ترامپ و پایان رویای هالیوودی در ایران 

عصر ایران دوشنبه 01 تیر 1405 - 14:11
در روایت هالیوودی دشمن معمولاً شخصیتی تک‌بعدی است که با یک ضربه نهایی شکست می‌خورد اما در واقعیت، ایران به صحنه‌ای تبدیل شد که نشان داد جنگ و سیاست از قواعد فیلم‌های اکشن پیروی نمی‌کنند.
عصر ایران ؛ موحد منتقم - دونالد ترامپ را شاید بیش از آنکه بتوان با سیاستمداران سنتی آمریکا مقایسه کرد، باید کنار قهرمانان فیلم‌های اکشن دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ هالیوود قرار داد؛ مردانی که همیشه تنها هستند، به کسی پاسخگو نیستند، دشمنان را تحقیر می‌کنند و در نهایت جهان را نجات می‌دهند.
 
ترامپ پیش از آنکه وارد کاخ سفید شود، سال‌ها در حاشیه و متن هالیوود زندگی کرده بود. حضورهای کوتاه در فیلم‌ها، دوستی با ستاره‌های سینما و مهم‌تر از همه شهرتی که از برنامه تلویزیونی «کارآموز» به دست آورد، او را به شخصیتی تبدیل کرد که بیش از آنکه شبیه یک سیاستمدار باشد، شبیه یک سلبریتی بود.
 
شاید به همین دلیل هم باشد که ترامپ همیشه سیاست را مانند یک فیلم اکشن روایت می‌کند. در جهان او، پیچیدگی‌های اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک جایی ندارند. همه چیز به نبرد میان «آدم‌های خوب» و «آدم‌های بد» تقلیل پیدا می‌کند؛ روایتی که سال‌ها هالیوود از آن برای فروش بلیت استفاده کرده است.
 
حتی انتخاب بازیگرانی مانند سیلوستر استالونه، مل گیبسون و جان وویت به عنوان نمایندگان ویژه خود در هالیوود نیز نشان می‌دهد که ترامپ همچنان با نوستالژی سینمای مردان قدرتمند زندگی می‌کند؛ دورانی که قهرمانان عضلانی با مشت و اسلحه مشکلات جهان را حل می‌کردند.
 
بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصویر سیاسی ترامپ شباهت زیادی به قهرمانان اکشن دهه هشتاد دارد؛ مردی که خود را ناجی ملت معرفی می‌کند، از نمایش قدرت لذت می‌برد و تلاش می‌کند در ذهن هوادارانش نه به عنوان یک رئیس‌جمهور، بلکه به عنوان یک «قهرمان» جا بیفتد.
 
اگر کسی به دنبال نمونه‌ای عینی از ذهنیت هالیوودی ترامپ باشد، کافی است به ماجرای ونزوئلا نگاه کند. عملیاتی که به بازداشت و انتقال نیکلاس مادورو منجر شد، بیش از آنکه شبیه یک اقدام نظامی متعارف باشد، یادآور فیلم‌های اکشن هالیوود بود؛ عملیات غافلگیرکننده قبل از طلوع آفتاب، نیروهای ویژه، ماه‌ها تمرین و رئیس‌جمهوری که در اتاق فرماندهی نشسته و لحظه‌به‌لحظه عملیات را دنبال می‌کند. 
 
گویی ترامپ در حال بازسازی یکی از فیلم‌های محبوب دوران جوانی خود بود؛ فیلمی که در آن قهرمان آمریکایی به قلب سرزمین دشمن نفوذ می‌کند، رهبر آن کشور را بازداشت می‌کند و پیش از آنکه کسی متوجه شود، از صحنه خارج می‌شود.
 
ترامپ و رویای هالیوودی در ایران 
 
همین نگاه را می‌توان در شیوه ارائه دستاوردهای سیاسی ترامپ نیز مشاهده کرد. ویدئوهایی که از او در شبکه‌های اجتماعی خودش منتشر می‌شوند، بیشتر شبیه تیزرهای فیلم‌های سینمایی هستند تا گزارش عملکرد یک دولت. 
 
موسیقی حماسی، تدوین پرشتاب، تصاویر جنگنده‌ها، پرچم آمریکا و رئیس‌جمهوری که در مرکز قاب ایستاده است؛ درست مانند پوسترهای فیلم‌هایی که قرار است داستان نجات جهان توسط یک قهرمان را روایت کنند.
 
