فرارو- استفن کالینسون، خبرنگار بخش بینالملل شبکه سیانان.
به گزارش فرارو به نقل از شبکه سیانان؛ قرار است برقراری صلح با ایران به همان اندازه دشوار، پیچیده و پرهزینه باشد که جنگیدن با آن بود. نخستین تلاشهای جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا برای آغاز مذاکرات در سوئیس با هدف تبدیل تفاهمنامه امضاشده با تهران به توافقی پایدار و دائمی برای پایان دادن به تنشها، از همان ابتدا با موانع و چالشهای جدی روبهرو شده است.
تفاهمنامهای که هفته گذشته توسط دونالد ترامپ در فرانسه به امضا رسید، زمینه توقف درگیریها، ازسرگیری تردد دریایی در تنگه هرمز و ارائه مشوقهای اقتصادی به ایران را در ازای تعهد تهران به عدم توسعه برنامه هستهای نظامی فراهم میکند. با این حال، این توافق مهمترین و حساسترین پروندههای اختلافی را حلوفصل نکرده و آنها را به مذاکرات بعدی واگذار کرده است. بر این اساس، موضوعاتی حیاتی همچون آینده برنامه هستهای ایران، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده این کشور و سایر مسائل راهبردیِ مورد اختلاف، به مذاکراتی پیچیده و سرنوشتساز در طول ۶۰ روز آینده موکول شدهاند.
مهمترین دستاورد مثبت این توافق، پایان دادن به رویارویی مستقیم میان ایالات متحده و ایران است؛ رویارویی خطرناکی که همواره احتمال گسترش آن به یک بحران منطقهای و بینالمللی وجود داشت. فیلیپ گوردون، از مقامهای ارشد پیشین امنیت ملی آمریکا، روز یکشنبه در گفتوگو با برنامه فرید زکریا در شبکه سیانان، با اشاره به چشمانداز تداوم آتشبس اظهار داشت: «دستکم احتمال قابلتوجهی وجود دارد که این آتشبس پایدار بماند، زیرا حفظ آن در راستای منافع هر دو طرف است.» او با تأکید بر منافع اقتصادی ایران از تداوم این وضعیت افزود: «ایران این ظرفیت را دارد که روزانه میلیونها دلار از محل صادرات نفت درآمد کسب کند و به همین دلیل انگیزه کافی برای پایبندی به توافق را خواهد داشت. در مقابل، ایالات متحده نیز بیتردید خواهان حفظ این توافق است، زیرا تمایلی ندارد بار دیگر وارد یک جنگ جدید شود.»
قطر و پاکستان که بهطور مشترک نقش میانجی را در این روند بر عهده دارند، اواخر شامگاه یکشنبه در بیانیهای مشترک اعلام کردند که مذاکرات در «فضایی مثبت و سازنده» برگزار شده و به «پیشرفتهای امیدوارکنندهای» انجامیده است. این دو کشور همچنین تأکید کردند که طرفین بر سر یک نقشه راه برای دستیابی به توافقی نهایی ظرف ۶۰ روز آینده به تفاهم رسیدهاند.
با این حال، نشانههای شکنندگی این چارچوبِ توافق بهسرعت در حال آشکار شدن است؛ چراکه همان فشارها، محدودیتها و ملاحظات راهبردی که پیشتر زمینهساز شکلگیری تنش شده بودند، اکنون روند صلح را نیز با تهدید مواجه کردهاند. در این میان، ایران در تلاش است از اهرمهای فشاری که در جریان تحولات اخیر به دست آورده بهرهبرداری کند و پیشتر نیز مدعی مسدودسازی تنگه هرمز شده بود.
