می‌نویسم برای «سید علی»

ایرنا یکشنبه 14 تیر 1405 - 08:53
ملایر- ایرنا- می‌نویسم برای مردی که قامتش به بلندای یک تاریخ و وجودش پناهگاهی بود برای آنان که در طوفان روزگار آسمان را گم کرده بودند، در سکوتی سنگین و آکنده از غم و اشک نامت را می‌نویسم رهبر شهیدم.

به گزارش ایرنا؛ «سید علی» تو آن درخت تنومندی بودی که ریشه‌هایت در ژرفای خاک این سرزمین دویده بود و شاخه‌هایت تا اوج نیایش‌ها قد کشیده بود و من خودم را به این درخت تنومند پیوند زده‌ بودم.

ما نه از روی تکلف که با تمام جان، تو را پناهگاه می‌خواندیم، چرا که در چشمانت آرامش یک دریا را می‌دیدیم و در دستان مهربانت اطمینان یک صخره را، تو مأمن امن بودی از جنس ایمانی استوار و مهری بیکران.

یادم می‌آید در روزهای غبارآلود این سرزمین، وقتی دل‌های ملت به لرزه می‌افتاد، نام تو آرامش‌بخش‌ترین ذکر بود و حضورت همچون چراغی در تاراج شب که به خانه‌های دلسوخته امید راه می‌داد، برای مردم تو تنها یک رهبر نبودی؛ تو نفس بودی، هوایی برای تنگنای سینه‌ها و نوری برای گره‌های کور.

آنان که در پناهت آرمیدند، نیک می‌دانند مهرت بی‌هیاهو و بی‌ادعا بود؛ مانند باران که به وقت تشنگی می‌بارد و چون سایه که بیش از آفتاب، به حال بی‌پناهان می‌ایستد.

و امروز که سایه‌ات از میان ما رفته اما عطر حضور تو در کوچه پس کوچه‌های دل‌های مردم جاودانه مانده است، اینک وقتی از تو می‌نویسم، قلمم نه از غم که از شوق تعلق به مردی می‌نالد که خودش یک «وطن» بود؛ مردی که برای ملتش تا همیشه تاریخ، پناه می‌ماند.

در روز وداع عزیزتر از جانمان در نیمه تیرماه تموز، سکوتی سنگین حتی سنگین‌تر از آن روزهای نخست جنگ بر جان‌های بی‌تابمان نشسته، روزها یکی پس از دیگری از تقویم بی‌تو عبور می‌کنند و حالا در این هوای گرفته و داغ تابستان، جای خالی‌ات را نه در خاطر که با تمام وجود حس می‌کنیم و هر نفس بدون تو از طاقت ما می‌کاهد.

هنوز باورش سخت است که با همان لبخند همیشگی امید را به ما ترزیق می‌کردی و حالا در بین ما نیستی، باورمان نمی‌شود این جای خالی دیگر با هیچ آمدنی پر نخواهد شد، چه شتابان عبور کردی و به آرزویت که همان شهادت بود رسیدی «سیدعلی».

رهبر شهیدم اگر بدانی بر این قلب‌های ترک‌خورده چه می‌گذرد، روزها کوچه‌به‌کوچه و شب‌ها، خاطره‌به‌خاطره دنبالت می‌گردیم و به خود امید می‌دهیم شاید صدای گرم و دلنشینت از میان غبار زمانه به گوش برسد، اما اینک در میان جمعیت مصلی امام خمینی(ره) سرگردان‌تر از پرنده‌ای بی‌آشیانه‌ایم.

افسوس که دیگر آن خنده‌های پرصلابت، این دیوارهای غم‌زده را روشن نمی‌کند، رهبر شهیدم حالا تو در اوجی و ما در حضیض حسرت و تو شربت شهادت را با لب تشنه نوشیدی و ما همچنان در پیچ و خم غبار زمانه‌ مانده‌ایم و فرسنگ‌ها فاصله هست بین قلب نورانی تو و قلب زنگار گرفته ما!

خوشا به حالت «سید علی» چه سبکبال در صف اول شهادت ایستادی، آنچنان که در صف اول شجاعت در برابر طوفان ایستادی و به ما آموختی که چگونه در برابر طوفان‌ها بایستیم؛ مدام موعظه‌های پدرانه‌ات را در گوش زمزمه می‌کنم تا شاید قلبم آرام بگیرد و شاید داغ نبودنت را راحت‌تر درک کنم.

ما در این روزگار سوگ‌وار، نه فقط یک رهبر که یک سلسله را از دست داده‌ایم؛ سلسله‌ای که از کربلا تا خمینی و از خمینی تا خامنه‌ای، قامت عدالت را استوار نگاه داشته است و در این میان اشک تنها واژه‌ای نیست که بر گونه‌ها جاری می‌شود؛ بلکه این اشک ادامه‌ همان بارانی است که بر تربت حسین(ع) بارید و اکنون برای رهبر شهیدم سبزتر می‌روید.

امروز دلها در فراق تو ای «سید علی» همچون نی‌های شکسته ناله‌ می‌سرایند و چشم‌ها در جستجوی قامت رفیعت افق‌ها را می‌پیمایند اما نیک می‌دانیم که این راه همچنان ادامه دارد؛ راهی که تو با خون خود امضایش کردی و ما با تمام وجود تا ظهور حقیقت بر آن پیمان بسته‌ایم.

غمت ای سید عزیز، نه غم یک روز که غم یک تاریخ است؛ تاریخی که دیگر هرگز خالی از نام تو نخواهد بود، «سیدعلی» همچون جدش سیدالشهدا به ما آموخت شهادت پایان راه نیست، بلکه آغاز جاودانگی است.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.