از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
بیبیسی در گزارشی از پایان دور نخست مذاکرات صلح نوشت که میانجیهای قطری و پاکستانی از حصول «پیشرفت دلگرمکننده» خبر دادهاند. بر اساس این گزارش، طرفین بر سر «نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز» به توافق رسیدهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از پیشرفت چشمگیر در پایان دادن به درگیریهای لبنان خبر داد و اعلام کرد که بر اساس یادداشت تفاهم امضا شده، صادرات نفت و پتروشیمی معاف از تحریم، محاصره لغو، بخشی از داراییهای بلوکهشده آزاد و یک طرح بزرگ بازسازی و توسعه برای ایران آغاز شده است.
بیبیسی میافزاید که در بیانیه مشترک میانجیها، از ایجاد «خط ارتباطی» برای جلوگیری از حوادث و تسهیل عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و تشکیل واحد ضد-تنش میان آمریکا، ایران و لبنان خبر داده شده است. عراقچی نخستین «آزمون واقعی» را همین واحد ضد-تنش لبنان دانست.
این گزارش به تنشهای ادامهدار در جنوب لبنان با وجود برقراری آتشبس جدید در روز جمعه اشاره میکند و از سوی دیگر به نقل از جی.دی. ونس، مذاکرهکننده ارشد آمریکا، میافزاید که واشنگتن آماده «تحول بنیادین در روابط» به صورت مشروط با ایران است. این در حالی است که برنامه هستهای همچنان حلنشده باقی مانده و قرار است در مذاکرات آتی بررسی شود. توافق همچنین شامل طرح ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران و لغو «همه انواع تحریمها» است.
شبکه انبیسی نیوز در گزارشی از پایان دور نخست مذاکرات عالی ایران و آمریکا در سوئیس نوشت که طرفین بر سر «نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز» توافق کردند و مذاکرات فنی تا پایان هفته ادامه خواهد یافت. بر اساس این گزارش، ایجاد یک «کمیته عالی» با نظارت سیاسی بر میانجیگری و تشکیل «خط ارتباطی ضد-تنش» با لبنان از مهمترین دستاوردهای این نشست بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، از «پیشرفت زیاد برای پایان دادن به جنگ لبنان» خبر داد و به پیشرفت در زمینه صادرات نفت، لغو محاصره تنگه هرمز، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و طرحهای بازسازی اشاره کرد. با این حال، فضای مثبت مذاکرات تحت تأثیر اظهارات تهدیدآمیز ترامپ قرار گرفت. هیئت ایرانی نیز مراتب اعتراض رسمی خود را ابلاغ و این تهدیدات را «نقض جدی توافق» تلقی کرد.
این گزارش میافزاید که درگیریها در جنوب لبنان همچنان ادامه دارد و حزبالله اسرائیل را به تلاش برای «کارشکنی در توافق» متهم کرده است. ایران نیز با اشاره به نقض بند اول یادداشت تفاهم مبنی بر توقف درگیریها در تمامی جبههها، هشدار داد که این وضعیت «کل توافق را زیر سوال میبرد.» ترامپ نیز به طور متناقض مدعی حق آمریکا برای اخذ عوارض از تنگه هرمز شد. مذاکرات فنی قرار است تا پایان هفته ادامه یابد.
روزنامه گاردین در گزارشی از پایان دور نخست مذاکرات عالیرتبه ایران و آمریکا در سوئیس نوشت که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از حصول «پیشرفت» خبر داده است، هرچند این نشست با تهدیدات دونالد ترامپ به ازسرگیری حملات آغاز شده بود. بر اساس این گزارش، میانجیهای قطری و پاکستانی در بیانیهای مشترک اعلام کردند که طرفین بر سر «نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز» توافق کرده و مذاکرات فنی میان مقامات ردهپایینتر تا پایان هفته ادامه خواهد یافت.
گاردین میافزاید که دستاوردهای کلیدی این نشست شامل ایجاد «خط ارتباطی» برای جلوگیری از حوادث در تنگه هرمز، تشکیل «واحد ضد-تنش» با دولت لبنان برای تضمین پایبندی به توقف عملیات نظامی، و آمادهسازی وزارت خزانهداری آمریکا برای صدور معافیت ۶۰ روزه تحریمهای نفت، پتروشیمی و مشتقات آن است. ایران اعلام کرد که با این معافیت، بانک مرکزی میتواند بدون تهدید تحریم، نفت به مشتریان خود بفروشد و وجه آن را دریافت کند. همچنین قطر و ایران یادداشت تفاهمی برای آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در حسابهای بانکی قطر امضا کردند.
