نیویورک تایمز: جنگ با ایران پایان ترامپیسم را رقم زده است

مشرق نیوز شنبه 08 فروردین 1405 - 16:46
این گفتگو حائز نکات مهمی درباره وضعیت کنونی جنبش «ترامپیسم»، به ویژه بعد از حماقت بزرگ ترامپ در حمله به ایران است.

به گزارش سرویس جهان مشرق، پادکست روزنامه نیویورک تایمز روز جمعه(27 مارس) گفتگویی با کریستوفر کالدوِل، یکی از چهره‌های مطرح جریان راستگرا(به عنوان بدنه‌ی اصلی طرفداران ترامپ) انجام داد. این گفتگو حائز نکات مهمی درباره وضعیت کنونی جنبش «ترامپیسم»، به ویژه بعد از حماقت بزرگ ترامپ در حمله به ایران است.

نیویورک تایمز: جنگ با ایران پایان ترامپیسم را رقم زده است

در اینجا خلاصه‌ای از گفتگوی ازرا کلین با کریستوفر کالدول در پادکست نیویورک تایمز ارائه می‌شود. بحث حول محور مقاله اخیر کالدول در نشریه اسپکتیتور با عنوان «پایان ترامپیسم» شکل می‌گیرد.

کالدول در آن مقاله استدلال می‌کند که حمله به ایران (اشاره به تنش‌های نظامی دوره دوم ترامپ) چنان با خواست پایگاه حامیان ترامپ و برداشت آنها از منافع ملی در تضاد است که می‌تواند پایان ترامپیسم را به عنوان یک «پروژه» رقم بزند. کلین این ادعا را نقطه شروع بحث قرار می‌دهد.

تعریف ترامپیسم: فراتر از دونالد ترامپ؟

کلین از کالدول می‌پرسد که خود ترامپیسم را چگونه تعریف می‌کند. کالدول تمایز مهمی قائل می‌شود: او بین ماگا (MAGA) به عنوان هسته سخت طرفداران ترامپ که در هر شرایطی از او حمایت می‌کنند، و «ترامپیسم» به عنوان یک پروژه حاکمیتی که پتانسیل تغییرات اساسی را دارد، تفاوت قائل است. به گفته او، ترامپ تمایلی به ارائه یک برنامه حکومتی مدون ندارد، اما در هسته ترامپیسم چند موضوع کلیدی وجود دارد:

نابرابری: احساس بی‌عدالتی ناشی از عملکرد اقتصاد جهانی که به ضرر طبقات پایین‌تر تمام می‌شود.

برنامه‌های دولت: مانند اقدامات مثبت (Affirmative Action)

آزادی بیان و مسائل فرهنگی: از جمله مخالفت با جنبش وُک (Woke) و موضوعات مرتبط با ترنس‌ها.

جنگ:کالدول معتقد است که مخالفت با جنگ عراق، نقطه اتکای مهمی برای روسای جمهور پیشین بوده و برای ترامپ نیز، تعهد به عدم درگیری در جنگ‌های بزرگ، محدودیتی برای پیشبرد برنامه‌های او ایجاد کرده بود. به نظر او، ورود به جنگ این محدودیت را از میان برده است.

کلین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اساساً ترامپیسمی فراتر از خود ترامپ وجود دارد یا او خود تجسم این جریان است و پایگاهش او را تا هر جایی که برود، دنبال می‌کند. کالدول با اشاره به آمارها خاطرنشان می‌کند که پایگاه سخت «ماگا» حدود ۳۶ درصد از جامعه را شامل می‌شود و این اندازه به ترامپ اجازه نمی‌دهد هر اقدامی را بدون هزینه انجام دهد.

ترامپیسم به مثابه پروژه «بازسازی دموکراتیک»

کالدول ترامپیسم را «پروژه‌ای برای بازسازی دموکراتیک» توصیف می‌کند. از نظر او، این جنبش واکنشی است به تسلط دولت عمیق (Deep State) و نهادهای نخبه‌گرایی مانند دانشگاه‌های برتر (هاروارد و ییل) که قدرت تصمیم‌گیری را از دست مردم خارج کرده‌اند. ترامپ وعده بازگشت به دولتی را داد که پاسخگوی آرای مردم باشد؛ جایی که روسای جمهور بتوانند کل بدنه اجرایی را پاکسازی کرده و دولت را حول محور خواست رای‌دهندگان سازماندهی کنند.

در مقابل، کلین به تضادهایی در این تصویر اشاره می‌کند: ترامپ، میلیاردری که مالیات‌هایش به نفع ثروتمندان بوده، با کمک ایلان ماسک (ثروتمندترین مرد جهان) به قدرت رسیده و خود و اطرافیانش به سرعت در حال انباشت ثروت بیشتر هستند. کالدول می‌پذیرد که این موضوع به ترامپ آسیب می‌زند و به کنفرانس خبری مرکز کِنِدی اشاره می‌کند که در آن ترامپ آشکارا به ثروت‌های کلان حامیانش می‌بالید.

آیا جنگ ایران، خط پایان ترامپیسم است؟

کلین به سراغ ادعای اصلی کالدول می‌رود: چرا جنگ ایران تا این حد برای ترامپیسم خطرناک است؟ به خصوص که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند پایگاه اصلی ترامپ همچنان پشت سر اوست.

