واکاوی مفهوم عدالت در هزار و یک شب؛ وقتی مرگ ظالم پایان ماجرا نیست

عصر ایران یکشنبه 31 خرداد 1405 - 18:36
سریال «هزار و یک شب» در قسمت بیست‌ونهم خود با روایتی عمیق از سرنوشت ملک جوان‌بخت، به بررسی ماهیت قدرت و استبداد می‌پردازد.

به گزارش عصر خبر، چه کسی است که پس از این همه فراز و فرود تاریخ، نداند که با مرگ یک ستمگر، ظلم و ستم برای همیشه پایان نمی‌یابد؟ گویی ظلم بذری است که به دست ظالمان کاشته می‌شود؛ بذری که ریشه‌هایش تنها در وجود یک فرد خلاصه نمی‌شود، بلکه در ساختارها، اندیشه‌ها و دستگاهی که او بنا کرده است امتداد پیدا می‌کند. از همین رو مرگ یک پادشاه ظالم لزوماً پایان استبداد نیست بلکه گاه تنها آغاز مرحله‌ای تازه از پیامدهای آن است. همان حقیقتی که در قسمت بیست‌ونهم «هزار و یک شب» نیز به آن اشاره می‌شود. جایی که زمان درباره برادرش می‌گوید: «مرگ ملک پایان ماجرا نیست.»

ملک جوان‌بخت پادشاه خون‌خوار این قصه نمادی از همان فرمانروایانی است که برای حفظ قدرت یا آرام کردن آشوب درونی خود به خون‌ریزی پناه می‌برند. او از آن دسته حاکمانی است که گمان می‌کنند با مرگ دیگران می‌توانند بر ترس‌ها و اضطراب‌های خویش غلبه کنند. تاریخ نیز کم از این چهره‌ها به خود ندیده است. پادشاهان و فرمانروایانی که عطش قدرت و میل به خشونت در وجودشان پایانی نداشته و جان انسان‌ها برایشان ارزشی بیش از ابزاری برای تثبیت حکومت نداشته است. چرخه‌ای تلخ که به اشکال گوناگون ادامه یافته و هنوز متوقف نشده است.

بخشی از داستان «هزار و یک شب» نیز روایتگر همین حقیقت تلخ است. ملک جوان‌بخت حالا دریافته که در دربار و دستگاه حکومتش آشوبی بزرگ در جریان است. او متوجه شده کسانی که روزگاری در کنار او بودند، خود بذر فتنه و ناآرامی را کاشته‌اند و حتی مرگ شهرزاد نیز نتیجه مکر و توطئه همان درباریان بوده اما این آگاهی زمانی به دست آمده که دیگر بسیار دیر شده است. ظلم‌های پی‌درپی او پایه‌های حکومتش را سست کرده و اعتماد مردم را از میان برده است. همان‌گونه که مادر دلیله با اندوه و خشم به او می‌گوید: «تو با خون‌هایی که ریختی، پایه‌های این قصر رو سست کردی.»

اما آیا مرگ یک ظالم می‌تواند مرهمی بر زخم مظلومان باشد؟ آیا کسانی که عزیزان خود را در سایه ستم او از دست داده‌اند، با شنیدن خبر مرگش به آرامش می‌رسند؟ آیا دلیله و مادرش پس از مرگ ملک جوان‌بخت می‌توانند اندوه خود را فراموش کنند؟ شاید پاسخ منفی باشد. زیرا برخی زخم‌ها با مرگ عاملانشان التیام پیدا نمی‌کنند. آنچه یک سرزمین زخمی بیش از هر چیز به آن نیاز دارد نه انتقام و نه حتی مرگ ستمگر، بلکه ظهور عدالت و امید است. همان چیزی که قاضی‌القضات داستان بیان می‌کند؛ «این سرزمین نه تابوت، نه آب و نه قصه نیاز نداره، این سرزمین ناجی می‌خواد.»

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.