به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم: پایگاه خبری کانال 12 تلویزیون اسرائیل در مقالهای در این رابطه به چگونگی فروپاشیایدهای پرداخت که کشورهای عربی خلیج فارس به آن دل بسته بودند.
در این مقاله آمده است: تفاهم آتشبس بین ایالات متحده و ایران ممکن است شعلههای جنگ را خاموش کرده باشد، اما بادهای تنش در کشورهای عربی خلیج فارس همچنان میوزند.
پس از سالها تلاش برای آشتی و میلیاردها دلار هزینه برای خرید اسلحه، این کشورها خود را تنها مییابند.
این نظرات در قالب پادکستی تحت عنوان از نگاه خلیج فارس منتشر و در آن به بررسی دیدگاه کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس در مورد تحولات نظامی و تشدید تنشها در منطقه به ویزه در سایه تجاوز آمریکایی اسرائیلی به ایران و پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن پرداخت.
در بخشی از آن میزان تاثیر گذاری این رویداد بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه بعد از آنکه سالها در توهم تحت الحمایگی ایالات متحده قرار داشتند میپردازد.
به زعم کارشناسان این برنامه جنگ اخیر و تشدید تنشهای منطقهای ناشی از آن، بحران عمیقی را در برداشتهای امنیتی که دههها بر سیاستهای کشورهای خلیج فارس حاکم بوده است، آشکار کرد. این کشورها که استراتژیهای خود را بر ترکیبی از مماشات با ایران و تکیه بر چتر نظامی آمریکا بنا نهاده بودند، طبق ارزیابیهای ارائه شده توسط محققان اسرائیلی، خود را با واقعیتی کاملاً متفاوت یافتند که مهمترین آن این بود که ایالات متحده تمایلی به تحمل هزینه کامل دفاع از متحدان خلیج فارس خود ندارد.
تخمین زده میشود که کشورهای خلیج فارس با احساس آسیبپذیری بیشتر و اعتماد کمتر به ترتیبات امنیتی که دههها به آنها متکی بودهاند، از این بحران بیرون آمدند.
کارشناسان صهیونیست در این قسمت اعلام کردند: که کشورهای خلیج فارس ثبات منطقهای را سنگ بنای پروژههای اقتصادی و توسعهای خود میدانند. در طول دهههای گذشته، این کشورها منابع عظیمی را در توسعه زیرساختها، تنوعبخشی به اقتصاد خود، جذب سرمایهگذاری خارجی و تقویت بخشهای گردشگری و خدمات خود سرمایهگذاری کردهاند.
از این منظر، دولتهای خلیج فارس هرگونه تشدید نظامی در مقیاس بزرگ را تهدیدی مستقیم برای این دستاوردها میدانند. جنگها و درگیریهای طولانی منجر به کاهش اعتماد سرمایهگذاران، افزایش هزینههای بیمه و حمل و نقل و تضعیف کلی فعالیت اقتصادی میشود.
از زمان اولین جنگ خلیج فارس در سال 1991، کشورهای حوزه خلیج فارس معتقد بودهاند که حضور نظامی آمریکا و قراردادهای تسلیحاتی گسترده میتواند امنیت آنها را در برابر هرگونه تهدید منطقهای تضمین کند.
این کشورها صدها میلیارد دلار برای خرید سلاحهای آمریکایی، میزبانی پایگاههای نظامی و تقویت همکاری استراتژیک خود با واشنگتن هزینه کردهاند، بر اساس این باور که ایالات متحده به طور خودکار برای محافظت از آنها در هر رویارویی بزرگی مداخله خواهد کرد.
با این حال، جنگ اخیر یک سوال اساسی را در جوامع خلیج فارس زنده کرده است: این کشورها در ازای این همه پول چه چیزی به دست آوردهاند؟
طبق این گفتگو، شهروندان خلیج فارس احساس کردند که با وجود حضور پایگاههای آمریکایی و سیستمهای دفاعی پیشرفته در خاک خود، در مواجهه با تهدیدات تنها گذاشته شدهاند. همچنین پس از تحولاتی که نشان داد واشنگتن ممکن است درگیری را آغاز کند یا حمایت سیاسی ارائه دهد، اما همیشه آماده نیست که وقتی هزینه خیلی بالا میرود، هزینه کامل دخالت را بپردازد، سوالاتی در مورد اثربخشی چتر امنیتی آمریکا مطرح شده است.
این قسمت توضیح میدهد که کشورهای خلیج فارس، با وجود اختلافات سیاسی و امنیتی قابل توجه، ایران را به عنوان یک همسایه مهم منطقهای و یک قدرت تأثیرگذار در منطقه میبینند.
