عاشورا؛ در آیینه خیال صائب تبریزی

خبرگزاری ایسنا یکشنبه 14 تیر 1405 - 09:47
صائب تبریزی از طلایه‌داران سبک شعری هندی و یکی از شاعران برجسته ادبیات فارسی است که با سرودن اشعاری در قالب غزل، آداب و فرهنگ توده‌های مردم را منعکس کرده است و بی‌تردید وی با کمک سبک هندی تحول شگرفی در ادبیات شعری ایران به وجود آورده است و همین سبب شده است نه فقط در ایران که در سایر ملت‌ها هم طرفدارانی را پیدا کند.

بنابراین استفاده از فرهنگ توده مردم و وجود عنصر حیرت‌انگیز خیال شامل تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل از ویژگی‌های شاخص شعر صائب تبریزی است که با مددجستن از مضامین متنوع در جذب قلوب علاقه‌مندان به هنر شعری بسیار مؤثر و هوشمندانه به کار گرفته شده است.  

یکی از مفاهیم مورد استفاده این شاعر سبک هندی در سروده‌هایش، مضامین عاشورایی است که صائب آن را با بهره‌گیری از عنصر توصیف و استفاده از نوع روایت خاص خویش به زیبایی بیان کرده است.

در اصل در جهان شعری صائب تبریزی، جهان صحنه‌ای ناپایدار و آکنده از حیرت‌ و رنج است؛ اما با این وجود وی معتقد است از دل همین تلخی‌ها باید راهی به سوی معنا جست؛ بنابراین در جهان‌بینی این شاعر بزرگ واقعه عاشورا بر خلاف مرارت‌ها و غم‌هایش، نماد روشن حق‌طلبی و حقیقت‌جویی است و این همان درهم آمیختن خیال هنرمندانه با تامل انسانی است که در نظام شعری صائب جلوه می‌نماید.

وی در یکی از سروده‌هایش درباره عاشورا می‌نویسد:

چون آسمان کند کمر کینه استوار
کشتی نوح بشکند از موجه بحار
خون شفق ز پنجه خورشید می‌چکد
از بس گلوی تشنه‌لبان را دهد فشار
در چاه سرنگون فکند ماه مصر را
یعقوب را سفید کند چشم انتظار 
پور ابوتراب، جگرگوشه رسول
طفلی که بود گیسوی پیغمبرش مهار
روزی که پا به دایره کربلا نهاد
بشنو چه‌ها کشید ز چرخ ستم شعار
اول لبی که بوسه‌گه جبرئیل بود
بی‌آب شد ز سنگدلی‌های روزگار
رنگین ز خون شده‌ست ز بی‌رویی سپهر
رویی که می‌گذاشت بر او مصطفی عذار
عیسی در آسمان چهارم گرفت گوش
پیچید بس که نوحه در این نیلگون حصار
نتوان سپهر را به سرانگشت برگرفت
چون نیزه برگرفت سر آن بزرگوار
از بس که طائران هوا خون گریستند
از ماتم تو روی زمین گشت لاله‌زار
خضر و مسیح را به نفس زنده می‌کند
آن‌ها که در رکاب تو کردند جان، نثار
چون خاک کربلا نشود سجده‌گاه عرش
خون حسین ریخت بر آن خاک مشکبار

صائب تبریزی با روایت منحصربه فرد خویش از واقعه کربلا از امام حسین(ع) به عنوان ماه مصر یاد می‌کند که در چاه سرنگون شده و از سنگدلی‌های روزگار مورد ستم قرار گرفته است. وی در ادامه وسعت غمناکی واقعه عاشورا را تا اندازه‌ای بالا می‌داند که حضرت عیسی(ع) از اندوه نوحه‌های آن در آسمان چهارم گوش خود را گرفته تا شنوای آن نباشد.

صائب همچنین در یکی دیگر از شعرهایش گریزی به وضعیت روزگار می‌زند و سپس واقعه عاشورا را هم بخشی از نامردمی جهان به حساب آورده و بیان می‌کند:

خاکیان را از فلک، امید آسایش خطاست
آسمان با این جلالت، گوی چوگان قضاست
پرده خارست اگر دارد گلی این بوستان
نوش این غمخانه را در چاشنی زهر فناست
هر گداچشمی نباشد مستحق این نوال
درد و محنت، نزل خاص انبیا و اولیاست
درخور ظرف است اینجا هر دهان را لقمه‌ای 
ضربت تیغ شهادت، طعمه شیر خداست
نیست هر نخجیر لاغر، لایق فتراک عشق
آل تمغای شهادت خاصه آل‌عباست
کی دلش سوزد به داغ دردمندان دگر؟
چرخ کز لب‌تشنگان او شهید کربلاست
مظهر انوار ربانی، حسین‌بن علی
آنکه خاک آستانش دردمندان را شفاست
ابر رحمت، سایه‌بان قبه پرنور او
روضه‌اش را از پر و بال ملائک بوریاست
کور اگر روشن شود در روضه‌اش، نبود عجیب
کان حریم خاص مالامال از نور خداست
در ره دین هر که جان خویش را سازد فدا
در گلوی تشنه او آب تیغ، آب بقاست

شاعر در شعر ذکرشده شهادت را تنها لایق مردان حق می‌پندارد؛ از همین رو اگر در روضه حسین(ع) کور هم بینا شود تعجبی نخواهد بود؛ چراکه مجلس ذکر مصیبت ایشان مالامال از انوار ربانی است و بی‌گمان هر کس جان خویش را در راه دین فدا نماید، جاودانه خواهد شد.

صائب ادامه داده و می‌نویسد:

تکیه‌گاهش بود از دوش رسول هاشمی
آن سری کز تیغ بیداد یزید از تن جداست
آن که می‌شد پیکرش از برگ گل نیلوفری
چاک‌چاک امروز مانند گل از تیغ جفاست

صائب علاوه بر اشعار یادشده در جای‌جای دیوانش اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم درباره قیام کربلا می‌کند و این بیانگر آن است که وی نیز همچون دیگر شاعران و مفاخر ادب فارسی از حماسه عاشورا غفلت نورزیده و اشعاری را در این باره سروده است.

حاصل آنکه در آیینه خیال صائب، عاشورا از مرز واقعه می‌گذرد و به افقی از شهود بدل می‌شود؛ گویی شاعر با جادوی تمثیل و تشبیه، کربلا را نه میدان مصیبت که محل تجلی حقیقت و تفسیر رازهای ناگشوده هستی می‌پندارد. گویا صائب با درآمیختن شور عاطفه و شکوه خیال، سوگ را از مرتبه‌ای خاکی به سلوکی افلاکی ارتقا می‌دهد.

در گمان او جهان هستی کاروانی است که در غبار جفا گم شده است و کربلا چراغ هدایت این مسیر تاریک است؛ از این منظر صائب را می‌توان از برجسته‌ترین حلقه‌های پیوند میان زیبایی‌شناسی شعر و معنویت شیعی دانست. شعری که در آن مفهوم بلند عشق حسینی، احیاکننده دل‌هایی است که به مدد اندیشه، حقیقتی ماندگار را رقم می‌زند چنانکه به گفته حافظ:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

انتهای پیام 

منبع خبر "خبرگزاری ایسنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.