
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، محسن افشاری، عضو گروه معماری دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان، به همراه دو نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را با تمرکز بر شناسایی عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن معاصر ایران انجام دادهاند.
این پژوهش، که بهصورت تحلیلی به موضوع دوام و طول عمر خانهها میپردازد، تلاش کرده است نقش باورها، ارزشها و تجربههای روزمره ساکنان را در افزایش یا کاهش عمر مفید مسکن بررسی کند. پژوهشگران با اتکا به دیدگاه متخصصان و همچنین نظر مردم عادی، کوشیدهاند تصویری واقعبینانه از عوامل اثرگذار بر تمایل به ماندن یا ترک یک خانه ارائه دهند.
در این تحقیق، ده عامل فرهنگی ـ اجتماعی مؤثر بر عمر مفید مسکن شناسایی شدند از جمله حس تعلق، انعطافپذیری فضا، روزآمدی، نقش رسانه، مشارکت بهرهبردار در طراحی، شأن اجتماعی، همسایگی، دسترسی به خدمات محلی، کیفیت فضایی و امنیت. این عوامل هم از دید مردم و هم از دید متخصصان مورد سنجش قرار گرفتند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که با وجود تفاوتهایی در اولویتبندی برخی عوامل، مردم و متخصصان در مورد اهمیت دو عامل «امنیت» و «کیفیت فضایی» اتفاقنظر دارند. هر دو گروه این دو عامل را مهمترین مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ماندگاری مسکن دانستهاند.
این نتیجه نشان میدهد که احساس امنیت در محیط زندگی و کیفیت فضاهای داخلی و پیرامونی خانه، نقش تعیینکنندهای در تمایل افراد به سکونت طولانیمدت در یک بنا دارد.
در جمعبندی نتایج، پژوهشگران تأکید میکنند که امنیت اجتماعی، بیش از هر عامل دیگری، بر تصمیم افراد برای ماندن یا ترک یک خانه اثر میگذارد. پس از آن، کیفیت فضایی قرار دارد؛ عاملی که نقش معماران را در خلق فضاهای خاطرهانگیز، پاسخگو و انسانی برجسته میسازد.
نتایج فوق که در «نشریه فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی» وابسته به دانشگاه هنر اسلامی تبریز منتشر شدهاند، همچنین نشان میدهند که برخی عوامل مانند حس تعلق، از نگاه متخصصان کماهمیتتر ارزیابی شده، در حالی که در تجربه واقعی مردم همچنان جزو عوامل اصلی ماندگاری مسکن است.
بر همین اساس، اطلاعات تکمیلی این پژوهش حاکی از آن هستند که شکاف قابلتوجهی میان نگاه علمی متخصصان و تجربه زیستی مردم در مورد برخی عوامل وجود دارد. برای مثال، مشارکت مردم در فرایند ساخت، برخلاف انتظار، تأثیر زیادی بر تمایل آنان به ماندگاری نداشته است، اما مشارکت در مرحله طراحی، آن هم با توجه به ترجیحات و استانداردهای کیفی ساکنان، میتواند مدت زمان سکونت را بهطور معناداری افزایش دهد. این یافته نشان میدهد که شنیدن صدای ساکنان در مراحل اولیه طراحی، اهمیت بیشتری از مشارکت صرف در اجرا دارد.
پژوهشگران تأکید میکنند که تقویت زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی، بهویژه در حوزه امنیت و کیفیت فضایی، میتواند پیامدهای مثبتی همچون کاهش تخریب بناها، صرفهجویی در مصرف انرژی و مصالح، حفظ منابع طبیعی و حتی بهبود سلامت روانی ساکنان به همراه داشته باشد.
آنان پیشنهاد میکنند در پژوهشهای آینده، دلایل تفاوت اولویتبندی عوامل از دیدگاه مردم و متخصصان بهطور عمیقتری بررسی شود تا این شکاف بهتر درک و مدیریت شود.