به گزارش همشهری آنلاین به نقل از عصر ایران محمد هاشمیرفسنجانی، عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس اسبق سازمان صداوسیما و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، درباره امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا اظهارنظر کرده است که مهمترین بخشهای اظهارات او را میخوانید:
- فضایی که اکنون در کشور حاکم است، از دو منظر اهمیت ویژهای دارد؛ منظر نخست، موضوع تفاهمها و روندی است که در این زمینه در جریان بوده است. همانگونه که اطلاع دارید، اقداماتی که رژیم صهیونیستی در هفته گذشته و در طول آتشبس موقت انجام میداد، این بود که به هر طریقی شده از شکلگیری هرگونه تفاهم جلوگیری کند. از سوی دیگر، رفتارهایی که ترامپ از خود نشان میداد و اساسا اهدافی که برای خود تعریف کرده بودند، ازجمله حمله به ایران، با هدف تغییر نظام صورت میگرفت.
اما با ایستادگی و حضور نیروهای مسلح در صحنه، همراهی مردم، پیگیری مذاکرات و دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی و همچنین نقش برخی کشورهای دوست و میانجی که شرایط و ملاحظات مشترکی با جمهوری اسلامی ایران در منطقه داشتند، مانند پاکستان و قطر، مجموعه این عوامل موجب شد این تفاهم شکل بگیرد. این تفاهم به سود منطقه و کشورهای منطقه است و امیدواریم در آینده به یک توافق رسمی نیز تبدیل شود. حالا با امضای این تفاهم توسط آقای دکتر پزشکیان و ترامپ، بدون تردید ما وارد مرحله مذاکرات برای توافق نهایی شدهایم و چنین توافقی اگر محقق شود، میتواند از جنبههای مختلف، ازجمله سیاسی و اقتصادی، برکات فراوانی برای کشورهای منطقه به همراه داشته باشد. به هر حال، موضوعاتی همچون نفت، انرژی، امنیت تنگهها، تجارت و مسائل مرتبط با آن، صرفا به یک یا دو کشور یا حتی به منطقه محدود نمیشود، بلکه بر کل جهان تأثیرگذار است.
مسئله دوم که در شرایط کنونی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تقارن این تحولات با ماه محرم است. ایران همواره از محرم و عاشورا برکات فراوانی دیده و عزتهای بسیاری کسب کرده است. حضرت امام(ره) نیز بارها تأکید میکردند که «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و محرم را عامل سازندگی انسان و جامعه میدانستند. اکنون نیز این تحولات، یعنی امضای تفاهم بین ایران و آمریکا و آغاز مذاکرات جدید برای حصول توافق نهایی، همزمان با ایام محرم رخ داده است؛ ماهی که آغاز و پیروزی انقلاب اسلامی نیز با آن گره خورده بود. در بیش از چهار دهه گذشته، محرم همواره منشأ خیر و برکت برای کشور بوده و در مقاطع مختلف، زمینهساز حل بسیاری از مشکلات و تحولات مهم شده است.
از اینرو، در کنار روند تفاهم و تحولاتی که به آن اشاره کردم، محرم نیز از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است؛ نهفقط برای شیعیان، بلکه از منظر پیام آزادیخواهی، معنویت، آزادگی و حریت که در عاشورا نهفته است. البته برخی تعابیری مانند «مثلث شیعی» را به کار میبرند، اما اینگونه تعبیرها نمیتواند حقیقت محرم و عاشورا را محدود یا تبیین کند. این مفاهیم را گاه برای تضعیف این فرهنگ مطرح میکنند، در حالی که محرم و عاشورا حامل پیام آزادی، کرامت انسانی و معنویت هستند. عاشورا در گذشته سرنوشتساز بوده، امروز نیز هست و در آینده نیز در ساختن سرنوشت کشور نقش خواهد داشت. به اعتقاد من، همزمانی این دو رخداد، یعنی روند تفاهم و فرارسیدن ماه محرم، میتواند برکات فراوانی برای منطقه و حتی جهان به همراه داشته باشد، انشاءالله.
