خبرگزاری تسنیم، یادداشت- مجتبی لشکربلوکی، مدرس دانشگاه|تاریخ کربلا فقط روایت یک نبرد نیست؛ صورتبندی یک مکتب است که در آن «انسان کامل» در تراز ایمان، بصیرت و وفاداری معنا پیدا میکند. در این میان، جایگاه حضرت ابوالفضل العباس(ع) نه صرفاً بهعنوان علمدار سپاه سیدالشهدا(ع)، بلکه بهعنوان تجسم عینی اخلاق عاشورایی، جایگاهی ممتاز و متمایز است.
حضرت عباس(ع) فرزند امالبنین(س) است؛ بانویی از قبیله بنیکلاب که بهواسطه ویژگیهای برجسته اخلاقی، بصیرت و شکیبایی، فرزندانی تربیت کرد که همگی در مسیر حق و در رکاب امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسیدند. اما در میان آنان، قمر بنیهاشم(ع) جایگاهی دارد که در ادبیات دینی و زیارتنامههای اهلبیت(ع) با عناوینی چون «عبد صالح»، «مُصَدِّق»، «مُسلِم» و «بسیار وفادار» توصیف شده است.
بر اساس آموزههای منقول از امام صادق(ع)، شخصیت حضرت عباس(ع) بر چهار ستون اساسی استوار بود: تسلیم در برابر ولیّ خدا، تصدیق عملی و قلبی امام، وفاداری بینظیر به آرمان حق و خیرخواهی خالصانه نسبت به امام زمان خویش. این چهار ویژگی، نه یک شعار اخلاقی، بلکه یک منظومه رفتاری کامل در میدان عمل است؛ بهگونهای که او حتی در سختترین لحظات، در اوج تشنگی و محاصره، لحظهای از اطاعت و وفاداری فاصله نگرفت.
در همین چارچوب، روایات تاریخی از زبان امام سجاد(ع) نیز جایگاه ممتاز او را در میان شهدا ترسیم میکند؛ شخصیتی که با فدا کردن جان و دو دست خود در راه دفاع از امام خویش، به مقامی رسید که شهیدان بزرگ تاریخ به جایگاه ایشان در قیامت غبطه میخورند.
کارنامه حضرت عباس(ع) در کربلا را میتوان در چند کلیدواژه خلاصه کرد: ایمان عمیق، بصیرت در تشخیص حق و باطل، ولایتمداری، شجاعت، ادب، صبر و استقامت. اما آنچه این مجموعه فضائل را به یک «الگو» تبدیل میکند، عنصر «وفاداری تا مرز جان» است؛ وفاداریای که نه در سطح احساس، بلکه در میدان عمل و لحظه تصمیم تاریخی معنا یافت.
از همین روست که در فرهنگ عاشورا، نام حضرت عباس(ع) تنها یادآور یک قهرمان نظامی نیست، بلکه نماد «میزان وفاداری به حق» است؛ معیاری که در هر عصر و زمان، مرز حق و باطل را از یکدیگر جدا میکند.
در نهایت، کربلا با همه شهیدانش یک حقیقت را به تاریخ یادآوری میکند و آن اینکه مسیر حق، بدون «ثبات قدم» و «وفاداری تا پایان»، به سرانجام نمیرسد و در این مسیر، قمر بنیهاشم(ع) معیار روشن و تمامعیار این مکتب است.
انتهای پیام/