موسیقی، حافظه و بحران معنا در ایران امروز

خبرگزاری میزان یکشنبه 31 خرداد 1405 - 21:17
در نقطه تلاقی روز جهانی موسیقی و واقعیت‌های امروز ایران، باید پرسید: آیا آواهای ما هنوز روح جمعی‌مان را بازتاب می‌دهند؟ انوشیروان پویان، موسیقی‌دان، در یادداشتی نبض پرالتهاب هنر کشور را گرفته و هشدار می‌دهد که بحران اصلی ما، فراتر از تنگناهای اقتصادی و اجرایی، تقلا برای بقای معنا و خطر استحاله شدن موسیقی از یک زبان زنده و حافظه‌دار به سرگرمی‌های توخالی است.
خبرگزاری میزان -

موسیقی در ایران امروز دیگر فقط با مسئله اجرا، حفظ میراث، صادرات فرهنگی، برندینگ یا حتی اقتصاد هنر روبه‌رو نیست؛ مسئله‌ اصلی، بقای معناست. هرگاه معنا از هنر جدا شود، موسیقی از زبان به صدا، از تجربه به هیجان گذرا و از حافظه به سرگرمی تقلیل پیدا می‌کند. در این حالت، آنچه باقی می‌ماند شاید شنیده شود، اما دیگر آن قدرتی ندارد که بتواند تجربه‌ انسانی را بیان کند و به هویت جمعی شکل دهد.

 

بحران امروز موسیقی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که هنر، به‌جای آنکه راهی برای فهم دوباره انسان باشد، به موضوعی برای کنترل، طبقه‌بندی و کم‌اثر کردن بدل می‌شود. در چنین وضعی، نه فقط موسیقی، بلکه نسبت جامعه با ریشه‌های فرهنگی و تاریخی‌اش نیز آسیب می‌بیند. وقتی پیوند نسل‌ها با حافظه تاریخی ضعیف شود، هنر نیز از زمینه زنده خود جدا می‌افتد و بیشتر به شکل بیرونی خود باقی می‌ماند تا جان درونی‌اش.

 

این مسئله به‌ویژه درباره موسیقی نواحی و سنت‌های محلی اهمیت بیشتری دارد. این موسیقی‌ها صرفاً مجموعه‌ای از نغمه‌ها یا آیین‌های قدیمی نیستند؛ آنها حامل حافظه تاریخی، تجربه زیسته و شیوه خاصی از فهم جهان‌اند. اگر این پیوند با زندگی روزمره ضعیف شود، خطر آن وجود دارد که موسیقی از یک سنت زنده به یک میراث نمایشی یا موزه‌ای تبدیل شود. حفظ ظاهر سنت، بدون حفظ کارکرد اجتماعی و معنایی آن، در عمل به فرسایش خودِ میراث می‌انجامد.

 

در کنار این مسئله، شرایط اقتصادی نیز نقش تعیین‌کننده دارد. موسیقی در خلأ رشد نمی‌کند. از جمله وقتی قدرت خرید کاهش می‌یابد، آینده شغلی هنرمند نامطمئن می‌شود و چرخه طبیعی تولید و عرضه دچار اختلال است، طبیعی است که موسیقی جدی و ریشه‌دار هم برای دیده‌شدن با دشواری روبه‌رو شود. در چنین فضایی، بازار بیشتر به سمت محصولاتی می‌رود که زودتر مصرف می‌شوند، اما عمق و ماندگاری کمتری دارند.

 

از این‌رو، مسئله اصلی موسیقی را نباید فقط در سطح اجرا یا بودجه دید. مسئله، رابطه میان انسان، معنا و شبکه نهادهاست. اگر این رابطه درست بازتعریف نشود، هر برنامه، جشنواره یا زیرساخت تازه‌ای فقط بخشی از ظاهر بحران را می‌پوشاند. راه‌حل از جایی آغاز می‌شود که آموزش، ارتباطات فرهنگی، امکان حضور پایدار هنرمند، امنیت اقتصادی و احترام به تنوع هویتی هم‌زمان در چارچوب قانون دیده شوند.

 

موسیقی زمانی ماندگار می‌شود که فقط تکنیک نباشد؛ باید حامل معنا باشد. معناست که موسیقی را از لحظه عبور می‌دهد و به حافظه جمعی می‌سپارد. تا وقتی این معنا زنده بماند، موسیقی نیز زنده خواهد ماند و تا وقتی این پیوند حفظ نشود، کمترین پیامد، تهی شدن تدریجی پرصدا‌ترین صحنه‌هاست که نشانه‌های اولیه آن به وضوح قابل رصد و مشاهده است.

 

انتهای پیام/

منبع خبر "خبرگزاری میزان" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.