در طول ۴۷ سال گذشته، این سرزمین در کانون یکی از طولانیترین آزمونهای تاریخ معاصر قرار داشته است؛ آزمونی که نامش «تحریم» بود اما حقیقتش فراتر از اقتصاد و سیاست، نبردی تمدنی میان اراده استقلال و ساز و کار سلطه به شمار میرفت. جهانی که عادت کرده بود ایران را همواره در جایگاه «هدفِ فشار» ببیند، در ماههای اخیر با واقعیتی تازه روبهرو شد؛ واقعیتی که نشان داد معادله، دیگر یکطرفه نیست. در حدود ۸۰ روز گذشته، با تصمیمهایی سنجیده، بازتعریف مرزهای تعامل و اعمال محدودیتهای هدفمند، ایران عملاً بخشی از جریان عادی تعاملات جهانی را متوقف کرد و شکلی از تحریم متقابل را رقم زد؛ کنشی نه برآمده از هیجان، بلکه زاده عقلانیت و اقتدار. این چرخش در بستر شکاف در همان هژمونی(سلطهگری) دیرپایی رخ داد که سالها کوشیده بود روایت مسلط خود را بر جهان تحمیل کند.
ریشه این تغییر را باید در مکتب نور جستوجو کرد؛ مکتبی که از سیره امام علی(ع) میآموزد قدرت، زمانی پایدار و مشروع است که با عدالت، تدبیر و اخلاق همراه شود. در چنین نگاهی، اقتدار نه ابزار سلطه، بلکه وسیلهای برای حفظ کرامت انسان است و چه زمانی مناسبتر از ماه رمضان برای تجلی چنین عقلانیتِ معنوی؛ ماهی که در آن ایمان، صبر و آگاهی در کنار هم قرار میگیرند و انسان را به درکی عمیقتر از مسئولیت و عدالت میرسانند.
در متن این تحول، نامی با رمضان گره خورده است: رهبرِ رمضان، امامِ شهیدِ رمضان. او پیش از آنکه جام شهادت بنوشد، راه را ترسیم کرده بود. سخنانش نه شعار، بلکه تحلیل بود؛ نه احساسِ گذرا، بلکه تدبیرِ ماندگار. بارها از نزدیک بودن قله سخن گفت و از صعودی که از دل فشارها میگذرد. امروز، همنشینی واقعیتها با آن پیشبینیها نشان میدهد که اندیشههای او دقیق، زمانشناس و واقعبینانه بود. در دوران حیاتش، بنیانهای مقاومت عقلانی، روایتمحور و اخلاقمدار را استوار ساخت؛ و پس از شهادتش، خون او نه نقطه پایان، که نقطه اتصال شد؛ اتصال اندیشهها، صداها و ارادهها در برابر ساختارهایی که سالها کوشیده بودند روایت واحد خود را همچون امپراطوریای رسانهای بر جهان حاکم سازند.
ماه رمضان امسال، تنها ماه عبادت فردی نبود؛ ماه بروز جنگ روایتها و تولد رسانه رمضان بود؛ رسانهای که از ایمان تغذیه کرد و با صداقت سخن گفت، توانست دیوارهای روایتِ یکسویه را بشکند و شکافی در هژمونی روایت ایجاد کند. این روایت، پیام عدالت و کرامت انسانی را به گوش جهانیان رساند. زلالی و انسانیت آن چنان بود که مرزهای جغرافیا و دین را درنوردید و پدیده انسانهای رمضان را پدید آورد؛ انسانهایی که شاید مسلمان نبودند اما با وجدان بیدار، به روایت حق پیوستند. در جهانی که سالها زیر سایه امپراطوریهای رسانهای روایت شده بود، این بیداری نشانهای از تغییر توازن در میدان آگاهی بود.
در کنار این بیداری رسانهای، اقتدار نیز چهرهای معنادار یافت. سلاح رمضان، نماد پیوند ایمان و بازدارندگی، نشان داد که قدرت اگر در خدمت صیانت از حق و جلوگیری از تجاوز باشد، خود بخشی از اخلاق است. این سلاحها برای تحمیل نیستند، بلکه برای حفاظتاند؛ و هنگامی که در فضای رمضانی به نمایش درآمدند، پیامشان روشن بود: صلحِ عادلانه، بدون قدرتِ مسئولانه، پایدار نمیماند و سرانجام، رمضان این سرزمین با خون معنا یافت؛ خونی که به نام یک فرد محدود نماند.
خونِ امامِ شهیدِ رمضان در کنار خونِ دانشآموزان بیگناه، کودکان معصوم، زنان مظلوم و مردانِ روزهدار و اهل ایمان جاری شد؛ انسانهایی که بیهیچ سلاحی، قربانی خشونت و ترور شدند. این خونها «رمضانی» بودند؛ زیرا از جانهایی ریختند که در حال صبر، دعا و ایستادگی بودند. اینها خونِ انتقام نبودند، خونِ بیداری بودند.
از دل همین خونهای پاک، رمضانی زاده شد که در تقویم نمیگنجد؛ رمضانی جاری در وجدانها و روایتها. رهبرِ رمضان پیش از شهادت، با تدبیری روشن مسیر صعود و رسیدن به قله را ترسیم کرده بود و پس از شهادتش، همان خونِ رمضانی به نیرویی برای انسجام دلها بدل شد؛ انسجامی میان مردم این سرزمین و حتی انسانهایی فراتر از مرزها که پیام عدالت و کرامت انسانی را شنیدند و به آن پاسخ دادند. همین پیوند دلها، چراغ راه آینده شد و در دل شکستن تدریجی هژمونی روایت، نشانههایی از افول امپراطوری روایت نیز آشکار شد؛ افولی که شاید آغاز فصلی تازه در تاریخ روایتهای جهان باشد.
پژوهشگر و استاد دانشگاه










