به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران به مناسبت سالروز درگذشت علی شریعتی، آیین یادبودی را با حضور و سخنرانی مجازی جمعی از اساتید برجسته حوزه علوم انسانی برگزار کرد. در این نشست علمی و تبیینی، ابعاد گوناگون میراث فکری، فرهنگی و اجتماعی این روشنفکر متعهد مورد واکاوی قرار گرفت.
سخنرانان این آیین مفاخر، با تأکید بر اینکه شریعتی را باید در شمار متفکران اثرگذار جهانی دانست، به تشریح نقش کلیدی و انکارناپذیر او در بیداری نسل دانشجویی پیش از انقلاب و هدایت فکری جوانان پرداختند؛ نقصی که اندیشههای او را به حوزههای جهانی همچون «الهیات رهاییبخش» پیوند زده است. با این حال، تصریح شد که با وجود این جایگاه تمدنی، آثار شریعتی در دانشگاههای ایران کمتر بهصورت علمی و روشمند مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر اساتید حاضر، ضروری است که برای گذار از نقدهای غیرعلمی، بستر لازم برای بازخوانی و نقد روششناختی تفکر چندجانبه او در سپهر علوم انسانی فراهم شود.
در ابتدای این مراسم، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، با تکیه بر بیت معروف مولانا («ای برادر تو همه اندیشهای...») به تبیین جایگاه عقل و دانش در تعریف هویت انسانی پرداخت و هدف از بررسی آثار اندیشمندان را شناخت تلاش فکری و نقش اجتماعی آنها دانست، نه لزوماً پذیرش یا رد کامل دیدگاههایشان.
شالویی با اشاره به تداوم جریان تفکر در حوزهها و دانشگاههای دوره معاصر، به چهرههای شاخص پیش از انقلاب همچون شهید مرتضی مطهری، آیتالله طالقانی و علی شریعتی اشاره کرد و گفت: شریعتی از تأثیرگذارترین چهرههای روشنفکری دینی بود که با سخنرانیهای پرشور، قلم نافذ و نگاه انتقادی خود، جریان قابل توجهی را در میان جوانان و دانشجویان شکل داد و توجه آنان را به مفاهیم دینی و هویت فرهنگی افزایش داد. آثاری چون «فاطمه فاطمه است»، «علی تنهاست» و «کویر» فضایی تازه ایجاد کرد. در دورهای که جریانهای فکری مانند مارکسیسم در میان محافل روشنفکری نفوذ یافته بودند، شخصیتهایی مانند شهید مطهری و شریعتی تلاش کردند با تکیه بر مفاهیم اسلامی به روشنگری بپردازند و یاد این مفاخر باید برای فهم عمیقتر تحولات فرهنگی جامعه زنده بماند.
در ادامه نشست، دکتر حکمتالله ملاصالحی، استاد تمام دانشگاه تهران، شریعتی را در شمار یکی از تأثیرگذارترین صاحبان اندیشه، قلم و نظر در جامعه معاصر برشمرد و به پیشینه خانوادگی وی اشاره کرد: او برآمده از خاندانی فرهیخته، اصیل و باورمند شیعی بود و در خراسان فرهنگی زاده شد؛ خاستگاه روزگار زرین علم، حکمت، فلسفه و خرد ایران در عصر شکوفایی تمدن اسلامی.
ملاصالحی با تمجید از توشه پربار شریعتی در بازگشت از فرانسه و برقراری نسبت با دنیای مدرن، او را نابغه سخنوری توام با اندیشه، ذوق، هنر و ادب دانست و افزود: صاحب نظر بودن به تنهایی کافی نیست، دلیریِ بیان آنها نیز لازم است و شریعتی این دلیری و جسارت را داشت. او در میانه دهه پنجم زندگی رفت، اما اگر چهار دهه دیگر نیز زنده میماند، پختهتر و روزگارچشیدهتر میشد و در برخی اندیشههای پیشین خود تجدیدنظر میکرد؛ زیرا او جهانی پُر از تلاطم و تحرک فکری بود و چنین شخصیتی بیگمان توان و دلیری بازنگری پیدرپی در اندیشههای خویش را داشت.
دکتر سید جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با اشاره به گذشت نزدیک به پنجاه سال از درگذشت شریعتی، از حیات بینالمللی آرای او در ترکیه، اندونزی، مالزی، کشورهای عربی، اروپا و آمریکا خبر داد و به انتشار مداوم آثار وی توسط انتشارات بینالمللی «بریل» به زبان انگلیسی اشاره کرد که نشاندهنده پویایی تفکر او در چارچوب مطالعات «الهیات رهاییبخش» (مشابه جریان دزموند توتو در آفریقای جنوبی و متفکران آمریکای لاتین) است.