در مقابل، دونالد ترامپ روز یکشنبه با لحنی هشدارآمیز واکنش نشان داد و با تهدید به استفاده از زور، اعلام کرد که اعضای تیم مذاکرهکننده ایران ممکن است حتی امکان بازگشت به کشور خود را نیز نداشته باشند. همزمان، تداوم تنش میان اسرائیل و ایران بر سر جبهه لبنان نیز به یکی دیگر از عوامل بیثباتکننده تبدیل شده و این خطر را افزایش داده است که کل روند مذاکرات و تلاشهای دیپلماتیک جاری با اختلال یا حتی شکست مواجه شود.
در واشنگتن بهندرت میتوان شاهد شکلگیری اجماعی فراگیر میان دو حزب اصلی آمریکا بود، اما این بار نگرانی مشترکی میان جمهوریخواهان و دموکراتها پدید آمده است؛ نگرانی از اینکه رئیسجمهور آمریکا برای دستیابی به این توافق، امتیازهای بیش از اندازهای واگذار کرده باشد. در کنار این دغدغه، تردیدهای گستردهای نیز درباره میزان دوام و پایداری توافق وجود دارد؛ هرچند بسیاری از ناظران و بازیگران سیاسی از احتمال پایان دائمی درگیریها ابراز خرسندی و آسودگی میکنند.
مجموعه این ابهامها و نگرانیها، ادعای دونالد ترامپ مبنی بر دستیابی به یک پیروزی تاریخی را با چالش مواجه کرده و نشان میدهد که آرامش نسبی اقتصاد جهانی پس از توقف درگیریها، همچنان ماهیتی شکننده و ناپایدار دارد. در سطحی کلانتر، این تنشها بار دیگر توجهها را به موضوعی جلب کردهاند که منتقدان ترامپ از آن بهعنوان یک خطای راهبردی یاد میکنند؛ یعنی تصمیم رئیسجمهور آمریکا برای آغاز رویارویی که اکنون جای خود را به مجموعهای از پیامدهای پیچیده، آشفته و احتمالاً بلندمدت داده است.
با این وجود، این تفاهمنامه همچنان مهمترین و واقعبینانهترین امید برای جلوگیری از بازگشت به درگیری به شمار میرود؛ درگیری ویرانگری که میتواند به کشته شدن شمار بیشتری از افراد بینجامد، کشورهای حاشیه خلیج فارس را بار دیگر به عرصه رویارویی و بیثباتی بکشاند و اقتصاد جهانی را با شوکها و تکانههای تازه مواجه سازد. چنین سناریویی بهاحتمال زیاد موجب افزایش دوباره قیمت انرژی و کالاها خواهد شد و فشار بیشتری را بر مصرفکنندگانی وارد میکند که همین اکنون نیز برای تأمین هزینههای زندگی روزمره خود با چالشهای اقتصادی روبهرو هستند.
در عین حال، هرچند منتقدان دموکراتِ ترامپ همچنان بر آنچه ناکامیهای راهبردی دولت او میخوانند تأکید دارند، اما واقعیت آن است که یک منفعت ملی مهم برای ایالات متحده در حفظ این توافق نهفته است؛ منافعی که ایجاب میکند واشنگتن برای صیانت از آتشبس و دستیابی به بهترین نتیجه ممکن در مرحله نهایی مذاکرات، تلاش خود را ادامه دهد.
رئیسجمهور آمریکا همچنان نارضایتی عمیق خود از رفتار ایران را پنهان نمیکند و بار دیگر به همان الگوی تهدیدهایی بازگشته است که حتی در دوران اوج تنش نیز نتوانست تهران را به پذیرش و اجرای خواستههای واشنگتن وادار کند. ترامپ روز یکشنبه در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز با ادبیاتی تند هشدار داد که اگر ایران تنگه هرمز را بازگشایی نکند، شخصاً کنترل این گذرگاه راهبردی را در دست خواهد گرفت. با این حال، واقعیت آن است که هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی چنین اقدامی بهاندازهای سنگین است که ایالات متحده پیشتر نیز از اجرای آن خودداری کرده بود.
