قضایی به موضوع تأکید کرد.
علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور نیز به این تهدید واکنش نشان داد و گفت: «قطعاً شوخی بوده است، اما استفاده از این نوع ادبیات از تریبونهایی که به مناسبت ماه محرم برگزار میشوند، شایسته و قابل قبول نیست.»
مداح تهدیدکننده رئیسجمهور اما بعد از واکنشها به اظهاراتش، در مقام توضیح برآمد و گفت که سخنانش تهدید نبوده و صرفاً در حد بیان احساسات بوده است!
در جبهه مداحان حسین طاهری از جمله کسانی بود که نسبت به حملات جریانهای سیاسی خاص به مذاکرهکنندگان واکنش نشان داد. در روزهایی که گروهی در تجمعات مربوط به کارزار «نمیپذیریم»، مدعی مطالبه خطوط قرمز رهبری از مذاکرهکنندگان شده بودند، او این تجمعات را مصداق فراخوانی علیه جمهوری اسلامی خواند و گفت: «اگر فراخوان علیه جمهوری اسلامی دهند، برای من هیچ فرقی با رضا پهلوی ندارند.»
شگفتی سیاست ایران؛ وقتی تریبون حاکمیت، علیه حاکمیت میچرخد
در مجموع، دو جنگ اخیر مداحان را به بازیگرانی سیاسی تبدیل کرده است. جنگ، مذاکرات، مسئله وحدت ملی و حتی مناقشات روزمره سیاسی، همگی به موضوعاتی بدل شدهاند که در کلام آنها بازتاب پیدا میکند. این مسئله ناشی از وزنی است که فضای سیاسی ایران در اختیار مداحان قرار داده است؛ اما اینکه برخی مداحان از این فضا علیه تصمیمات نظام سیاسی استفاده میکنند، از شگفتیهای سیاست ایران است.
۲۹۲۱۱









