به گزارش ایرنا، در خردادماه ۱۳۴۲، زمانی که فضای سیاسی کشور تحت تاثیر فاجعه مدرسه فیضیه و کشتار مردم در شهرهای مختلف قرار داشت، حضور رهبر شهید انقلاب در بیرجند، آغازگر فصلی تازه از روشنگری و مبارزه بود.
بیرجند در آن ایام، به عنوان «دژ امیر اسدالله علم» شناخته میشد؛ شهری که تحت نفوذ مطلقِ وزیر دربارِ پهلوی بود و حتی خطبههای دینی در آنجا زیر سایه سنگین نام او قرار داشت، با این حال، رهبر شهید انقلاب با درک دقیق از شرایط حساس آن زمان، این شهر را برای شکستن طلسمِ خفقان و افشای سیاستهای ضداسلامی رژیم انتخاب کردند.
آنچه در کتاب «خون دلی که لعل شد» به عنوان یک نقطه عطف تاریخی برجسته شده، سخنرانیهای آتشین رهبر شهید انقلاب در مسجد مصلی ابوالفضلی و واکنش حماسی مردم بیرجند است.
مردم این دیار در حالی که تحت شدیدترین کنترلهای امنیتی بودند، با شنیدن حقایق پشت پرده حکومت و ماجرای حمله به فیضیه، نه تنها از مواضع انقلابی حمایت کردند، بلکه در دفاع از این روحانیِ مبارز، سینه سپر کردند.
اوج این پیوند تاریخی زمانی بود که خبر بازداشت رهبر شهید انقلاب در روز تاسوعا در سطح شهر پیچید، در حالی که ساواک قصد داشت با انتقال ایشان به پاسگاه، صدای حقطلبی را خاموش کند، مردم و هیئتهای عزاداری با بصیرت و شجاعتی مثالزدنی، خود را برای یورش به پاسگاه پلیس و آزادی ایشان آماده کردند.
فشاری که دستگاه امنیتی رژیم را چنان هراسان کرد که شورای تامین شهر برای فرار از تبعات خیزش مردمی، تشکیل جلسه داد و راهی جز صدور سریع حکم تبعید ایشان به مشهد نیافت.
حمایت مردم بیرجند، تنها یک واکنش احساسی نبود؛ بلکه تجلیِ همراهی با نهضت اسلامی امام در یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر بود و رهبر شهید معظم انقلاب با بازخوانی این خاطرات، بر این نکته تاکید دارند که چگونه همراهی و پشتیبانی مردم، مسیر مبارزه را هموار کرد.
ایستادگیِ آیتالله شهید امام خامنهای در برابر بازجوهای رژیم، که در آن شرایط سخت با جملاتی همچون «من مامور به وظیفهام» پاسخ داده شد، در واقع بازتابدهنده روحیهای انقلابی و اعتقادی ایشان بوده است.
اگرچه پس از این ماجرا، ایشان به زندانهای مشهد منتقل شدند و روزهای سختی را در انبارها و اردوگاههای نظامی گذراندند، اما پیوند مستحکمِ مردمِ بیرجند با ایشان، به سندی ماندگار از ایستادگی در برابر استبداد در طول بیش از چهار دهه تبدیل شد.