از همین رو، تهران ممکن است اعتبار و قابلیت اجرایی این تهدید را مورد تردید قرار دهد؛ بهویژه آنکه تجربه ماههای گذشته نشان داده است فاصله قابلتوجهی میان برخی هشدارهای لفظی و گزینههای عملیِ در دسترس واشنگتن وجود دارد.
تهران همچنین بهخوبی آگاه است که دونالد ترامپ با محدودیت زمانی قابلتوجهی روبهروست؛ چراکه او تلاش میکند پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، دستاوردهای اقتصادی و سیاسی ناشی از یک توافق صلح را به سرمایهای سیاسی برای دولت خود تبدیل کند. در همین چارچوب، محمدباقر قالیباف، از مقامات ارشد ایران، روز یکشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آیا هرگز به این فکر نمیکنند که اگر تهدیدهایشان واقعاً کارآمد بود، امروز به چنین سطحی از استیصال نمیرسیدند؟» این اظهارات نشان میدهد که تهران تمایلی ندارد روند مذاکرات را بهگونهای پیش ببرد که رئیسجمهور آمریکا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن، توافقی نهایی را بهعنوان یک پیروزی سیاسی در داخل آمریکا معرفی کند.
به نظر میرسد ایران در پی آن است که این پیام را منتقل کند که بقای نظام سیاسی کشور، آغازگر مرحلهای تازه در معادلات راهبردی خلیج فارس بوده است. در این چارچوب، اعلام بسته شدن تنگه هرمز با هدف افزایش فشار بر دولت ترامپ برای تضمین اجرای آتشبس در لبنان و جلوگیری از تداوم حملات اسرائیل علیه نیروهای حزبالله صورت گرفت.
از یک سو، تهران در حال آزمودن میزان توانایی دونالد ترامپ برای مهار بنیامین نتانیاهو و وادار کردن اسرائیل به پایبندی به توافقات موجود است و از سوی دیگر، تلاش میکند نشان دهد که همچنان قصد دارد نفوذ منطقهای خود را از طریق شبکه متحدانش حفظ کند. با این حال، هرچند دونالد ترامپ و جی. دی. ونس در روزهای اخیر انتقادهای کمسابقهای را متوجه اسرائیل کردهاند، رئیسجمهور آمریکا همزمان پیام هشدارآمیزی نیز برای تهران ارسال کرده است. ترامپ روز یکشنبه تهدید کرد که اگر ایران در مهار حزبالله و جلوگیری از تشدید تنشها نقش مؤثری ایفا نکند، با «ضربهای بسیار سخت» مواجه خواهد شد.
تجربه تاریخی نشان میدهد که اسرائیل غالباً تا واپسین لحظات پیش از اجرای آتشبس و حتی در برخی موارد پس از آغاز آن نیز به عملیات نظامی خود ادامه میدهد تا این پیام را منتقل کند که هرگز بر سر آنچه منافع حیاتی امنیت ملی خود میداند، مصالحه نخواهد کرد. در همین چارچوب، اسرائیل در روزهای جمعه و شنبه اهدافی را که مواضع حزبالله در لبنان توصیف کرد، هدف حملات خود قرار داد؛ با این حال، همزمان با آغاز مذاکرات در سوئیس، نوعی آتشبس شکننده و موقت برقرار شد که همچنان با ابهامها و تهدیدهای جدی مواجه است.
بنیامین نتانیاهو اکنون در موقعیتی پیچیده و دشوار قرار گرفته است. از یک سو، با فشارهای مستقیم دونالد ترامپ برای حفظ مسیر توافق و جلوگیری از تشدید تنشها روبهروست و از سوی دیگر، با مخالفت بخش قابلتوجهی از افکار عمومی و جریانهای سیاسی اسرائیل نسبت به توافقِ مورد حمایت رئیسجمهور آمریکا مواجه شده است. در عین حال، اصرار ایران بر توقف کامل درگیریها در لبنان نیز میتواند به یکی از گرههای اصلی مذاکرات تبدیل شود؛ مسئلهای که این منطقه را بار دیگر در معرض منازعات قرار میدهد.
