به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، به تازگی ایدهای را مطرح کرده که بیشتر شبیه به یک آرزوهای دست نیافتنی کاخ سفید است تا یک طرح راهبردی قابل اجرا: «سپردن مقابله با حزبالله لبنان به حکومت جدید سوریه.»
این طرح که ظاهراً برای کاستن از بار سنگین شکستهای فرسایشی رژیم صهیونیستی در لبنان طراحی شده، با واکنش سرد و تحقیرآمیز تلآویو و یک «نه» محتاطانه از سوی احمد الشرع (ابومحمد جولانی)، سرکرده سابق هیئت تحریرالشام و حاکم جدید دمشق، روبهرو شده است. فانتزی ترامپ برای تبدیل جولانی به نگهبان امنیت اسرائیل در مرزهای لبنان، نهتنها از واقعیتهای میدانی و امنیتی به دور است، بلکه شکافهای عمیق در اردوگاه غربی-عبری را نیز فاش میسازد.

نقشه فرار از باتلاق؛ چرا ترامپ به فکر برونسپاری افتاد؟
راز این پیشنهاد عجیب را باید در باتلاق لبنان جستوجو کرد. اشغال جنوب لبنان که با هدف نابودی حزبالله و بازگشت ده ها هزار خانواده شهرک نشین آواره اسرائیلی به شمال فلسطین اشغالی طراحی شده بود، به اذعان خود صهیونیستها به یک شکست اطلاعاتی-امنیتی تبدیل شد. هزینههای کمرشکن اقتصادی، فرسایش روانی در جبهه داخلی اسرائیل و ناتوانی در دستیابی به یک پیروزی قاطع، کاخ سفید را به این جمعبندی رسانده که ادامه این مسیر به قیمت فروپاشی سیاسی نتانیاهو و متحد استراتژیک آمریکا تمام خواهد شد. پیشنهاد ترامپ یک طرح خروج آبرومندانه از این مخمصه است: عقبنشینی تاکتیکی اسرائیل از خط مقدم و سپردن آتش جنگ به دست یک بازیگر نیابتی ارزانقیمت و البته فاقد وجاهت بینالمللی در دمشق. ترامپ میخواهد هزینه مهار حزبالله را به دولت شکننده جولانی منتقل کند تا هم اسرائیل نجات یابد، هم دست آمریکا در مذاکرات منطقهای باز بماند.
معادله غیرممکن در تلآویو؛ چرا اسرائیل به جولانی اعتماد ندارد؟
اما پاشنه آشیل این طرح، جایی در تلآویو پنهان شده است. در حالی که ترامپ میخواهد ابومحمد جولانی نقش پلیس مرزهای لبنان را بازی کند، محافل امنیتی و نظامی اسرائیل با نگاهی آمیخته به تحقیر و سوءظن او را «یک تروریست کتوشلواری» میدانند؛ یک سلفی جهادی با شناسنامه پیوند خورده با القاعده که اگرچه امروز کت و شلوار بر تن میکند، اما در نگاه موساد هنوز همان جنگجوی افراطی دیروز است. این بیاعتمادی سه ریشه استراتژیک دارد:

1. سپردن امنیت شمال فلسطین اشغالی به کسی که تا دیروز در صفوف القاعده علیه غرب میجنگید، برای دستگاه امنیتی اسرائیل قابل هضم نیست. آنها نمیدانند جولانی در بلندمدت تبدیل به یک «اردوغان عملگرا» خواهد شد یا یک «الظواهری خفته». به عبارت دیگر اسرائیل نمیداند جولانی 5 سال بعد یک متحد میماند یا تبدیل به دشمنی میشود که ارتش سوریه را در مرز جولان علیه اسرائیل سازمان میدهد. این عدم قطعیت، تهدیدی وجودی برای زمامداران رژیم صهیونیستی قلمداد میشود.
2. اسرائیل بخشهایی از جنوب سوریه و جولان را اشغال کرده است. حضور یک ارتش سوری (حتی تحت امر جولانی) در نزدیکی این مناطق، میتواند در آینده به ادعای حاکمیتی سوریه بر جولان اشغالی منجر شود. اسرائیل ترجیح میدهد جنوب سوریه یک خلأ قدرت بماند تا اینکه یک دولت متمرکز (ولو دوست) در آن قدرت پیدا کند.
3.راستگراترین عناصر کابینه نتانیاهو مانند بنگویر و اسموتریچ، هرگونه همکاری با فردی همچون جولانی را سم مهلک سیاسی میدانند و از همین رو پذیرش طرح ترامپ میتواند ائتلاف شکننده حاکم در اسرائیل را متلاشی کند.
بقا یا ماجراجویی؛ محاسبه هوشمندانه جولانی
خود جولانی اما سریعتر از همه از این تله عبور کرده است. او که در یک سال اخیر بیشتر به یک استراتژیست بقا شبیه بوده است تا یک ایدئولوگ ماجراجو، به خوبی میداند که پذیرش این مأموریت خودکشی سیاسی است.
سوریه امروز کشوری ورشکسته و ویران است که بخشهایی از آن در اشغال ترکیه و اسرائیل قرار دارد و میلیشیاهای رقیب در آن جولان میدهند. در چنین شرایطی، گشودن جبههای جدید علیه حزبالله لبنان نه یک فرصت، که خودکشی محض برای پروژه شکننده دولتسازی جولانی خواهد بود.
حزبالله صاحب تجربه چهار دهه نبرد است که حتی ارتش اسرائیل در شکست آن ناکام ماند؛ در نتیجه سوال کلیدی آن است که ارتش نوپای جولانی چگونه میتواند چنین مأموریتی را با موفقیت به سرانجام برساند؟ از همین رو، اکراه رئیس موقت سوریه برای مداخله در معادلات سیاسی لبنان معنا پیدا میکند.

در مجموع به نظر میرسد طرح ترامپ برای سپردن سرنوشت جنگ لبنان به جولانی، سرنوشتی جز بنبست ندارد؛ چرا که از یک سو نه اسرائیل میپذیرد امنیت خود را به یک «تروریست کتوشلواری» بسپارد، و نه از سوی دیگر جولانی آنقدر نادان است که طعمه این تله شود و در نهایت اینکه حزبالله هم در عرصه میدانی اجازه تغییر معادله به نفع اشغالگران را نخواهد داد.
به همین خاطر بسیاری از ناظران معتقدند این ایده بیش از آنکه یک راهحل راهبردی باشد، سند محکمی است بر شکست پروژه نابودی مقاومت در لبنان و آشفتگی مطلق در اتاق فکر دشمنان محور مقاومت.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/