به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، تاسوعا روزی که دلها، پیش از آنکه به یاد عطش خیمهها بیفتند، به قامت استوار حضرت عباس علیهالسلام سلام میکنند، پرچمدار کربلا که در اوج تشنگی، تشنهلب از فرات گذشت، اما آب ننوشید تا وفای خود را بر نیاز خویش ترجیح دهد. در این روز کوچهها و حسینیهها، خانهها و هیئتها و حتی دلهای خاموش به نام عباس ابن علی علیه السلام روشن میشوند؛ نامی که برای مردم، فقط یادآور یک قهرمان تاریخی نیست، بلکه نشانهای است از جوانمردی، برادری و فداکاری.
تاسوعا؛ روزی برای ایستادن در کنار یک علم
در تقویم عزاداری شیعه، تاسوعا حالوهوایی ویژه دارد؛ نه فقط به این دلیل که یک روز پیش از عاشوراست، بلکه چون در این روز، شخصیت حضرت عباس علیهالسلام بهمثابه ستون خیمه کربلا برجستهتر از همیشه دیده میشود. تاسوعا، روزی است که مردم در آن بیش از هر زمان دیگر، از «وفا» حرف میزنند؛ از دستی که برای آب رفت اما با مشکِ پاره بازگشت؛ از چشمی که به فرات افتاد اما دلش در خیمهها ماند؛ از مردی که وقتی دستهایش را بریدند، باز هم علم را بر زمین نگذاشت.
در بسیاری از شهرها، از صبح تاسوعا، نشانههای عزا از در و دیوار پیدا میشود. پرچمهای سیاه، پارچهنوشتههای یا ابوالفضل، صدای نوحهای که از دور میرسد، و جمعیتهایی که آرام و بیصدا به سمت هیئتها میروند، همه خبر از روزی میدهند که دلها زودتر از زبانها سوگوار شدهاند. تاسوعا، روز غم است؛ اما روزی سنگین است، غمی که چشمها را خیس میکند.
روایتی از مردم؛ عباس برای همه، نه فقط برای کربلا
در گفتوگوهای مردمی، نام حضرت عباس علیهالسلام جایگاهی فراتر از سوگ دارد. برای خیلیها او نماد «مردِ کار و وفاداری» است؛ کسی که وعده داد و وفا کرد. پیرمردی در یکی از هیئتهای قدیمی ساری میگوید: «من هر وقت میخواستم به پسرم یاد بدهم مردانگی یعنی چه، اسم عباس را میآوردم. میگفتم مرد، کسی نیست که زورش زیاد باشد؛ مرد کسی است که وسط سختی، رفیقش را تنها نگذارد.»
مادر جوان آملی که کودک خردسالش را در آغوش گرفته، از سالهایی میگوید که برای سلامتی فرزندش نذر حضرت عباس کرده بود: «اسم عباس که میآید، آدم احساس میکند هنوز میشود به وفاداری اعتماد کرد. من از بچگی شنیده بودم که هر کس دستش از همهجا کوتاه شود، به عباس متوسل میشود. حالا خودم مادرم و میفهمم چرا مردم اینقدر با دلشان به او وصلاند.»
در این روایتهای مردمی، عباس تنها شخصیت تاریخی نیست؛ پناه است، اعتبار است، نشانهای از امید در روزگار دشوار.
بسیاری از مردم باور دارند که در تاسوعا، حاجتخواهی رنگ دیگری پیدا میکند، چون این روز به مردی منسوب است که خودش از خواستههای شخصی گذشت تا بر پیمان خویش بماند.
تاسوعا در کوچهها و حسینیهها؛ عزاداری آمیخته با احترام
فضای تاسوعا در بسیاری از محلهها، رنگ و بویی خاص دارد. عزاداری که شور و حرکت جمعیت بیشتر است، تاسوعا بیشتر با احترام و بغض شناخته میشود. در هیئتها، مداحان از علمداری میخوانند، از لب تشنهای که به آب رسید اما ننوشید، از کودکی که در آغوش مشکِ پاره، میان نیزهها و ضربهها افتاد، و از پرچمی که با افتادن عباس خم شد.