در عین حال، تردیدهای عمیقی نیز نسبت به مفاد این تفاهمنامه وجود دارد. از جمله مهمترین موارد مورد مناقشه، تعلیق تحریمهای مربوط به صادرات انرژی و دارویی ایران در طول دوره ۶۰ روزه مذاکرات و همچنین ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای احیای اقتصاد ایران است؛ صندوقی که به گفته مقامهای آمریکایی قرار است با مشارکت و تأمین مالی قدرتهای منطقهای شکل بگیرد.
منتقدان دونالد ترامپ استدلال میکنند که رئیسجمهور آمریکا برای دستیابی به بازگشایی تنگه هرمز، بهای سنگینی پرداخت کرده و در عمل، بخشی از مهمترین اهرمهای فشار واشنگتن را پیش از آغاز مرحله حساس مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران واگذار کرده است. به باور این منتقدان، اعطای چنین امتیازهایی در شرایطی که مهمترین پروندههای اختلافی هنوز حلوفصل نشدهاند، میتواند قدرت چانهزنی آمریکا را در مراحل بعدی مذاکرات کاهش دهد و دست تهران را برای ورود به گفتوگوهای آینده با اعتمادبهنفس و انعطاف کمتر باز بگذارد.
با این حال، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از نزدیکترین متحدان سیاسی دونالد ترامپ، از رویکرد رئیسجمهور در قبال این تفاهمنامه دفاع کرد؛ هرچند خود او نیز نسبت به موفقیت نهایی این مسیر خوشبین به نظر نمیرسد. گراهام در گفتوگو با شبکه سیبیاس نیوز اظهار داشت: «اگر این تفاهمنامه نتواند مسیری دیپلماتیک برای حل بحران فراهم کند، تنها گزینههای باقیمانده، جنگ یا اشکال دیگری از اعمال فشار خواهند بود. بنابراین باید این فرصت را امتحان کنیم؛ باید به راهحل دیپلماتیک مجال دهیم و آن را بیازماییم.» او در ادامه با لحنی محتاطانه نسبت به سرنوشت مذاکرات تأکید کرد: «فکر میکنم این روند در نهایت شکست خواهد خورد.»
در مقابل، کوری بوکر، سناتور دموکرات ایالت نیوجرسی، این توافق با ایران را «شکستی فاجعهبار که محصول عملکرد خود ترامپ است» و نوعی «تسلیم کامل» توصیف کرد. او در گفتوگو با شبکه انبیسی نیوز با انتقاد شدید از مفاد تفاهمنامه اظهار داشت: «ایران همه مزایا را به دست میآورد؛ بهمعنای واقعی کلمه میلیاردها دلار نصیبش میشود، در حالی که آمریکا همچنان هزینه این وضعیت را میپردازد؛ از ۱۰۰ میلیارد دلاری که در جنگ هزینه کردیم گرفته تا افزایش سرسامآور هزینههای زندگی که امروز هر شهروند آمریکایی با آن روبهروست.»
چند روز پرتنش و آکنده از اختلاف نشان داده است که چشمانداز ترامپ برای دستیابی به خاورمیانهای دگرگونشده و حل پرونده هستهای ایران، دستکم در شرایط فعلی، همچنان آرزویی دور از دسترس است. این تحولات همچنین حاکی از آن است که بنبست راهبردیای که او با آغاز درگیری ایجاد کرد، اکنون با معمای مشابهی در مسیر صلح همراه شده است. اگر رویارویی نظامی نتوانست اهداف آمریکا را محقق کند، آغاز دشوار روند مذاکرات نشان میدهد که دستیابی به صلح نیز ممکن است به همان اندازه پیچیده و چالشبرانگیز باشد.