
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، نمایش «رویای آمریکایی» به کارگردانی علی حضرتی، پس از برقراری آتشبس در جنگ تحمیلی اخیر، از ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ دوباره به صحنه مجموعه تئاتر لبخند برگشته است.
«رویای آمریکایی»، روایتی است از خانواده وینگفیلد در دهه ۳۰ آمریکا، که به رویاهای از دست رفته و زندگی تباه شده اعضای آن میپردازد؛ رویاها و آرزوهایی که توسط مادر خانواده برای بچهها منع شده است و حالا توسط آنها بروز داده میشود.
این اثر برداشتی هجوآمیز با نگرش کمدی سیاه و پارودی از نمایشنامه «باغ وحش شیشهای» به نویسندگی تنسی ویلیامز و ترجمه حمید سمندریان است.
علی حضرتی، کارگردان نمایش «رویای آمریکایی»، درباره شکلگیری این اثر میگوید: «این کار سومین تجربه من در تئاتر و اولین اجرای عمومیام است. از ابتدا برایم مهم بود که سراغ متنی بروم که هم ظرفیت اجرایی داشته باشد و هم اجازه تجربهگری بدهد. حدود دو سال پیش با گروهمان جلساتی داشتیم و ایدههای مختلفی را بررسی کردیم. دنبال نمایشی بودیم که تعداد پرسوناژهایش محدود باشد و بتوانیم با تمرکز بیشتری روی روابط کار کنیم. در عین حال، میخواستیم متن مدرن باشد تا دستمان برای تغییر و دراماتورژی باز باشد.»
او درباره انتخاب نمایشنامه «باغوحش شیشهای» نوشته تنسی ویلیامز توضیح میدهد: «این متن به خاطر ساختارش برای ما جذاب بود. حضور راوی، شکستن دیوار چهارم و نوع روایت خاطرهمحور آن باعث شد احساس کنیم میتوانیم جهان تازهای از دلش بیرون بیاوریم. از همان ابتدا تصمیم گرفتیم صرفاً اجراکننده متن نباشیم، بلکه آن را بازخوانی کنیم. بخشهایی را حذف کردیم، ریتم بعضی صحنهها را تغییر دادیم و حتی شخصیت پدر را که در متن اصلی حضوری فیزیکی ندارد، به صحنه آوردیم.»
این کارگردان درباره ایده حضور پدر در صحنه میگوید: «در یکی از تمرینها ناگهان به ذهنم رسید که چرا پدر فقط در قاب عکس باشد؟ چرا او را وارد صحنه نکنیم؟ این ایده را با گروه مطرح کردم. در ابتدا کمی تردید وجود داشت، اما وقتی شروع کردیم به آزمون و خطا، دیدیم حضور یک پدر که صرفاً با بدن و میزانسن کار میکند، میتواند هم بار دراماتیک و هم بار کمیک ایجاد کند. امروز یکی از بیشترین بازخوردهای مثبت اجرا مربوط به همین شخصیت است.»
او با اشاره به اینکه روند تولید کاملاً کارگاهی بوده است، میافزاید: «خیلی از موقعیتها در طول تمرین شکل گرفت. بازیگران فقط مجری نبودند؛ آنها پیشنهاد میدادند، دیالوگها را جابهجا میکردند و حتی در طراحی کوریوگرافیها مشارکت داشتند. ما متن را بارها بازنویسی کردیم تا به چیزی برسیم که با جهان ذهنیمان هماهنگ باشد. به همین دلیل است که میگویم «رویای آمریکایی» صرفاً یک اقتباس نیست، بلکه حاصل یک فرآیند جمعی است.»
علی حضرتی در واکنش به پرسش پایانی ما درباره فضای کمدی اثر، پاسخ میدهد: «از ابتدا میدانستیم که میخواهیم به سمت کمدی سیاه برویم. من و گروه سالهاست به ادبیات و سینمای مدرن علاقه داریم. نویسندگانی مثل چارلز بوکوفسکی، ریچارد براتیگان و دیوید فاستر والاس برایمان الهامبخش بودهاند؛ همان طنز تلخ و موقعیتهای بهظاهر احمقانهای که ناگهان معنایی عمیق پیدا میکنند. در سینما هم از جهان فیلمسازانی مثل کوئنتین تارانتینو و مارتین مکدونا تأثیر گرفتهایم.»