اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد

مشرق نیوز دوشنبه 01 تیر 1405 - 21:00
عاموس یادلین، رئیس پیشین سازمان آمان و اودی ابنتل رئیس سابق واحد برنامه‌ریزی راهبردی در وزارت جنگ رژیم صهیونیستی، تفاهم آمریکا با ایران را شکست راهبردی و اعتراف واشنگتن به دست برتر تهران خواندند.

سرویس جهان مشرق - در روزهای اخیر، یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات محافل سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. آنچه بیش از همه صهیونیست‌ها را آشفته کرده، نه صرفاً امضای یک توافق، که محتوای آن و مسیری است که به این توافق منتهی شده است.

از نگاه تحلیلگران امنیتی صهیونیستی، این تفاهم نه یک دستاورد آمریکایی، که یک عقب‌نشینی راهبردی در برابر ایران به شمار می‌رود؛ عقب‌نشینی‌ای که پس از شکست پروژهٔ «فشار حداکثری» و در شرایطی رقم خورده که ایران با تکیه بر توان بازدارندگی نامتقارن خود در جنگی گسترده، واشنگتن را وادار به پذیرش شروط خود کرده است.

اسرائیلی‌ها به‌خوبی دریافته‌اند که آمریکا – برخلاف لفاظی‌های اخیر خود – بیش از هر زمان دیگری نیازمند توافق با ایران است و همین نیاز، اهرم‌های تهران را در مذاکرات به‌شدت تقویت کرده است. باز بودن تنگهٔ هرمز، آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده، فروش نفت و به‌رسمیت شناختن حق ایران برای حفظ توان موشکی و حتی غنی‌سازی هسته‌ای، همگی امتیازاتی است که از موضع ضعف به ایران داده شده و کابوس تمام‌عیاری برای تل‌آویو ساخته است.

در همین زمینه، عاموس یادلین، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) و از چهره‌های برجستهٔ امنیتی این رژیم به همراه اودی اِبنتل، کارشناس برنامه‌ریزی سیاستی و راهبردی و رئیس سابق واحد برنامه‌ریزی راهبردی در وزارت جنگ رژیم صهیونیستی، در تحلیلی که ابعاد این توافق را از منظر اسرائیل می‌کاوند، پرده از نگرانی‌های عمیق صهیونیست‌ها برمی‌دارند. یادلین و ابنتل در این گزارش که پیش روی شماست، با لحنی آمیخته به یأس، هم از دست برتر ایران در میدان و دیپلماسی می‌گویند، هم از کنار گذاشته شدن تل‌آویو از مذاکرات، و هم از ضرورت «تفاهم‌های جدید» میان واشنگتن و تل‌آویو برای جبران شکست‌ها.

آنچه در ادامه می‌خوانید، ترجمهٔ کامل گزارش تحلیلی عاموس یادلین و اودی ابنتل است که به‌خوبی نشان می‌دهد چرا رژیم صهیونیستی مخالف این تفاهم است، چرا ایران را برندهٔ میز مذاکره می‌داند، و چگونه از بیم تداوم پیروزی‌های تهران، التماس‌کنان خواهان توافقی موازی با آمریکا برای تضمین امنیت خود شده است.


لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های محافل رسانه‌ای-اندیشکده‌ای بین‌المللی این گزارش را منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ لزوماً مورد تأیید مشرق نیست



رئیس‌جمهور دونالد ترامپ تصمیم گرفت یادداشت تفاهم با ایران را در کاخ ورسای امضا کند. به‌طور نمادین، در همین مکان بود که آلمان قرارداد توافق تسلیم در برابر قدرت‌های متفق را امضا کرد و به جنگ جهانی اول پایان داد. آن زمان، آمریکا در جبههٔ فاتح (تحمیل‌کنندهٔ تسلیم) قرار داشت – این بار در جبههٔ مقابل است.

تفاهمی که با ایران امضا شده، شامل امتیازات نگران‌کنندهٔ از سوی آمریکا است و به‌عنوان یک شکست راهبردی چشمگیر تلقی می‌شود؛ شکستی که درست پس از حملات نظامی تحسین برانگیز (!) رقم می‌خورد.

با این حال، این پایان کار نیست. ایالات متحده اهرم‌های مهمی در برابر ایران – که با مشکلات داخلی عظیمی دست‌به‌گریبان است – در اختیار دارد و چنانچه ترامپ به خود آید و به توانایی‌اش در گرفتن امتیازات اساسی از تهران واقف شود، می‌تواند از آن اهرم‌ها استفاده کند.