- تقارن امضای تفاهم ایران و آمریکا و آغاز مذاکرات با ماه محرم را باید یک فرصت مهم برای کشور دانست؛ چون ایران در بیش از چهار دهه گذشته هر زمان که به فرهنگ عاشورا، روحیه ایثار، وحدت و همدلی تکیه کرده، توانسته است از مقاطع سخت با موفقیت عبور کند. امروز هم معتقدم به رغم برخی انتقادها به تفاهم انجامشده، محرم میتواند عامل تقویت انسجام ملی باشد، نه زمینهای برای افزایش اختلافها. اگر همه جریانهای سیاسی منافع ملی را بر منافع جناحی مقدم بدانند، این ایام بهترین فرصت برای تحکیم تفاهم، آرامش و خدمت به مردم خواهد بود.
البته طبیعی است که در فضای سیاسی، دیدگاههای مختلفی وجود داشته باشد و هر گروهی تحلیل خود را ارائه کند، اما به نظر من نباید از تریبونهای مذهبی برای دامنزدن به دوقطبی و تخریب اشخاص استفاده شود. فلسفه قیام امام حسین(ع) دعوت به حق، عدالت، اصلاح و کرامت انسانی بود و این مفاهیم باید محور سخنرانیها و فعالیتهای فرهنگی باشد. مسئولان، رسانهها و جریانهای سیاسی نیز باید مراقب باشند سرمایه عظیم اجتماعی محرم، صرف اختلافات روزمره نشود. امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی نیاز دارد. اگر بتوانیم از فضای معنوی محرم برای تقویت اعتماد عمومی، حمایت از دستاوردهای کشور، رفع مشکلات معیشتی مردم و حرکت هماهنگ میدان و دیپلماسی استفاده کنیم، همانگونه که در گذشته محرم منشأ خیر و برکت بوده، این بار نیز میتواند زمینهساز عبور از مشکلات و آغاز دورهای از آرامش، سازندگی و پیشرفت باشد.
- به اعتقاد من، هم رژیم صهیونیستی و هم آمریکا، دستکم از منظر نظامی و تا حدی اقتصادی، تضعیف شدهاند و دیگر شرایط گذشته را برای تکرار آن اقدامات و جنگ تحمیلی تازه علیه ایران در اختیار ندارند. خود آنها نیز بهخوبی میدانند امروز در برابر قدرت ایران، ظرفیتهای منطقه و مجموعه نیروهای «جبهه مقاومت»، شرایط گذشته دیگر وجود ندارد و آن وضعیت تکرارشدنی نیست. از این رو، ناگزیر خواهند بود واقعیتهای جدید را بپذیرند.
- من شانس موفقیت مذاکرات پیشرو پس از امضای تفاهم اولیه را بالا میدانم. البته اگر آمریکا و صهیونیستها بخواهند باز هم سناریوی دیگری را دنبال کنند، براساس آنچه مسئولان نظامی ازجمله قرارگاه خاتمالانبیا اعلام کردهاند، با پاسخ سختی روبهرو خواهند شد. افزون بر این، ظرفیتهای موجود در حزبالله لبنان و دیگر بازیگران منطقه نیز بخشی از معادلات جدید را تشکیل میدهد. در مجموع، شرایط منطقه نسبت به گذشته بهطور محسوسی تغییر کرده و حتی در اروپا نیز این تغییرات قابل مشاهده است. امروز در کشورهایی مانند فرانسه، انگلیس و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، نوع نگاه افکار عمومی نسبت به غزه، فلسطین، ایران و تحولات منطقه با گذشته تفاوت پیدا کرده است. به همین دلیل، معتقدم همه طرفها اگرچه شاید نتوان گفت تسلیم شدهاند، اما نسبت به قدرت و توانمندیهای موجود اذعان دارند. از این رو، شرایط ایران دیگر مانند گذشته نیست که بتوانند همان مسیر سابق را تکرار کنند. اگر هم بخواهند چنین کاری انجام دهند، پاسخی که دریافت خواهند کرد، پاسخ سختی خواهد بود.
- مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی اساسا از استراتژی و رویکرد متفاوتی برخوردار بودند و با شیوهای خاص مسائل را مدیریت میکردند. اصلا اگر بخواهیم مقطع جنگ تحمیلی، پذیرش قطعنامه و تحولات سالهای پایانی دفاع مقدس را نیز کنار بگذاریم و دریابیم که چرا نمیتوان کسی را با آیتالله هاشمی مقایسه کرد، کافی است به دوران ریاستجمهوری او و تحولات آن برهه رجوع کنیم. نمونه روشن آن را میتوان در سیاست خارجی دوران ریاستجمهوری ایشان مشاهده کرد؛ از جمله در بهبود روابط با عربستان سعودی، همچنین گسترش مناسبات با آلمان، ژاپن و دیگر کشورها پس از پایان جنگ تحمیلی. آیتالله هاشمی توانستند فضای بینالمللی را بهگونهای تغییر دهند که بسیاری از کشورها برای سرمایهگذاری در ایران اعلام آمادگی کردند و امکانات و تسهیلات قابل توجهی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار دادند.
یکی از مهمترین ویژگیهای سیاست خارجی آیتالله هاشمی، تنشزدایی بود. ایشان توانستند سطح تنشها را در روابط منطقهای و بینالمللی به میزان قابل توجهی کاهش دهند. در عرصه داخلی نیز محور اصلی سیاستهای ایشان، سازندگی و بازسازی کشور بود. با توجه به خسارتهای گستردهای که در سالهای جنگ بر کشور تحمیل شده بود، برنامهای جامع برای بازسازی و نوسازی زیرساختها تدوین و اجرا کردند و در این مسیر نیز موفقیتهای قابل توجهی به دست آمد.
در بسیاری از استانهای کشور، شهرکهای صنعتی ایجاد شد و تولیدات داخلی در آنها رونق گرفت. در نتیجه، بخش قابل توجهی از کالاهای مصرفی که پیشتر با کمبود مواجه بود یا از خارج وارد میشد، در داخل کشور تولید شد و وابستگی به واردات کاهش یافت. شرایط بهگونهای تغییر کرد که تولیدات داخلی، علاوه بر تأمین نیاز بازار کشور، به دنبال حضور در بازارهای منطقهای و توسعه صادرات نیز بودند. از سوی دیگر، جایگاه و اعتباری که آیتالله هاشمیرفسنجانی در میان رهبران کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی و همچنین در کشورهای اروپایی مانند آلمان داشتند، زمینهساز همکاریهای گسترده و جذب سرمایهگذاری برای رفع نیازهای کشور شده بود. در عرصه سیاست داخلی که مورد توجه شما در گفتوگو نیز هست، مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی جایگاهی کمنظیر و تأثیرگذار داشت.
او فراتر از مرزبندیهای متعارف سیاسی، به شخصیتی مورد اعتماد برای طیفهای مختلف نظام و جریانهای سیاسی از هر گرایشی تبدیل شده بود؛ بهگونهای که بسیاری از احزاب و چهرهها، با وجود اختلاف دیدگاه، او را نقطه اتکای گفتوگو، تعامل و حل اختلافات میدانستند. این سرمایه سیاسی، محصول سالها تجربه، مدیریت، آیندهنگری و اعتمادسازی بود. از همین رو، معتقدم شرایط تاریخی، شخصیت سیاسی و رویکرد مدیریتی مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی، مختص به دوران خود اوست و نمیتوان آن را بهصورت مستقیم با شرایط کنونی یا شخصیتهای امروز مقایسه کرد. ضمنا هر دوره اقتضائات خاص خود را دارد و هر شخصیت نیز در بستر زمان و شرایط ویژهای نقشآفرینی میکند. بنابراین هرگونه مشابهسازی میان آیتالله هاشمی و چهرههای سیاسی امروز، از منظر تاریخی و تحلیلی، قیاسی دقیق و منطبق با واقعیت نیست.








