در روزهای جنگ، وقتی ترس و اضطراب کودکان بالا میرود، عروسکها و بازیهای نمایشی میتوانند پلی به سوی امنیت و آرامش باشند. این ابزارها نه تنها به کودک اجازه میدهند احساساتش را بیان کند، بلکه آموزش مهارتهای حیاتی مانند پناه گرفتن و واکنش در شرایط خطر را به شکلی بازیمحور و مؤثر ممکن میسازند.
عروسکها مانند یک رابط ارتباطی امن در شرایط بحرانی عمل میکنند و کودکان میتوانند احساسات خود را از طریق شخصیت عروسک بیان کنند. این فرایند، در قالب بازی نمایشی، به کودک اجازه میدهد تا احساساتش را به صورت انتزاعی و ایمن بیان کند، بدون اینکه احساس شرمندگی یا خطر کند. این روش بر اساس نظریات روانشناسی در رواندرمانی کودک مورد استفاده قرار میگیرد و والدین باید از عروسک به عنوان ابزاری برای کمک به بیان احساسات و درونیات کودک استفاده کنند.
والدین باید به احساساتی که از زبان کودک بیان میشود واکنش مناسب نشان دهند و به شخصیتی که کودک برای عروسک قائل است احترام بگذارند. در شرایط جنگ و ناآرامیهای فعلی میتوان از عروسک برای شناساندن مفهوم فضای امن و انتقال مفاهیم مربوطه کمک گرفت. اولیا میتوانند از عروسک برای ایجاد «فضای گفتوگوی امن» استفاده کنند و از طریق آن، مفاهیم رفتاری مناسب مانند پناه گرفتن و مکان امن را در شرایط جنگی به کودک آموزش دهند.
خانواده نباید از طریق اسباببازی مفاهیم سنگین را در مورد جنگ به کودک منتقل کند، بلکه باید فضایی امن و باز فراهم کند تا کودک بتواند خودش از طریق بازی سوالات یا احساساتش را بیان کند. اگر کودک سوال کرد، میتوان با استفاده از عروسکها پاسخ داد که توضیحات کوتاه، ساده و متناسب با سن باشد. نباید درباره خشونت یا جنگ، جزئیات خشنی به کودک داده شود. استفاده از عروسک برای گفتوگو با کودک مضطرب، یکی از موثرترین روشهای غیرمستقیم در روانشناسی کودک است.
میتوان از تکنیک «گوشِ شنوا» یا عروسکِ رازدار استفاده کرد و به کودک گفت که عروسکش یک قدرت جادویی دارد و آن هم شنیدن غصهها بدون قضاوت است. توجه به این نکته ضروری است که اگر کودک در بازی با عروسک، صحنههای خشنی را بازسازی کرد یا حرفهای عجیبی زد، پدر و مادرها او را دعوا یا اصلاح نکنند. اجازه دهند بازی تمام شود. این بازی دریچهای است به دنیای درونی او و مانع خشم کودک در بازی نباید شد.
بازیهای نمایشی یکی از کلیدیترین و مؤثرترین ابزارها در روانشناسی کودک برای بازسازی احساس امنیت هستند که روانشناسان آن را «زبان طبیعی کودک» مینامند. به این ترتیب میتوان نقش کودک را از «قربانی منفعل» به «قهرمان فعال» تبدیل کرد. در دنیای واقعی، کودک احساس عجز و ناتوانی میکند، اما در بازیِ نمایشی کودک کارگردان است و حس کنترل بر محیط را به او برمیگرداند که پایه و اساس امنیت است. بازی نمایشی به تخلیۀ هیجانی کودک در فضای امن کمک میکند و باعث میشود واقعۀ هولناک، ابهت و ترسناکیاش را از دست بدهد.
آموزش مستقیم و دستور دادن در زمان استرس، کارایی و اثربخشی پایینی دارد، اما بازی، لایههای دفاعی مغز را کنار میزند. والدین میتوانند در بازیهای نمایشی، سناریوهایی را بچینند که به امنیت ختم میشود؛ مثلا بازی «ساخت پناهگاه محکم» با بالشها. وقتی بازی با نجات یافتن یا رسیدن به آرامش تمام میشود، مغز کودک سیگنالهای امنیت دریافت میکند و سیستم عصبی او از حالتِ «جنگ و گریز» خارج میشود. اگر کودک صحنههای تکراری و شاید خشن را بازی میکند، نگران نشوند؛ او در حال کار کردن روی ترسهایش است.
استفاده از بازی نمایشی برای آموزش مفاهیم حیاتی مانند پناه گرفتن یا رفتن به موقعیت امن بسیار مؤثر است. در ادامه چند شیوه کاربردی برای انتقال این مفاهیم پیشنهاد میشود:
در این بازی، به جای اینکه به کودک گفته شود «وقت خطر برو زیر میز»، پدر و مادر یک بازی راه بیندازند که در آن باید خانهای امن برای عروسکها بسازید. به این ترتیب کودک بدون اینکه بترسد همراه با عروسک، مسیر رسیدن به نقطه امن خانه را بارها تمرین میکند.
برای آموزش واکنش به آژیر یا صداهای بلند، اولیا میتوانند از بازیهای شنیداری استفاده کنند. به این ترتیب که پدر یا مادر صدایی شبیه آژیر درمیآورد و عروسک باید بلافاصله به سمت جای امن بدود. به کودک گفته شود: «هر وقت این صدا را شنیدی، یعنی باید مثل خرگوش سریع بپریم توی لانهمان.» این کار باعث میشود در موقعیت واقعی، کودک به جای ساکن شدن از ترس، وارد فاز عملیات شود.
این تکنیک برای آمادگی پیش از بحران است و آموزش این را که چه وسایلی ضروری هستند میتوان با این بازی انجام داد. در این بازی کودک یاد میگیرد وسایل ضروریاش را بشناسد و در صورت نیاز، آنها را سریع بردارد.
این بازی برای اینکه کودک از دیدن جراحت یا نیروهای امدادی نترسد اهمیت دارد. در این بازی عروسکها آسیب دیدهاند و کودک باید نقش امدادگر را بازی کند. او یاد میگیرد چطور با آرامش به دیگران کمک کند، چطور زخمهای فرضی را ببندد و چطور با تلفن فرضی به بقیه زنگ بزند. این کار حس کارآمدی را در کودک تقویت میکند.
مغز در زمان خطر به عادتها برمیگردد. بهتر است اولیا این بازیها را وقتی حال کودک خوب است، مکرر انجام دهند تا به «رفتار خودکار» تبدیل شوند. همچنین ضروری است عروسک در این بازیها موفق شود به جای امن برسد. این پایانِ خوش، حس امنیتِ روانی کودک را بازسازی میکند.
خلاصه اینکه بازی نمایشی، «مانورِ عملیاتی» ذهن کودک است. هر چه در بازی تمرین کند، در واقعیت با تسلط بیشتری انجام خواهد داد.