یکی از مداحان قدیمی در خاطرهای میگوید: «تاسوعا روزی است که مردم، حتی اگر خیلی اهل روضه نباشند، دلشان نرم میشود. چون عباس برای همه آشناست؛ برای جوان، برای پیر، برای کارگر، برای دانشجو، برای مادر. هرکس به زبان خودش او را میشناسد: یکی به عنوان بابالحوائج، یکی به عنوان علمدار، یکی به عنوان برادر وفادار حسین.»
در برخی محلهها، کودکان هم با پرچمهای کوچک سیاه منقش به یا ابالفضل در دستهها راه میروند. مادرها با صدایی آرام نوحه را زمزمه میکنند و پدرها، شانه به شانه دیگران، زیر علمها میایستند. این همنشینی نسلها، یکی از جلوههای مهم تاسوعاست؛ جایی که سوگ، فقط در چهرهها نیست، در انتقال حافظه جمعی هم هست. کودکی که امروز با دست کوچک خود شمع روشن میکند، شاید سالها بعد همین تصویر را برای فرزندش بازگو کند.
عباس و آب؛ عطشی که به معنویت تبدیل شد
داستان تاسوعا، ناگزیر با آب گره خورده است. فرات، نخلها، تشنگی خیمهها و مشک پاره، تصویری است که در ذهن شیعه، تنها روایت یک واقعه نخواهد بود، بلکه نماد فشردهای از صبوری است. مردم در تاسوعا بیش از هر چیز از «آب» سخن میگویند؛ نه از آب بهعنوان مایه حیات فیزیکی، که از آب بهعنوان نشانهای از محرومیت، وفا و ایثار.
زنی میانسال در یکی از روستاهای میاندرود میگوید: «هر سال تاسوعا که میشود، من لیوان آب را با احترام بیشتری برمیدارم. نمیتوانم بیتفاوت باشم. انگار آب، بعد از کربلا برای ما فقط آب نیست؛ یاد تشنگی بچههاست، یاد دستان بریده عباس است، یاد آخرین امید خیمههاست.»
این نوع تجربه مردمی نشان میدهد که تاسوعا، بازآفرینی یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه تبدیل آن حادثه به اخلاق روزمره است. آب، نان، وفا، برادری و مسئولیت، در این روز معناهایی تازه پیدا میکنند.
مردم با گریه برای حضرت عباس علیه السلام، در واقع از خویشتنِ مطلوب خود سخن میگویند: انسانی که اگر در میدان امتحان قرار گیرد، وفاداری را بر آسایش ترجیح دهد.
علم عباس؛ نشانهای که بر دوش مردم سنگینی میکند
علم در فرهنگ عزاداری، یک نماد نیست؛ نشانهای است از بار مسئولیت. و در تاسوعا، علم عباس برجستهترین نشانه است. در بسیاری از دستهها، علمدار جلوتر از همه حرکت میکند و نگاهها ناخودآگاه به او دوخته میشود؛ انگار مردم هنوز در ناخودآگاه جمعی خود، پرچم عباس را همان پرچمی میدانند که در کربلا حامل امانت بزرگ سیدالشهدا علیهالسلام بود.
جوانی حدودا 28 ساله با قد و قامت رعنا از یک هیئت شهر ساری میگوید: «هر سال دوست دارم علم را بلند کنم. سخت است، سنگین است، ولی حس میکنم یک جور تمرین برای زندگی است. عباس فقط برای گریه نیست؛ برای ایستادن هم هست. برای اینکه آدم وسط فشارها کم نیاورد. ایستادگی کند. درس مقاومت بیاموزد.»
مردم در تاسوعا، عباس علیه السلام را تنها در سوز و آه نمیجویند، بلکه او را در الگوی مقاومت اخلاقی میبینند. وقتی دستهها در خیابان حرکت میکنند، انگار هر قدم یادآور این جمله است که عزاداری، اگر به معرفت نرسد، ناقص مانده است؛ و معرفت عباس یعنی فهمیدن اینکه وفاداری، هزینه دارد.