این کشورها نگرانند که تشدید تنش میتواند کل منطقه را به یک میدان نبرد باز تبدیل کند و بر امنیت دریایی، ایمنی زیرساختهای حیاتی و تجارت بینالمللی و ترافیک هوایی تأثیر بگذارد.
کشورهای خلیج فارس خود را با یک معادله پیچیده روبرو میبینند: حفظ روابط استراتژیک خود با ایالات متحده و شرکای بینالمللیشان و در عین حال اجتناب از دخالت مستقیم در هرگونه رویارویی نظامی که میتواند آنها را هدف حملات یا عملیات تلافیجویانه قرار دهد.
در بخش دیگری از این پادکست کارشناسان صهیونیست اعلام کردند: شاید بزرگترین ضربه به الگویی که امارات متحده عربی و به ویژه دبی ارائه میداد، وارد شد.
کارشناسان صهیونیست افزودند: برای دههها، امارات متحده عربی خود را به عنوان یک استثنا در خاورمیانه معرفی میکرد؛ جزیرهای از ثبات و رفاه، جدا از درگیریهای منطقه نشان میداد.
دبی توانسته بود خود را به یک قطب جهانی برای سرمایهگذاری، گردشگری و خدمات مالی تبدیل کند، بر اساس این فرض که توسعه اقتصادی میتواند از آشفتگیهای سیاسی اطراف فراتر رود.
اما جنگ اخیر محدودیتهای این فرض را آشکار کرد.
سرمایهگذاری که موشکها و پهپادها را در حال عبور از آسمان منطقه میبیند، دیگر تفاوتی بین مرزهای ملی قائل نخواهد شد.
و گردشگری که به دنبال امنیت است، ممکن است وقتی احساس کند که کل خلیج فارس به بخشی از صحنه تنشهای منطقهای تبدیل شده است، در مورد مقصد خود تجدید نظر کند.
بنابراین، تصویری که دبی از خود به عنوان منطقهای منزوی از بحرانهای خاورمیانه ساخته بود، به شدت متزلزل شده است. رویدادها نشان دادهاند که موقعیت جغرافیایی را نمیتوان با پروژههای املاک و مستغلات، آسمانخراشها یا مناطق تجاری بینالمللی جبران کرد.
به همین دلیل، اکثر پایتختهای خلیج فارس سیاستی محتاطانه مبتنی بر ایجاد تعادل بین تعهدات امنیتی خود و منافع ملی مرتبط با ثبات اقتصادی و امنیتی اتخاذ میکنند.
این قسمت تأکید میکند که تأثیر اقتصادی یکی از برجستهترین منابع نگرانی برای کشورهای خلیج فارس است. ادامه درگیریهای نظامی منجر به موارد زیر میشود:
* افزایش هزینههای حمل و نقل و بیمه دریایی.
* کاهش سرمایهگذاری خارجی.
* افزایش عدم قطعیت بازار.
* تأثیر بر بخشهای گردشگری و هوانوردی.
* تهدیدهایی برای برنامههای توسعه بلندمدت.
این خطرات به ویژه برای کشورهایی که به نقش خود به عنوان مراکز مالی و تجاری جهانی متکی هستند، قابل توجه است.
این ماجرا نشان میدهد که کشورهای حوزه خلیج فارس به جنگ و تنشهای منطقهای از منظری متفاوت از طرفهای درگیر مستقیم در این درگیری نگاه میکنند. در حالی که قدرتهای متخاصم بر اهداف نظامی و سیاسی تمرکز دارند، پایتختهای خلیج فارس مشغول حفظ ثبات و محافظت از دستاوردهای اقتصادی و توسعهای خود هستند.
و در پایان نتیجه گیری میکنند: جنگ اخیر، بحرانی عمیق در الگوی امنیتی و سیاسی اتخاذ شده توسط کشورهای خلیج فارس برای دههها را آشکار میکند.
چتر امنیتی آمریکا تا بن دندان متزلزل شده و الگوی اقتصادی که دبی و امارات متحده عربی نمونه آن هستند، با آزمون سختی روبرو شده و شکنندهتر از آن چیزی است که قبلاً تصور میشد.
بدون هیچ جایگزین استراتژیک روشنی در افق، کشورهای خلیج فارس خود را مجبور به بازگشت به همان سیاستهایی میبینند که قبلاً دنبال میکردند، اما بخش زیادی از اطمینانی را که آینده امنیتی و اقتصادی خود را بر آن بنا نهاده بودند، از دست دادهاند.
انتهای پیام/