به گزارش خبرنگار مهر، رسانهها در منازعات و بحرانهای بینالمللی صرفاً انتقالدهنده اطلاعات نیستند، بلکه از طریق انتخاب، اولویتبندی و چارچوببندی اخبار، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به ادراک عمومی از رویدادها ایفا میکنند. در عصر ارتباطات جهانی، برداشت افکار عمومی از یک بحران نظامی تا حد زیادی نتیجه نحوه بازنمایی آن در رسانههاست. حمله اخیر ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران و بازتاب آن در رسانههای بینالمللی و شبکههای اجتماعی، نمونهای قابل توجه از این وضعیت است که بررسی آن از منظر حقوق بینالملل رسانه و تعهدات دولتها در حوزه گردش آزاد اطلاعات اهمیت ویژهای دارد.
در ادبیات مطالعات رسانه، مفهوم «چارچوببندی» (Framing) بیانگر آن است که رسانهها با برجستهسازی برخی ابعاد یک رویداد و کمرنگسازی یا حذف برخی دیگر، چارچوب تفسیری خاصی برای مخاطبان ایجاد میکنند. نظریه چارچوببندی که از سوی پژوهشگرانی مانند «رابرت ام. انتمن» (Robert M. Entman) ارائه و مورد توجه ویژه قرار گرفته است، نشان میدهد نحوه انتخاب تیترها، منابع خبری و حتی ترتیب ارائه اطلاعات میتواند برداشت مخاطبان از یک مسئله را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. به اعتقاد دانشمندان حوزه ارتباطات، در شرایط خاص نظیر مخاصمات نظامی، این فرآیند به بخشی از رقابت دولتها برای شکلدهی به روایت مسلط در افکار عمومی جهانی تبدیل میشود.
در کنار چارچوببندی روایت، یکی از پدیدههای مهم در پوشش رسانهای منازعات، «سانسور ساختاری» (Structural Censorship) و «سکوت رسانهای» (Media Silence) است. سانسور رسانهای لزوماً به معنای حذف مستقیم اطلاعات نیست، بلکه میتواند از طریق کاهش سطح پوشش خبری، حذف برخی تصاویر یا محدودسازی دسترسی خبرنگاران به منابع اطلاعاتی تحقق یابد. در بررسی پوشش رسانهای جنگ اخیر نیز نشانههایی از چنین الگوهایی در رسانههای تحت حمایت و نظارت تجاوزگران مشاهده میشود. بهعنوان نمونه، در حالی که بر اساس شواهد، قرائن و اطلاعات موثق، در پی حملات متقابل جمهوری اسلامی ایران، خسارات جدی و قابلتوجهی به پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه وارد شده است، بخش قابل توجهی از رسانههای جریان اصلی آمریکایی در این خصوص یا سانسور گسترده داشتهاند و یا با اطلاعرسانی محدود از کنار آن عبور نمودهاند. چنین وضعیتی در ادبیات مطالعات رسانه بهعنوان نوعی «فیلترینگ اطلاعاتی» (Information Filtering) تحلیل میشود.
البته وضعیتی مشابه در پوشش حملات متقابل ایران علیه اهداف مورد نظر در سرزمینهای اشغالی نیز به چشم میخورد. عموماً رسانههای رسمی اسرائیل و وابستگان به این رژیم درباره میزان تلفات نظامیان و خسارات وارده به برخی مناطق، از جمله شهرهایی مانند حیفا و تلآویو، اطلاعات محدودی منتشر کردهاند. بهگونهای که برخی خبرنگاران بینالمللی، نظیر خبرنگار مستقر شبکه BBC در سرزمینهای اشغالی، در گزارشهای زنده خود اعلام کردهاند که مقامات اسرائیلی محدودیتهایی برای پوشش رسانهای اصابت موشکها و پهپادها به اماکن دولتی و نظامی اعمال کرده و خبرنگاران را از انتشار جزئیات مربوط به این حملات منع نمودهاند. در همین زمینه بر اساس اخبار تایید شده رسمی، اخیرا خبرنگار یکی از شبکههای تلویزیونی هند که محل حمله به منزل مسکونی نتانیاهو را فاش کرده و خانه او را نشان داده بود توسط عوامل امنیتی رژیم دستگیر شده است. چنین اقداماتی نشان میدهد که کنترل جریان اطلاعات در شرایط فعلی به ابزاری برای مدیریت روایت رسانهای و جهتدهی به افکار عمومی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، در جریان این تجاوزات، حملاتی به برخی زیرساختهای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز انجام شده و مدل اطلاعرسانی رسانههای کشورهای متجاوز در این زمینه، با بزرگنمایی همراه بوده است. این در حالی است که از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، رسانهها و خبرنگاران اصولاً در زمره اشخاص و اموال غیرنظامی محسوب میشوند و بر اساس قواعد حاکم بر مخاصمات مسلحانه از حمایت ویژه برخوردارند. در همین چارچوب، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی به عنوان یکی از اصول بنیادین حقوق مخاصمات مسلحانه، طرفهای درگیر را ملزم میکند که در عملیات نظامی، میان اهداف نظامی مشروع و اشخاص یا اموال غیرنظامی تمایز قائل شوند. اگرچه این اصل در مقررات پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو نیز مورد تأکید قرار گرفته است، اما بررسی عملکرد رژیم صهیونیستی در جنگهای خود با فلسطین، لبنان و جنگ دوازده روزه و حمله به سازمان صدا و سیما نشان میدهد که این رژیم با بیتوجهی کامل به این اصل، همواره در حمله به تأسیسات رسانهای و اصحاب رسانه به گونهای