اما همه فیلم‌ها پایان خوش ندارند. بزرگ‌ترین برخورد ترامپ با واقعیت زمانی رخ داد که تصور کرد می‌توان ایران را نیز با همان منطق فیلم‌های اکشن هالیوودی شکست دهد.
 
در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی، قهرمان آمریکایی وارد میدان می‌شود، چند نبرد سخت را پشت سر می‌گذارد و در پایان با پرچم برافراشته از صحنه خارج می‌شود. اما ایران نه لوکیشن یک فیلم بود و نه مردم و نیروهای نظامی آن سیاهی‌لشکرهای یک فیلمنامه آمریکایی.
 
در روایت هالیوودی، دشمن معمولاً شخصیتی تک‌بعدی است که با یک ضربه نهایی شکست می‌خورد. اما در واقعیت، ایران به صحنه‌ای تبدیل شد که نشان داد جنگ و سیاست از قواعد فیلم‌های اکشن پیروی نمی‌کنند و  واقعیت فیلمنامه ترامپ درباره ایران را پاره کرد. هرچه در فیلم‌ها اراده قهرمان کافی است، در واقعیت مقاومت، محاسبات، هزینه‌ها و اراده ملت‌ها نیز وجود دارند. 
 
همین مسئله باعث شد داستانی که شاید قرار بود یک پیروزی سریع و نمایشی باشد، به روایتی پیچیده‌تر تبدیل شود؛ روایتی که پایان آن را دیگر نه نویسندگان هالیوود، بلکه واقعیت میدان تعیین می‌کرد. اگر هالیوود عاشق ساختن اسطوره‌های فردی است، واقعیت بیشتر به قهرمانان جمعی شباهت دارد؛ کسانی که نام بسیاری از آنها هرگز در تیتراژ پایانی ثبت نمی‌شود.
 
ترامپ و پایان رویای هالیوودی در ایران 
 
حتی ماجرای سقوط دو خلبان آمریکایی در ایران نیز به سرعت به یک روایت سینمایی تبدیل شد. ترامپ، پیت هگست و مقام‌های امنیتی آمریکا در نشست‌های خبری با جزئیاتی از عملیات نجات سخن گفتند که بیشتر یادآور معرفی یک فیلم جنگی جدید بود؛ ده‌ها هواپیما، عملیات فریب سازمان سیا، نیروهای ویژه و مأموریتی که از آن با عنوان «غیرقابل شکست» یاد می‌شد. 
 
رسانه‌های آمریکایی نیز از یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های جست‌وجو و نجات تاریخ معاصر سخن گفتند. اما همان زمان تهران روایت متفاوتی ارائه کرد و همین اختلاف روایت‌ها نشان داد که برخلاف سینما، در دنیای واقعی هیچ کارگردانی وجود ندارد که بتواند نسخه نهایی داستان را به همه تحمیل کند.
 
مشکل اما اینجاست که سیاست فیلم سینمایی نیست. در فیلم‌های اکشن، قهرمان می‌تواند به تنهایی همه چیز را تغییر دهد، اما در دنیای واقعی قدرت میان نهادها، قوانین و منافع مختلف تقسیم شده است. 
 
ترامپ بارها کوشیده است این فاصله میان واقعیت و سینما را از بین ببرد و خود را در نقش همان مرد قدرتمندی قرار دهد که هالیوود سال‌ها روی پرده نمایش می‌داد. ترامپ سال‌ها کوشید کاخ سفید را به استودیوی هالیوود تبدیل کند و خود را در قامت آخرین قهرمان آمریکا به نمایش بگذارد. 
 
اما جهان بیرون از پرده سینما زندگی می‌کند؛ جایی که موشک‌ها جایگزین جلوه‌های ویژه نمی‌شوند، جنگ‌ها با مونتاژ به پایان نمی‌رسند و ملت‌ها برای نقش سیاهی‌لشکر به صحنه نمی‌آیند. 
 
و اینجا، در پایان این روایت، اسطوره‌ای هم ساخته نمی‌شود؛ فقط تیتراژ بالا می‌آید، نام‌ها بی‌هیاهو رد می‌شوند، و احتمالا نمایش ترامپ بی‌آنکه به خلق یک قهرمان ختم شود، با همه ادعاهایش به پایان میرسد؛ درست مثل فیلمی پرزرق‌وبرق و تقلبی که در نهایت چیزی جز یک پایان فراموش‌شدنی از خود به جا نمی‌گذارد.
 

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.