درخت‌ها می‌مانند، ما شاید نمانیم

دنیای اقتصاد سه شنبه 02 تیر 1405 - 00:02
«شاخه هم‌خون» ما را به جریانی در هنر ایران ارجاع می‌دهد که به اشکال مختلف و به‌‌عنوان بخش مهمی از سنت ساختن دورنما در هنر مدرنیستی و معاصر ایران تکرار شده است؛ جریانی که به‌اشکال مختلف بر روی تصویر کردن درخت تاکید دارد. چه زمانی‌که سهراب سپهری به سراغ تنه درخت‌هایش رفت که بر روی پس‌زمینه خاکی تصویر می‌شدند و چه زمانی‌که ابوالقاسم سعیدی شاخه‌های آویخته درختان را با گل‌های رنگین گرد نقاشی می‌کرد و یا درختان عظیم داوود امدادیان که بر کل فضای بصری غالب می‌شدند و چه در نمونه‌های متأخرتر که تنه درخت‌های درهم‌تنیده منوچهر نیازی در بازار هنر محبوبیت فراوان یافت و چه نمونه‌های جدیدتر مانند مجموعه جدید آثار رضوان صادق‌زاده یا درختان انتزاعی بابک کبود یا مجموعه‌ای از آثار رضا نصرتی یا نقاشی‌های بزرگ ساوالان جماعتی و دیگران.

موفقیت اقتصادی بسیاری از این هنرمندان احتمالا دلیل قانع‌کننده‌ای برای تکرار این الگو در هنر ایران است. اما فارغ از اقبال خریداران آثار هنری به این جریان هنری، نقاشی از درختان هم امکان ترکیب‌بندی‌هایی متوازن را برای نقاش فراهم می‌کند و از طرف دیگر تنوع قابل ملاحظه‌ای را ممکن می‌کند که در شکل پرداخت متنوع هنرمندان نام‌برده دیده می‌شود؛ چنان‌چه بیشترنمونه‌هایی که ذکر شد یادآور برخوردی منحصربه‌فرد با درخت هستند که هم بیانگر دیدگاه نقاش است و هم گاه به نتایج قابل ملاحظه‌ای منتهی شده است.

درخت در آثار فریبا میریان غالب‌ترین عنصر بصری در بوم‌های بزرگ اوست؛ درخت‌ها گاه بخش عمده‌ فضای پیش‌زمینه را اشغال می‌کنند و گاه در نسبت با فضای منفی وسیع آثارش قرار می‌گیرند، گاه روی پس‌زمینه‌ای محو تصویر می‌شوند که فضایی مه‌آلود را تداعی می‌کند و گاه بیننده می‌تواند خرابه‌ها یا ساختمان‌هایی را در پس‌زمینه ببیند که از میان تنه‌ درختان تنومند به چشم می‌آیند. همه اینها نشان می‌دهد که هنرمند با وجود تلاش برای فرار از تکرار یک الگوی بصری واحد و کوشش برای تنوع بخشیدن به منظره‌هایش بیشتر از یک نوع نگاه به درخت تبعیت می‌کند که به اشکال مختلف در آثار به چشم می‌آید؛ نگاهی که می‌توان به صلابت، ماندگاری، جاودانگی، برتری و.... درخت تعبیر کرد که انگار به‌شکل تمثیلی نماینده طبیعت به صورت کلی است.

میریان این کار را به چند شکل انجام می‌دهد؛

یک: محو کردن پس‌زمینه که در نتیجه شاخه‌های درختان با وضوح بیش‌تری به چشم می‌آیند.

دو: در تعدادی از کارها تنه‌‌ درختان بخش عمده‌  فضای بصری را اشغال می‌کنند.

سه: تقریبا در تمامی کارها هنرمند درخت‌ها در پیش‌زمینه نقاشی کرده که نگاه تماشاگر را بر آنها متمرکز می‌کند.

چهار: استفاده از بافت بصری خاصی در مجموعه‌ای از آثار که توجه بیننده را باز بر تنه درخت‌ها جلب می‌کند.