در خانهها؛ تاسوعا به زبان ساده مردم
تاسوعا در خانهها هم حالوهوای خود را دارد. بسیاری از خانوادهها از صبح، غذاهای نذری آماده میکنند؛ بعضی آش، بعضی شلهزرد، بعضی خوراکهای ساده اما با نیتهای بزرگ. خانهها بوی چای تازهدم، برنج نذری و اسپند میگیرد. مادرها، مادربزرگها، دخترها و پسرها، هرکدام سهمی در این آیین دارند. همین مشارکت، تاسوعا را از یک مراسم رسمی به یک تجربه خانوادگی بدل میکند.
هم صحبت مادربزرگ در یک خانه کاملا ایرانی میشوم در حیاط خانهاش میگوید: «ما از بچگی یاد گرفتیم تاسوعا روز احترام است. آن روز هیچکس توی خانه بلند حرف نمیزند. حتی بچهها هم میفهمند که امروز روز عباس است. اگر غذا میپزیم، اگر روضه میخوانیم، همهاش برای این است که یادمان نرود دنیا با وفا زیباست.»
در این خانهها، خاطرهها هم زنده میشوند. بعضیها از پدر یا مادری میگویند که هر سال در تاسوعا پای روضه گریه میکرده، بعضیها از نذرهایی که سالهاست ادا میشود، و بعضیها از حاجتهایی که به نام عباس علیه السلام گرفتهاند. این خاطرهها، تاسوعا را به یک سنت زنده و نسلبهنسل تبدیل میکند.
تاسوعا، روزی برای فهمیدن مفهوم برادری
یکی از عمیقترین لایههای تاسوعا، مفهوم برادری است. عباس علیهالسلام فقط یار حسین علیه السلام نبود؛ برادر او بود، و در روایتهای مردمی، همین نسبت عاطفی جایگاه ویژهای پیدا کرده است. مردم در ذکر مصیبتهای این روز، از نسبت برادری بهعنوان نهایت اعتماد سخن میگویند؛ اعتمادی که در آن، جان، سپر جانِ دیگری میشود.
پدر دست در دست فرزند جوانش ایستاده در میان عزاداران میگوید: «اگر بخواهم به پسرهایم بگویم برادر یعنی چه، داستان عباس حسین را میگویم. برادر یعنی کسی که وقت سختی، اول از تو دفاع کند، بعد خودش بایستد. در تاسوعا، مردم یاد میگیرند که خویشاوندی فقط خون نیست؛ وفاست، حمایت است، همراهی است.»
در حقیقت اینجاست که تاسوعا از سوگ فراتر میرود و به درس بزرگ تبدیل میشود. درس اینکه انسان میتواند در وفاداری، از مرزهای معمول عبور کند. عباس علیه السلام ، در روایت مردم، فقط علمدار خیمهها نیست؛ علمدار اخلاق است.
بغضی که به احترام میرسد
در تاسوعا، آنچه بیش از همه در ذهن میماند، بغضی است که به احترام تبدیل میشود. مردم از هیئتها بیرون میآیند، اما نام عباس علیه السلام را با خود میبرند. در دلها، شبیه یک عهد خاموش، این حس باقی میماند که باید در زندگی روزمره، چیزی از عباس را حمل کرد: صداقت، وفا، غیرت، فداکاری، و پاسداشتِ حقِ دیگران.
به گزارش تسنیم، تاسوعا، روزی است که اندوه در آن فقط برای گذشته نیست؛ برای امروز هم هست. برای همه لحظههایی که انسان میتواند میان خودخواهی و ایثار، یکی را انتخاب کند. و مردم، هر سال در این روز، با گریه و نذر و سکوت و دسته و علم، دوباره همان انتخاب را به یاد میآورند.
تاسوعا میگذرد، اما نام عباس علیه السلام نمیگذرد. در زبان مردم، در اشکها، در روضهها، در لیوان آبی که با احترام برداشته میشود، در دستانی که برای کمک دراز میشوند، و در دلهایی که هنوز به وفاداری ایمان دارند، عباس زنده است. و شاید راز ماندگاری تاسوعا همین باشد: روزی که تشنگیِ تاریخ، به سرچشمهای از عشق و معرفت بدل شد.
انتهای پیام/