میری با کالبدشکافی نگاه اگزیستانسیالیستی شریعتی به مفهوم انسان، تقسیمبندی چهارگانه او را تشریح کرد و گفت: شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم میکند؛ دسته اول (وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند، نیستند)، دسته دوم یا مردگان متحرک (وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند هم نیستند)، دسته سوم (وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند نیز هستند) و شگفتانگیزترین گروه یعنی دسته چهارم که «وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند، هستند»؛ یعنی در زمان حضورشان آنچنان عظیماند که جامعه قادر به درکشان نیست، اما پس از رفتنشان، عظمت آنها آشکار میشود. میری با نقد کارل یاسپرس که در معرفی شخصیتهای تمدنساز تاریخ (سقراط، عیسی، بودا و کنفوسیوس) نامی از پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) نبرده است، تصریح کرد که طبق الگوی شریعتی، این شخصیتها و حتی خود شریعتی در زمره همان دسته چهارم قرار میگیرند که با گذشت زمان، گستره فکریشان بیشتر آشکار میشود.
دکتر عبدالرحیم گواهی، پژوهشگر حوزه ادیان و استاد دانشگاه، با مرور خاطرات آشنایی خود با شریعتی در دهه 1340 و دوران فعالیت انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان، شریعتی را روشنفکری دلسوخته، دغدغهمند و جامعهشناسی توصیف کرد که با نگاه اجتماعی به دین مینگریست.
گواهی به نقل خاطرهای ناب از دیدار شریعتی و علامه محمدتقی جعفری پرداخت و گفت: روزی شریعتی از من خواست او را به دیدار استاد محمدتقی جعفری ببرم. صبح جمعهای او را به منزل استاد بردم. در آن دیدار، شریعتی خطاب به استاد جعفری گفت: «وظیفه ما روشنفکران این است که جوانان را به حرکت درآوریم، اما جهت این حرکت را علما باید تعیین کنند.» سپس از ایشان خواست همه آثارش را مطالعه کرده و هر جا را که با تعالیم اسلامی یا مصلحت جامعه سازگار نیست با قلم قرمز مشخص کنند تا در چاپهای بعدی حذف شود؛ اما استاد جعفری هیچ بخشی از آثار او را خط نزد و برایش دعا کرد. گواهی همچنین با اشاره به روحیه کاری شریعتی، به یاد آورد که چگونه او تمام شب را تا صبح صادق، غرق در نگارش «کویرات» و مجاهدت فکری بوده است.
در پایان این آیین، احسان شریعتی، استاد دانشگاه و فرزند این متفکر معاصر، به کالبدشکافی سبک نگارشی خاص شریعتی در ادبیات معاصر (بهویژه در کتاب کویر) و نهضت پرسشگری او در عرصه عمومی و ترویج علوم انسانی جدید (تاریخ، جامعهشناسی تاریخی و تاریخ ادیان) پرداخت.
وی شریعتی را در شمار متفکران غیرغربی حوزه علوم انسانی دانست که آرای او در مطالعات پسااستعماری یا «دِکولونیال»، نقد مدرنیته و مفهوم «بازگشت به خویش» در سطح بینالمللی تدریس میشود. احسان شریعتی با تفکیک آثار پدر به سه بخش مبنایی گفت: در بخش «اجتماعیات»، او از آرمانِ متوازنِ «عرفان، برابری و آزادی» سخن میگوید؛ در بخش «اسلامیات»، به نقد سنت، نهاد دین و معارف سنتی برای نوسازی فکری میپردازد و در بخش «کویرات»، تجربههای معنوی و فلسفههای اگزیستانسیالیستی را برای رهایی انسان از چهار زندان «طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن» ترسیم میکند. وی در پایان با ابراز تاسف از اینکه این میراث در آکادمی و دانشگاههای ما به صورت روشمند مطالعه نشده، نقدهای متناقض و سازمانیافته سالهای اخیر را ناشی از عدم شناخت کلیت زنده اندیشه شریعتی دانست و بر لزوم نقد علمی (به معنای تفکیک درست و نادرست، نه تخطئه شخصیت) تاکید کرد.
انتهای پیام/