این گزارش تصریح میکند که با برآورده شدن عمده پیششرطهای ایران (لغو محاصره، معافیت تحریم نفتی و آزادسازی بخشی از داراییها)، تهران اکنون اجازه خواهد داد تا گفتگوهایی درباره غنیسازی اورانیوم و رقیقسازی ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای بالا صورت گیرد. با این حال، عراقچی دشوارترین مسئله را بحران لبنان و حذف درگیری در لبنان به عنوان نخستین آزمون واقعی توافق توصیف کرد. گاردین در پایان تصریح میکند که این اقدامات اقتصادی ممکن است به کاهش تورم افسارگسیخته در ایران که بزرگترین دغدغه داخلی کشور است، کمک کند.
رسانه های عربی
عدنان علامه، عضو اتحادیه بینالمللی کارشناسان و تحلیلگران سیاسی با انتشار یادداتشی در رابطه با قدرت جمهوری اسلامی ایران در وضع یک معادله جدید نوشت: در حالی که نهادهای بینالمللی و قدرتهای اثرگذار جهان تنها به رصد و ثبت جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت در لبنان بسنده کرده بودند و نیروهای یونیفل طی یک سال بیش از ۱۵ هزار مورد نقض آتشبس، تخریب گسترده و حملات علیه غیرنظامیان را ثبت کردند، بدون آنکه اقدام مؤثری برای توقف این روند صورت گیرد، تحولات ۲۴ ساعت گذشته معادلات قدرت و نفوذ در منطقه را دستخوش تغییری بنیادین کرد؛ تغییری که از آن به عنوان «زلزلهای ژئوپلیتیکی» یاد میشود.
به باور نویسنده، مقایسه ناتوانی شورای امنیت، سازمان ملل و کشورهای گروه هفت در مهار اقدامات اسرائیل از ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون، با تأثیر فوری مداخله ایران، نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران به بازیگری تعیینکننده در دفاع از حاکمیت، مقاومت و مردم لبنان تبدیل شده است؛ بهگونهای که موضوع لبنان را به محور اصلی توافق خود با ایالات متحده بدل کرد.
به گفته نویسنده این روند تنها به مواضع دیپلماتیک محدود نماند. به گفته او، پس از آنکه بنیامین نتانیاهو تلاش کرد توافق را دور بزند و حملات خود را ادامه دهد؛ حملاتی که طی دو روز به کشته شدن ۱۱۱ نفر و زخمی شدن ۱۶۷ نفر انجامید، ایران با تهدید به بستن تنگه هرمز، پاسخی راهبردی و تعیینکننده ارائه کرد.
در این تحلیل، بستن تنگه هرمز به عنوان «دکمه هستهای اقتصاد جهانی» توصیف شده و گفته میشود این اقدام، سرنوشت توافق بینالمللی را در برابر جان شهروندان و حاکمیت لبنان قرار داد و در نهایت اسرائیل را وادار به پذیرش فوری توقف درگیریها کرد؛ هرچند همچنان از خروج از مناطق اشغالی خودداری کرده است.
الجزیره به بررسی تغییرات اخیر در موازنه قدرت میان ایران و اسرائیل پرداخته و تأکید میکند که در جریان تنشهای اخیر، مجموعهای از تحولات میدانی و اطلاعاتی باعث شده برخی معادلات امنیتی در منطقه دچار بازنگری شود.
این گزارش مینویسد که یکی از نکات کلیدی در این درگیریها، افزایش توان ایران در شناسایی و بهرهبرداری از نقاط ضعف ساختار امنیتی اسرائیل بوده است؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران، در طراحیهای دفاعی و بازدارنده طرف مقابل تأثیر گذاشته است.
اسرائیل با چالشهایی در حوزه عمق استراتژیک و تابآوری در برابر جنگهای چندجبههای روبهرو است؛ مسئلهای که در درگیریهای اخیر بیشتر آشکار شده است.
این تحولات صرفاً نظامی نیستند، بلکه پیامدهای سیاسی و امنیتی گستردهای دارند و باعث شده نگاه بازیگران منطقهای و بینالمللی نسبت به آینده درگیریها تغییر کند. جنگ اخیر نشان داد هیچیک از طرفین نمیتوانند بهتنهایی یک پیروزی کامل و پایدار را تحمیل کنند و همین موضوع، احتمال ادامه وضعیت تنش و درگیریهای مقطعی را افزایش داده است.