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد
توافق ایران و آمریکا: یک شکست تاریخی - که هنوز هم می‌توان از آن جلوگیری کرد

اسرائیل که از سوی ترامپ از مذاکرات کنار گذاشته شده و بر نتایج آن تأثیری نداشت، باید برای تجدید هماهنگی راهبردی و تفاهم‌ها با ایالات متحده، در تمامی سطوح، اقدام کند.

به‌رغم تأخیر در آغاز گفت‌وگوهای طرفین در سوئیس، یادداشت تفاهم یک دورهٔ ۶۰ روزه را برای مذاکره دربارهٔ «توافق دائمی» تعیین کرده است که ممکن است همان‌طور که توافق اجازه می‌دهد و ترامپ نیز پیشتر اعلام کرده، تمدید شود. این مذاکرات ممکن است تا پس از انتخابات میانه‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر ادامه یابد.

توافق ورسای ترامپ

این توافق‌ها مشکل‌ساز هستند، یویژه از منظر اسرائیل. یادداشت تفاهم شامل مجموعه‌ای از امتیازات به ایران است:

اول

در بند نخست، صحنه درگیری با ایران را با نبرد علیه حزب‌الله در لبنان گره می‌زند. این بند مقرر می‌دارد که در آن نیز عملیات نظامی در لبنان متوقف و تمامیت ارضی آن تضمین شود – به این معنی که عقب‌نشینی اسرائیل انجام خواهد گرفت. متن توافق، اقدامات ترامپ برای مهار حملات اسرائیل به ضاحیه در هفته‌های اخیر، و تأخیر در آغاز گفت‌وگوها که احتمالاً با تداوم نبرد در لبنان مرتبط است، عملاً آزادی عمل اسرائیل را در لبنان محدود می‌کند، حتی اگر نیروهای ارتش اسرائیل ملزم به عقب‌نشینی فوری نباشند.

دوم

در زمینه هسته‌ای، ایران متعهد می‌شود که سلاح هسته‌ای خریداری یا توسعه ندهد و طرفین توافق می‌کنند که مسئله اورانیوم غنی‌شده را، حداقل، از طریق رقیق‌سازی آن در داخل خاک ایران و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حل‌وفصل کنند. این یک امتیاز آمریکایی از پیش‌داده‌شده است، آنهم پس از آنکه ترامپ بارها اعلام کرد اورانیوم از ایران خارج خواهد شد. افزون بر این، موضوع توقف غنی‌سازی در ایران و ممنوعیت انباشت مواد هسته‌ای که قرار است درباره آنها مذاکره شود، ذکر نشده است.

لحظه امضای تفاهم پایان جنگ توسط ترامپ

سوم

شریان اکسیژن مالی برای رژیم جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح. برخلاف اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه لغو تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران منوط به عملکرد ایران خواهد بود، این توافق به ایران اجازه می‌دهد فوراً نفت بفروشد و تمام ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده‌اش را در ازای پایبندی به مفاد تفاهم و نه به‌عنوان بخشی از توافق دائمی، آزاد می‌کند.

چهارم

تنگه هرمز – اهرم اصلی ایران در برابر آمریکا و اقتصاد جهانی – برای تردد باز خواهد شد، اما ایران تنها متعهد می‌شود که در ۶۰ روز نخست عوارض عبور دریافت نکند و به‌طور ضمنی پس از آن، درخواست پرداخت بابت «خدمات دریایی» خواهد داشت، حتی اگر این امر مغایر با قوانین بین‌المللی باشد.

حتی نگران‌کننده‌تر از محتوای توافق‌نامه، نحوه‌ی دستیابی طرفین به آن است که نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده از اتفاقات آینده است. توازن قدرت دوجانبه، توانایی تاب‌آوری ایران با استفاده از اهرم‌های غیرمستقیم و غیر نظامی و نگرانی ایالات متحده از درگیر شدن در یک رویارویی مداوم، روایتی از شکست آمریکا و نقاط فشاری را ایجاد می‌کند که ایران می‌تواند در ۶۰ روز آینده مذاکرات اعمال کند.