کالدول پاسخ می‌دهد که تعهد به «جنگ‌نکردن» یک قاعده مستثنی‌کننده (ruling out) برای ترامپ بود. حامیانش می‌دانستند او اقدامات دیوانه‌وار زیادی انجام می‌دهد، اما باور داشتند حداقل مرز جنگ را رد نمی‌کند. شکستن این تابو، کلید اعتماد آنها را از بین می‌برد و حمایت از ترامپ را به معامله‌ای کاملاً متفاوت تبدیل می‌کند.

او به واکنش چهره‌های شاخصی مانند جو روگان، تاکر کارلسون و مگان کلی اشاره می‌کند که با ناباوری به این اقدام واکنش نشان دادند. از نظر کالدول، این افراد نماد ترامپیسم فراتر از هسته سخت هستند. در مقابل، شبکه فاکس نیوز که ترامپ بیننده پروپاقرص آن است، سال‌ها طبل جنگ با ایران را کوبیده است.

کلین این بحث را به موضوع پیچیده‌تری پیوند می‌زند: آیا ترامپ اکنون خود تبدیل به «نهاد» شده است؟ یا هنوز این خطر وجود دارد که او توسط نهادهای سنتی (مانند بنی‌نتانیاهو و لیندزی گراهام) منحرف شود؟ کالدول تأکید می‌کند که شواهدی از فساد مالی و انباشت ثروت شخصی در اطراف این جنگ وجود دارد (مانند سرمایه‌گذاری جرد کوشنر، داماد ترامپ، در صندوق‌های تحت حمایت عربستان)، و این نگرانی وجود دارد که افرادی که از طریق چنین سازوکارهای غیرمنظمی به قدرت رسیده‌اند، کشور را وارد جنگی کرده‌اند که مطلوب مردم نیست.

ترامپ: دموکراسی‌خواه یا اقتدارطلب؟

بخش مهمی از گفتگو به این پرسش اختصاص دارد که آیا ترامپ نماد «اراده مردم» است یا خیر. کلین به این نکته اشاره می‌کند که ترامپ هرگز نتوانسته آرای اکثریت مردم را جلب کند، طرح‌های مالیاتی اش نامحبوب بوده و تلاش کرد نتیجه یک انتخابات آزاد را واژگون کند. کالدول در پاسخ می‌گوید که او توسط افرادی انتخاب شد که احساس می‌کردند از فرآیند تصمیم‌گیری طرد شده‌اند و او را پاسخی به این مشکل می‌دانستند.

کلین با این دیدگاه مخالف است و معتقد است ترامپ بیش از آنکه ابزاری برای دموکراسی باشد، رهبری قطبی است که بخشی از جامعه را به خوبی نمایندگی می‌کند و بقیه را نه. کالدول در مقابل می‌گوید که در شرایط کنونی، روسای جمهور به سختی می‌توانند همه را راضی کنند.

در پاسخ به این اتهام که ترامپ به دنبال اقتدارگرایی است، کالدول می‌گوید ترامپ بیشتر شبیه فردی است که به دنبال گرفتن امتیاز (مثل هواپیما، قراردادهای تجاری) از نظام است تا فردی به دنبال انسجام قدرت. او معتقد است ترامپ حکومت خرده‌فروشی (retail governance) می‌کند؛ به جای اصلاحات ساختاری، با هر نهاد (مثل دانشگاه‌ها) به صورت جداگانه معامله می‌کند.

دولت اداری در برابر اراده رهبری

کلین با اشاره به کتاب خودش (Abundance) می‌گوید که نقدی بر کُندی و رَویه‌زدگی دولت اداری وجود دارد، اما این نهادها همچنین حافظ تجربه و تخصصی هستند که مانع از بروز فاجعه می‌شوند. کالدول می‌پذیرد که دولت اداری مزایایی دارد، اما به حدی گسترش یافته که بسیاری از مردم احساس می‌کنند تأثیری بر سرنوشت کشور ندارند.

آنها درباره تجربه داگ (DOGE) یعنی «اداره کارآمدی دولت» که ترامپ در اوایل دور دوم ریاست جمهوری خود راه انداخت و ایلان ماسک را مسوول آن کرد و تلاش برای تضعیف روحیه کارمندان دولت گفتگو می‌کنند. کالدول معتقد است هدف اصلی این تلاش‌ها، خنثی‌سازی پایگاه دموکرات‌ها در بدنه دولت بود، نه صرفه‌جویی واقعی.

چشم‌انداز: شکاف میان اراده و عمل

کلین می‌پرسد اگر ترامپیسم احیا شود، چه شکلی خواهد داشت. کالدول پاسخ می‌دهد که احیای ترامپیسم وابسته به موفقیت اقتصادی است: ایجاد یک بازار کار فشرده با رشد دستمزد برای اقشار کم‌درآمد و اجرای سیاست تعرفه‌ای که بدون برهم زدن شدید تجارت جهانی، به تولید داخل کمک کند.

در پایان، کلین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا کالدول هنوز نسبت به شکست ترامپیسم اطمینان دارد یا نه. کالدول با اشاره به رفتار ترامپ در قبال مرگ راب راینر (کارگردان آمریکایی) که او را فردی «دیوانه» خطاب کرد، معتقد است چنین رفتارهایی نشان‌دهنده عدم احترام به ارزش‌های انسانی است و این موضوع، به ویژه در مسائل مرگ و زندگی مانند جنگ، می‌تواند به مرور اعتماد پایگاه را فرسایش دهد. او می‌گوید حامیان ترامپ شاید این رفتارها را دوست نداشته باشند، اما جایی برای رفتن ندارند و این شکاف ممکن است به یکباره و به صورت جهش‌وار (quantum movement) خود را نشان دهد

منبع خبر "مشرق نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.