پنج: در پاره‌ای از آثار که نقاش سازه‌های انسانی را در پس‌زمینه قرار می‌دهد نسبت میان این دست‌ساخت‌های مصنوعی و درخت‌ها واضح‌تر به تصویر درآمده‌اند. نحوه ترکیب این فضای بصری، صلابت درختان پیش‌زمینه و اشاره به سازه‌های نیمه‌مخروبه در پس‌زمینه بیشتر یادآور این موضوع است که درختان پرصلابت و کهن‌سال پیش‌زمینه، بر سازه‌های نیمه‌ویران دست‌ساخت پس‌زمینه غلبه دارند. از این جهت می‌توان مضمون هنرمند را در این مجموعه به‌شکلی عینی‌تر مشاهده کرد؛ مضمونی که می‌توان صلابت، ماندگاری یا استواری طبیعت در برابر مصنوعات انسانی تعبیر کرد.

با این‌حال به‌نظر می‌رسد که در آثاری که سازه‌های مصنوعی حضور ندارند هنرمند از اشکال مختلف بیان بصری بهره‌ بیشتر و بهتری برده. پس اگر بهره‌گیری از عناصر بصری در بیان مضمون را یا آن‌چه که به‌طور کلی تعادل فرم و محتوا خوانده می‌شود یک امتیاز بخوانیم هنرمند با بهره‌گیری بیشتراز بیان بصری نظیر بافت و یا محو کردن فضای پس‌زمینه و یا کار با فضای منفی و... به نتایج جذاب‌تری می‌رسد تا زمانی‌که مضمون را کم‌و‌بیش عیان به تصویر می‌کشد.

در تعدادی از آثار پرندگانی هم تصویر شده‌اند؛ از یک جهت این پرندگان بر وجوه تغزلی آثار می‌افزایند اما از سوی دیگر می‌توان آنها را عناصر بصری در نظر گرفت که وجه تزئینی پرده‌ها را افزایش داده‌اند. با وجودی‌که اکثر آثار مستقیما دارای عناصر تزئینی نیستند اما این‌طور به نظر می‌رسد که احتمالا یکی از دلایل هنرمند برای افزودن پرندگان به پرده‌ها  افزایش وجوه تزئینی آثارش هم بوده است. با توجه به نوع نگاه هنرمند این پرندگان بر مضمون تاکید بیش‌تری می‌کنند اما از طرف دیگر سبک کلی اجرا را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند و یک‌دستی فضای بصری را خدشه‌دار می‌کنند.

فارغ از اینها باید به نقش کیوریتور نمایش، مریم روشن‌فکر، از یک‌سو و مشارکت گروه هنربانی آوام و آتلیه مرمت آوام هم اشاره کرد. این‌طور به نظر می‌رسد که نقش کیوریتور در یک‌دست کردن فضای بصری نمایشگاه و انتخاب مجموعه‌ای از آثار نقاش که به شکل‌گیری یک نمایشگاه منسجم منتهی شده قابل ملاحظه است. همین موضوع بر اهمیت کیوریتو و نقش او در برگزاری و مدیریت نمایشگاه‌های مختلف تاکید می‌کند. موضوعی که به تدریج در هنر معاصر ایران – به‌تبعیت از جریانات معاصر هنری در جهان – هم مورد توجه قرار گرفته است.

در نهایت فریبا میریان با نمایشگاه «شاخه‌های هم‌خون» تلاش کرده تا نگاه و بیان بصری منحصر به فردی را در دل یک جریان هنری در ایران پیدا کند. تلاشی که هنوز به یک نقطه نهایی نرسیده است اما نشان می‌دهد که فریبا میریان با آگاهی از مسیرش می‌کوشد تا نگاه و بیانی را پیدا کند که تنها به خودش تعلق داشته باشد. این نمایشگاه اخیرا در فرهنگ‌سرای نیاوران برگزار شده است.

* روزنامه‌نگار و منتقد

منبع خبر "دنیای اقتصاد" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.