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد
ترامپ اشتیاقی بیش از اندازه و پنهان‌نشده برای پایان دادن به جنگ از خود نشان داد که ایران از آن بهره‌برداری کرد

ترامپ اشتیاقی بیش از اندازه و پنهان‌نشده برای پایان دادن به جنگ از خود نشان داد که ایران از آن بهره‌برداری کرد. در این چارچوب، او از دلیلی که به خاطرش وارد جنگ شد – حمایت و کمک به مخالفان در ایران – چشم پوشید؛ معترضانی که آنها را رها کرد و به حکومت ایران مشروعیت بخشید، حکومتی که هم‌زمان با مذاکره با او، همچنان مخالفان خود را اعدام می‌کند.

اشتیاق برای پایان جنگ، تهدید نظامی معتبر علیه ایران را فرسود (هرچند ممکن است در صورت شکست مذاکرات دوباره احیا شود) و ممکن است اهرم‌های بالقوه‌ای در تنگه هرمز و همچنین تهدیدی مضاعف علیه تأسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را در دست ایران باقی بگذارد – کشورهایی که برخلاف لبنان، توافق با ایران از آن نمی‌خواهد به حاکمیت آنها احترام بگذارد.

موضوع موشک‌های ایران در مذاکرات با ایران و توافق احتمال و غایب است، آن هم پس از آنکه به تمام همسایگانش حملات موشکی سنگینی کرد. بدتر از آن، ترامپ حتی حق ایران برای داشتن موشک را مانند تمام کشورهای دیگر به رسمیت شناخت.

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد

و در نهایت، دشوار است که بتوان از این واقعیت چشم پوشید که ترامپ اسرائیل را زیر چرخ‌های اتوبوس انداخت (کنایه از آنکه بخاطر منافع خود قربانی کرد)، آنهم پس از آنکه اسرائیل دوش‌به‌دوش او جنگید. اما اکنون آمریکا آزادی عمل اسرائیل را محدود کرد و جایگاهش را در جهان تضعیف کرد. بی‌تردید سیاست‌های خود اسرائیل نیز – آن‌گونه که نخست‌وزیر مستقیماً در برابر ترامپ پیش برد – در این شکست سهیم است.

در برابر رویکرد ضعیف ترامپ، تهدیدهای نامعتبرش، محدودیتی که بر اسرائیل تحمیل کرد و بی‌میلی او برای اجرای عملیات نظامی محدود برای بازگشایی تنگه هرمز – ایران اعتمادبه‌نفس و بردباری به نمایش گذاشت و از طریق میانجی‌ها موفق شد تمام خواسته‌های آمریکا را «خنثی و بی‌اثر» کند.

افزون بر این، ایران حتی پس از امضای تفاهم‌ها نیز به لفاظی‌های تحریک‌آمیز و تهدید ادامه می‌دهد، از جمله تهدید به شلیک به سوی اسرائیل اگر به حملات علیه حزب‌الله در جنوب لبنان ادامه دهد. همچنین، پس از آنکه به قدرت اهرمی که کنترل تنگه هرمز برایش فراهم می‌کند – نه فقط بر آمریکا و قیمت سوخت در این کشور در آستانه انتخابات، بلکه بر کل اقتصاد جهانی – پی برد، تهدید می‌کند که با بازگشت به «وضعیت پیشین» در تنگه موافقت نخواهد کرد. با این کار، ممکن است قوانین آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی را چنان متزلزل کند که اثرات آن بر گلوگاه‌های دریایی دیگر، از باب‌المندب تا تنگه مالاکا، سایه بیفکند.

افق خطرناک پیش روی ما؛ همه چیز هنوز به پایان نرسیده است

اگر دولت آمریکا به رهبری ترامپ همچنان تمایل خود را برای اجتناب از درگیری به هر قیمتی و کاهش حضور نظامی در منطقه نشان دهد، نتایج مذاکرات بر سر «توافق دائمی» ممکن است نه‌تنها برای اسرائیل، بلکه برای جایگاه جهانی ایالات متحده، برای جهان و البته برای میراث خود ترامپ فاجعه‌بار باشد.

