ایران من! صدایم کن

همشهری آنلاین سه شنبه 18 فروردین 1405 - 17:22
در جریان جنگ رمضان، شاعران انقلابی هم دست‌به‌کار شدند و اشعار حماسی و غرورآفرین خود را در رسای اقتدار و مظلومیت ایرانیان سرودند. شهاب مهری هم شعرش را اینگونه سرود که می‌خوانید:

نکند شب به خاک افتاده!
بر زمین بافه‌های گیسویند
گرچه پرپر شدند در کوچه
گُل‌سرها دوباره می‌رویند

مادری گرچه گاه بدحال است
دست‌هایش پزشک اطفال است
هم مُسکن شدند، هم تب‌بُر
بوسه‌ها دانه دانه دارویند

طبق منشور سازمان ملل
موشکی رفته در اتاق عمل!
بمب‌ها در گلوی درمانگاه
غدّه‌هایی هزار کیلویند

شب، کجا می‌شود زیارتگاه؟
مدرسه؟ خانه؟ جاده؟ دانشگاه؟
ای سکوتی که زیر بارانی!
ابرها ننگ را نمی‌شویند

آسمان از ستون دود پُر است
قصه‌ها از «یکی نبود...» پُر است
تخته‌های سیاه‌بخت کلاس
بی ستاره، بدون سوسویند

صبح با نور، روی تخته نوشت:
مدرسه می‌رود به‌سوی بهشت
روی رنگین‌کمان قدم به قدم
بچه‌ها در مسیر اردویند

«خیره بر انفجار منظره‌ها
ایستادیم پشت پنجره‌ها
وا ندادیم لحظه‌ای؛ این‌ را
چسب‌های روی شیشه می‌گویند

زخم خوردند و روسفید شدند
ردّپاهای ما شهید شدند
کفش‌ها در مسیر بارانی
آسمان را مدام می‌جویند

مادرم! خسته‌ام دعایم کن
آه! ایران من! صدایم کن
ذکرهایت همیشه تازه‌دمند
کلماتت همیشه خوشبویند

  • شاعر: شهاب مهری

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.