در پایان، این تحلیل نتیجه میگیرد که منطقه خاورمیانه وارد مرحلهای شده که در آن بازدارندگی متقابل و شکننده جایگزین برتری مطلق شده و هرگونه خطای محاسباتی میتواند به تشدید سریع بحران منجر شود.
رسانه های چین و روسیه
خبرگزاری شینهوا در گفتوگویی اختصاصی با سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در لبنان گزارش داد که تشدید درگیریهای نظامی در لبنان و افزایش تنشها میان اسرائیل و حزبالله، روند بازگشت پناهجویان سوری به کشورشان را به شکل محسوسی تسریع کرده است.
بر اساس آمار ارائهشده، از ژانویه ۲۰۲۵ تا آوریل ۲۰۲۶ حدود ۶۳۰ هزار پناهجوی سوری ثبتشده نزد سازمان ملل از لبنان به سوریه بازگشته و نام آنان از فهرست پناهندگان حذف شده است. همچنین مقامات سوری اعلام کردهاند که بین دوم مارس تا دهم ژوئن ۲۰۲۶ نزدیک به ۴۸۵ هزار نفر از لبنان وارد سوریه شدهاند، هرچند همه این افراد لزوماً در زمره پناهجویان قرار نداشتهاند.
لیزا ابوخالد، سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان، با اشاره به ناامنیهای ناشی از درگیریها تأکید کرد که بسیاری از سوریها برای حفظ جان و امنیت خود ناچار به ترک لبنان یا بازگشت به سوریه شدهاند.
به گفته وی، اکنون کمتر از یک میلیون پناهجوی سوری ثبتشده در لبنان باقی ماندهاند. این گزارش همچنین از تلفات سنگین درگیریها خبر میدهد؛ بهگونهای که از آغاز دور جدید تنشها در دوم مارس، حملات اسرائیل به لبنان بیش از چهار هزار کشته و ۱۲ هزار زخمی بر جای گذاشته و در میان قربانیان، دستکم ۱۳۰ پناهجوی سوری کشته و ۱۵۳ نفر زخمی شدهاند.
وبسایت روسی «راشاتودی» در یادداشتی به قلم اسکات ریتر با عنوان «آمریکا جنگ با ایران را باخت، اما به آمریکاییها پیروزی فروخته میشود» نوشت که تفاهمنامه نهایی میان ایران و آمریکا پایان رسمی جنگ را رقم زده و مهمترین دستاورد مورد نظر واشنگتن نه مسئله هستهای، بلکه بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری جریان نفت بوده است. به اعتقاد نویسنده، دولت ترامپ برای جلوگیری از تبعات اقتصادی جنگ و کاهش فشار بر اقتصاد آمریکا ناچار شد به توافقی تن دهد که عملاً بازگشت به شرایط پیش از آغاز درگیریها را رقم میزند.
ریتر معتقد است جنگی که با مشارکت آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، در نهایت به یک شکست راهبردی برای واشنگتن تبدیل شد؛ زیرا تنگه هرمز پیش از جنگ نیز باز بود و بحران ایجادشده نتیجه مستقیم اقدامات آمریکا و اسرائیل بود. به گفته او، موضوع هستهای که در آغاز جنگ محور اصلی تبلیغات و توجیهات غربی بود، در توافق نهایی تقریباً به حاشیه رانده شده و جای خود را به ضرورتهای اقتصادی داده است.
نویسنده با طرح مفهوم «اثر هرمز» استدلال میکند که کنترل ایران بر این گذرگاه راهبردی، قدرتی در اختیار تهران قرار داده که از بسیاری ابزارهای نظامی و حتی سلاح هستهای مؤثرتر است. از نگاه او، تجربه جنگ نشان داد ایران قادر است بر اقتصاد جهانی و بازار انرژی تأثیر بگذارد و آمریکا نیز ابزار مؤثری برای خنثیکردن این واقعیت در اختیار ندارد.
این یادداشت همچنین میگوید دولت آمریکا تلاش خواهد کرد کاهش قیمت انرژی و بهبود شاخصهای اقتصادی را بهعنوان یک پیروزی دیپلماتیک معرفی کند، در حالی که هزینههای واقعی جنگ شامل مصرف گسترده تسلیحات، خسارتهای سنگین زیرساختی و تلفات انسانی نادیده گرفته میشود. ریتر در پایان نتیجه میگیرد که «اثر هرمز» نماد افول رؤیای آمریکایی و تمایل جامعه آمریکا به ترجیح رفاه اقتصادی بر پاسخگویی سیاسی و اخلاقی است.