در چنین صورتی، ایران می‌تواند همچنان اهرم تهدیدآمیزی در تنگه هرمز علیه تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای آسیایی و اروپایی در دست داشته باشد و به قدرتی تبدیل شود که در سطح جهانی باید با آن کنار آمد. ایالات متحده اعتباری را که در دو سال گذشته به‌عنوان ابرقدرت مسلط خاورمیانه به دست آورده بود از دست خواهد داد، به‌گونه‌ای که ممکن است جسارت چین در برابر تایوان و روسیه در برابر اروپا را افزایش دهد. همه اینها، پیش از آن است که اساساً به مسئله هسته‌ای برسیم و به این احتمال که حکومت ایران در آینده وسوسه شود از ضعف آمریکا سوء استفاده کرده و دست به ریسک بزند و برای دستیابی به توانایی هسته‌ای نظامی، اقدام به فرار به جلو نماید.

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد

لازم نیست کار به اینجا بکشد. برخلاف تصویر ضعفی که ترامپ در جریان مذاکرات مخابره کرد و این احساس که دولت او در آستانه ادامه مذاکرات در موضع ضعف قرار گرفته، ایالات متحده برگ‌ها و اهرم‌های بیشتری بر ایران در اختیار دارد، بیش از آنچه به نظر می‌رسد. ترامپ با استفاده درست و به‌ویژه قاطع از آنها می‌تواند ایران را برای مدتی طولانی در یک وضعیت معلق نگه دارد، به‌نحوی‌که فشار بر حکومت را برای پذیرش یک توافق معقول در موضوع هسته‌ای افزایش دهد.

ایران در جریان جنگ ضربات بی‌سابقه‌ای متحمل شد و زیرساخت‌های اقتصادی، نظامی (از جمله صنایع نظامی)، امنیتی و حکومتی آن آسیب دیدند. متحد اصلی آن در لبنان به‌شدت ضربه خورد، سوریه از محور [مقاومت] جدا شده و امروز کشوری ضدایرانی است و مهم‌تر از همه، تهران توانایی رویارویی با مشکلات اقتصادی و زیرساختی کشور را ندارد، به‌ویژه در سایه هزینه‌های بازسازی عظیم صدها میلیارد دلاری که فروش نفت و آزادسازی دارایی‌ها قادر به پوشش آن نیست. در این شرایط، حکومت از خشم توده‌ها و خیزش دوباره آنها به خیابان‌ها بیمناک است، حتی اگر همچنان مصمم باشد آنها را یک بار دیگر با همان درجه از خشونت سرکوب کند.

پس از تفاهم‌ها با ایران، اسرائیل به تفاهم‌هایی با آمریکا نیاز دارد

برای بهره‌برداری از نقاط ضعف ایران، ایالات متحده باید پیش از هر چیز «برگ هرمز» را از آن بگیرد. برای دستیابی به این هدف، آمریکا ملزم است نیروهای دریایی بزرگی را برای مدتی طولانی در منطقه حفظ کند، ترجیحاً در چارچوب یک ائتلاف بین‌المللی که مأموریتی دوگانه داشته باشد: آمادگی با یک طرح عملیاتی به‌روز برای ممانعت قاطعانه از هرگونه اقدام ایران در جهت اخلال در آزادی کشتیرانی (و غافلگیر نشدن در هرمز که در آغاز جنگ رخ داد و ایرانی‌ها دست برتر را داشتند)؛ و در صورت بروز چنین موردی، اعمال فوری محاصره بر بنادر ایران.

به‌موازات این، آمریکا و متحدانش باید از بازگشایی تنگه برای تجدید و افزایش حداکثری ذخایر نفت در جهان استفاده کنند، به‌نحوی‌که در صورت تحمیل درگیری دوباره در تنگه هرمز از سوی ایران، اقتصاد جهانی از توان تنفسی برخوردار شود؛ و همچنین ذخایر نظامی را برای سناریوی تشدید تنش، به‌طور شتابان پر کنند.

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد

نیاز مبرم ایران به «اکسیژن نقدینگی» به آمریکا امکان می‌دهد مذاکراتی سرسختانه پیش ببرد و اصرار ورزد که هرگونه امتیاز بیشتر به ایران، منوط به عملکرد متقابل باشد، به‌ویژه در موضوع هسته‌ای. در واقع، حتی اگر مذاکرات از این پس زیر آتش نظامی جریان نداشته باشد، آن‌گونه که امید داریم باشد، می‌تواند زیر «آتش اقتصادی» جریان یابد.

