
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، برمک بیات کارشناس ارشد رسانه در یادداشتی نوشت؛ در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری به نهادهای بیطرف بینالمللی برای مهار بحرانها نیاز دارد، اظهارات اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نهتنها کمکی به کاهش تنشها نکرده، بلکه خود به بخشی از نگرانیهای فزاینده بدل شده است.
وقتی عالیترین مقام یک نهاد فنی، در سخنانی کمسابقه بدون در نظر گرفتن و محکوم کردن تجاوز رژیم آمریکا و رژیم صهیونی به ایران، از این میگوید که «هیچ جنگی جز جنگ هستهای نمیتواند تواناییهای یک کشور را از بین ببرد»، این صرفاً یک تحلیل نظری نیست؛ این نوع بیان، در فضای ملتهب بینالمللی، حامل پیامهایی است که میتواند بهشدت خطرناک تفسیر شود. حتی اگر نیت، هشدار باشد، نتیجه عملی چنین ادبیاتی چیزی جز عادیسازی گفتوگو درباره سناریوهای فاجعهبار نیست، سناریوهایی که اساساً فلسفه شکلگیری سازمان ملل متحد برای جلوگیری از آنها بوده است.
مسئله فقط یک جمله یا یک مصاحبه نیست. مسئله، روندی است که در آن، مرز میان «گزارش فنی» و «جهتگیری سیاسی» بهتدریج کمرنگ شده است. در قبال برنامه هستهای ایران که تا کنون تحت شدیدترین نظارتهای بازرسازن آژانس بوده است، آنچه انتظار میرود، دقت، بیطرفی و اتکا به دادههای راستیآزماییشده است؛ نه ادبیاتی که بتواند بهراحتی به ابزار فشار و حتی توجیه اقدامات خصمانه تبدیل شود.
تجربه نشان داده است که هرگاه نهادهای بینالمللی از جایگاه حرفهای خود فاصله گرفتهاند، بازیگران سیاسی آمادهاند تا از همین شکاف بهرهبرداری کنند. در چنین بستری، مواضع چهرههایی مانند نتانیاهو و ترامپِ جنایتکار، معنایی فراتر از یک اختلاف دیپلماتیک پیدا میکند و به مسیری برای تشدید تنشها بدل میشود.
از همین رو، نقد امروز متوجه یک شخص نیست، بلکه متوجه جایگاهی است که باید نماد اعتماد جهانی باشد. مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اگر نتواند مرزهای بیطرفی را حفظ کند، نهتنها اعتبار شخصی خود، بلکه سرمایه اعتماد به این نهاد را نیز به خطر میاندازد.
واقعیت این است که جهان، بیش از هر چیز، به صداهایی نیاز دارد که آتش بحران را خاموش کنند، نه آنکه به عنوان پادوی کاخ سفید، بر آتش آن بیفزایند. بازگشت به اصول حرفهای، پرهیز از اظهارات قابل سوءبرداشت، و پایبندی کامل به مأموریت فنی، حداقل انتظاری است که از چنین جایگاهی میرود.
در غیر این صورت، این پرسش بهطور جدی مطرح خواهد شد: آیا مدیریت فعلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان در مسیر مأموریت اصلی این نهاد حرکت میکند، یا نیازمند بازنگری اساسی برای حفظ اعتبار و کارآمدی آن است؟