
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، مریم سادات جعفرزاده، پژوهشگر پسادکتری علوم و مهندسی آبخیزداری در دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، با همکاری مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، پژوهشی درباره نقش آبخیزداری در مدیریت، حفاظت و بازیابی منابع آب انجام داده است. این پژوهش که به بررسی گزارشهای اثربخشی اقدامات آبخیزداری در کشور میپردازد، تلاش کرده تصویری روشن از نتایج اجرای این طرحها در چند حوضه آبخیز ارائه دهد و نقاط قوت و ضعف آنها را مشخص کند.
روش انجام این تحقیق بهصورت کتابخانهای بوده است. پژوهشگران اسناد، گزارشها و نتایج مطالعات مربوط به چند پروژه اجراشده توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور را بررسی کردند. این پروژهها در حوزههای آبخیز بهشهر-گلوگاه، مراغه، خاوه-دلیجان، آسیابرود چالوس و فاریاب-گلاشگرد کرمان اجرا شده بودند. در هر مورد، دادههای مربوط به وضعیت قبل و بعد از اجرای عملیات آبخیزداری مقایسه شد تا میزان تغییر در شاخصهایی مانند دبی اوج سیلاب، میزان فرسایش و رسوب و زمان تمرکز جریان آب مشخص شود. زمان تمرکز به مدت زمانی گفته میشود که طول میکشد تا آب بارش از دورترین نقطه حوضه به خروجی آن برسد و افزایش آن معمولاً به معنای کاهش شدت سیلاب است.
نتایج بررسیها نشان داد در بسیاری از این حوضهها، اجرای ترکیبی سازههای مختلف توانسته دبی اوج سیلاب را کاهش دهد و زمان تمرکز را افزایش دهد. برای نمونه، در حوزه خاوه دلیجان، احداث سازههای اصلاحی باعث شد دبی اوج در دورههای بازگشت مختلف به شکل محسوسی کاهش یابد و زمان رسیدن به اوج سیلاب چند ساعت به تأخیر بیفتد. در حوزه مراغه نیز میزان فرسایش و رسوب پس از اجرای طرح کاهش یافته است. در آسیابرود چالوس، با وجود برخی افزایشهای محدود در چند زیرحوضه، در مجموع حجم سیلاب و خسارات مالی ناشی از آن کاهش پیدا کرده است.
در حوزه فاریاب-گلاشگرد نیز افزایش زمان تمرکز و کاهش دبی اوج در تمام دورههای بررسیشده مشاهده شد. با این حال، پژوهش تأکید میکند که اثربخشی این اقدامات در همه مناطق یکسان نیست و عواملی مانند شرایط پستی و بلندی، نوع پوشش گیاهی، شدت بارش و کیفیت اجرا در نتایج نقش دارند. همچنین مشخص شد که سازههای مکانیکی در سالهای ابتدایی اثر بیشتری دارند و در صورت نبود نگهداری مناسب، ممکن است کارایی آنها کاهش یابد.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این مطالعه، تداوم موفقیت طرحهای آبخیزداری نیازمند پایش و رسیدگی مستمر است. در برخی مناطق، به دلیل ضعف در نگهداری یا اجرای ناقص اقدامات بیولوژیکی مانند نهالکاری و بذرپاشی، نتایج مورد انتظار بهطور کامل محقق نشده است. از سوی دیگر، در مناطق جنگلی شمال کشور، به دلیل محدودیتهای اجرایی و شرایط خاص طبیعی، کنترل کامل سیلاب دشوارتر است و ممکن است یک بارش شدید بخشی از سازهها را تخریب کند.
این پژوهش که نتایج آن در فصلنامه «مهندسی و مدیریت آبخیز» وابسته به پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری منتشر شدهاند، همچنین نشان میدهد در مناطق خشک و نیمهخشک که بارش کم، اما شدت سیلابها بالاست، آبخیزداری میتواند به تغذیه سفرههای آب زیرزمینی کمک کند و از هدررفت آب جلوگیری کند. کاهش فرسایش خاک، جلوگیری از انتقال رسوب به پاییندست، بهبود پوشش گیاهی و افزایش رضایت ساکنان حوضه از دیگر پیامدهای مثبت این اقدامات عنوان شده است.
در مجموع، مجریان این تحقیق اعتقاد دارند آبخیزداری بهعنوان نوعی سرمایهگذاری بلندمدت در توسعه پایدار مطرح است که نیازمند همکاری دستگاههای مختلف و مشارکت مردم محلی است.