اسرائیل از مذاکراتی که آمریکا با ایران بر سر توافق چارچوب انجام داد، کنار گذاشته شد. در سایهٔ ادامهٔ گفت‌وگوهای سرنوشت‌ساز میان آمریکا و ایران، اصلاح این وضعیت حیاتی است. برای این منظور، فعالیت سیاسی «از پایین به بالا» لازم است تا تصمیم‌های حساس و تنش‌های میان تل‌آویو و واشنگتن سریعا در سطح رئیس‌جمهور-نخست‌وزیر مطرح نشوند، آن‌گونه که در جریان اخیر جنگ رخ داد و نتایج بدی برای اسرائیل به بار آورد.

احیای کارگروه مشترک بین دستگاهی، در سطح عالی، میان اسرائیل و آمریکا – که در گذشته فعال بود – برای بحث دربارهٔ گام‌های بعدی در برابر ایران و آماده‌سازی بهتر گفت‌وگوها در سطح رهبران، حیاتی است تا این گفت‌وگوها به تفاهم منجر شوند و نه به «گفت‌وگوهای تحقیرآمیز و سرزنش‌های آشکار در رسانه‌ها».

پس از تفاهم‌ها با ایران، به تفاهم‌هایی میان آمریکا و اسرائیل نیاز است. تلاش برای دستیابی به توافقی موازی میان اسرائیل و آمریکا ضروری است که شامل تضمین‌هایی در رابطه با ایران باشد، از جمله: یک کارزار اطلاعاتی مشترک، برنامه‌ریزی سناریوها و پاسخ‌های مختلف، ارائه پارامترهای توافقی که اسرائیل بتواند با آن کنار بیاید (اسرائیل باید از رد کامل هرگونه توافق با ایران دست بردارد)، استقرار نظامی آمریکا در منطقه و شتاب‌بخشی به نوسازی توانمندی‌های ارتش اسرائیل (از جمله یک توافق کمک نظامی جدید و حضور دائمی آمریکا در اسرائیل).

اعتراف تلخ رئیس سابق اطلاعات ارتش رژیم صهیونی: تفاهم ایران و آمریکا «کابوس تمام‌عیار» برای تل‌آویو/ ترامپ ما را در لبنان قربانی کرد
پس از تفاهم‌ها با ایران، به تفاهم‌هایی میان آمریکا و اسرائیل نیاز است

افزون بر این، دو طرف باید بر سر خطوط قرمز و اقدامات ایران در زمینه مسائل هسته‌ای که ماشه‌ای برای عملیات نظامی هماهنگ‌شده خواهد بود، کیفیت نظارت بر سایت‌های مهم و یک برنامهٔ عملیاتی در صورتی که ایران قدرت موشکی خود را در مقیاسی تهدیدآمیز علیه اسرائیل بازسازی کند، به توافق برسند.

در رابطه با لبنان، توافق با آمریکا بر سر آزادی عمل در برابر تقویت نظامی حزب‌الله، عقب‌نشینی اسرائیل تنها به‌موازات خلع سلاح حزب‌الله، انحصار سلاح در دست دولت لبنان و لغو هرگونه حضور نظامی ایران در لبنان، ضروری است. به‌علاوه، در سطح منطقه‌ای، پس از حملات ایران به همسایگانش، پیشبرد ایجاد یک سازوکار امنیت مشترک در خاورمیانه و راه‌اندازی دوبارهٔ روند عادی‌سازی و ادغام اسرائیل در منطقه حیاتی است.

سخن پایانی: بدون رویکردی مصمم و قاطع در برابر ایران، ایالات متحده موفق به گرفتن دستاورد از ایران نخواهد شد و به یک ناکامی تاریخی و شاید حسرتی برای نسل‌های آینده منجر خواهد شد.

به گزارش مشرق، در هفته‌ گذشته، موج گسترده‌ای از انتقادات، ناامیدی و خشم در سرزمین‌های اشغالی نسبت به تفاهم آمریکا و ایران شکل گرفته است که طی آن، دونالد ترامپ رئیس جمهور تروریست آمریکا تحت حملات شدیدی از سوی رسانه‌ها و تحلیلگران عبری زبان قرار گرفته است و از این موضوع به عنوان شکست کامل آمریکا و پیروزی بی چون و چرای ایران یاد می‌شود و همچنین پس از ترامپ، نخست‌وزیر جنایتکار این رژیم، بنیامین نتانیاهو به عنوان دومین عامل این شکست معرفی می‌شود.

منبع خبر "مشرق نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.