به گزارش خبرگزاری تسنیم از بهارستان، بررسی تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی نشان میدهد که ماندگاری و صلابت این نظام، بیش از هر چیز مرهون پیوند عمیق میان معنویت و سیاست در سیره رهبران آن است. در منظومه فکری جمهوری اسلامی، قدرت نه یک هدف غایی، بلکه ابزاری برای تعالی جامعه و پیادهسازی ارزشهای الهی محسوب میشود. در این میان، بازخوانی سلوک و منش رهبرانی که جان خود را در این مسیر فدا کردهاند، میتواند بهعنوان یک نقشه راه جامع برای عبور از بحرانها و رسیدن به آرمانهای تمدنساز مورد توجه قرار گیرد.
آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، تجلی بارز این مکتب انسانساز بود؛ شخصیتی که توانست با تلفیق بینظیر آرمانگرایی و واقعبینی، سکان هدایت جامعه را در پیچیدهترین شرایط بر عهده بگیرد. ایشان از یک سو با تاکید بر پیشرفتهای شگرف علمی در حوزههایی نظیر هستهای، نانو و هوافضا، اقتدار مادی نظام را تضمین کرد و از سوی دیگر، با سادهزیستی کمنظیر و ارتباط نفسبهنفس با اقشار مختلف مردم، قلوب آحاد جامعه را با مسیر انقلاب همراه ساخت.
در همین راستا و برای واکاوی دقیقتر ابعاد شخصیتی و مدیریتی ایشان، به سراغ حجتالاسلاموالمسلمین سید سجاد موسوی، امام جمعه شهرستان بهارستان رفتیم. ایشان بهعنوان یکی از شخصیتهای فرهنگی و مذهبی که شناخت دقیقی از اقتضائات فرهنگی جامعه و سیره رهبران انقلاب دارد، در این گفتوگو به تحلیل مؤلفههایی پرداخته است که موجب نفوذ بیبدیل کلام رهبر شهید در میان تودههای مردم شد.
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتوگوی خبرگزاری تسنیم با حجتالاسلام موسوی است که در آن، مسائلی نظیر شیوه تعامل با نخبگان فرهنگی، الگوسازی عملی در تریبونهای نماز جمعه، راهبرد حمایت از دانشبنیانها و در نهایت، راز پیوند ناگسستنی و قلبی مردم با جایگاه رهبری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مشروح گفتوگو به شرح زیر است:
تسنیم: سلوک معنوی رهبر شهید انقلاب چگونه فضای معنوی جامعه را هدایت میکرد؟
برای پاسخ به این پرسش باید به یک اصل بنیادین در عرفان و مدیریت اسلامی اشاره کنم؛ یکی از ویژگیهای بارز و اساسی رهبران الهی، ارتباط عمیق و ناگسستنی آنان با خالق هستی است. قاعده این است که اگر انسان بتواند ارتباط خود را با خدای خویش به درستی تنظیم و اصلاح کند، خداوند متعال نیز ارتباط او را با مردم تنظیم کرده و مهر او را در دلها قرار میدهد.
در همین زمینه، نقل قولی از عارف بالله، مرحوم آیتالله بهاءالدینی وجود دارد که بسیار راهگشاست. از ایشان پرسیدند که چگونه امام خمینی (ره) توانست با دست خالی در برابر رژیم تا دندان مسلح پهلوی به پیروزی برسد؟ ایشان در پاسخی نغز فرمودند: «امام در مشت خدا بود و مردم در مشت امام». ما دقیقاً همین روش و سلوک معنوی را در سیره رهبر و امام شهیدمان نیز به وضوح مشاهده میکنیم.
ایشان در عین حال که یک سیاستمدار بسیار ماهر، بینظیر و مسلط به معادلات روز جهان بودند، اما هیچگاه از مسائل معنوی، ارتباط خالصانه با پروردگار و توسل مستمر به اهلبیت (علیهمالسلام) غافل نشدند. همین اتصال به منبع لایزال الهی بود که موجب نفوذ کلام ایشان در عمق اجتماع میشد؛ به گونهای که وقتی میفرمودند «اگر اتفاقی بیفتد، این مردم مبعوث میشوند و کار را تمام میکنند»، در عمل و حتی پس از شهادت ایشان، همه دنیا دیدند که این مردم با چه عظمت و شوری به میدان آمدند و حماسهای بینظیر خلق کردند.
تسنیم: شیوه رهبری ایشان چه پیامی برای مسئولان فرهنگی داشت؟
یکی از ویژگیهای ممتاز و برجسته رهبر شهید ما، اهتمام ویژه به ارتباط مستقیم و مستمر با اقشار مختلف فرهنگی و اجتماعی بود. ایشان منتظر نمیماندند تا گزارشها به صورت مکتوب به دستشان برسد، بلکه همهساله برنامههای متعدد و منظمی برای دیدار رو در رو با مجموعههای فرهنگی، هنرمندان، اصحاب رسانه، فعالان قرآنی، فرهنگیان و سایر تشکلها داشتند.
نکته حائز اهمیت در این دیدارها، کیفیت و عمق آنها بود. وقتی ایشان با این مجموعهها جلسهای برگزار میکردند، مباحث را کاملاً به صورت تخصصی و کارشناسی پیگیری میکردند. در این نشستها، هم مطالبات، پیشنهادات و انتقادات نخبگان را با سعه صدر دریافت میکردند و هم با هدایتهای دقیق خود، بسترسازی لازم را برای پیشبرد اهداف عالیه آن مجموعهها فراهم میآوردند. این رویکرد نشان میداد که مدیریت فرهنگی از نگاه ایشان، یک مدیریت تعاملی و دوطرفه است
پیام روشن این شیوه رهبری برای تمامی کسانی که در کشور مسئولیتی بر عهده دارند، بهویژه مسئولان عالیرتبه، این است که باید از مشی رهبر انقلاب الگوبرداری کنند. مدیران ما باید ارتباط ارگانیک و مستمر خود را با نهادها، نخبگان و مجموعههای مردمی حفظ کنند. قطعاً این ارتباط بیواسطه، موجب شناخت دقیقتر از میدان، تصمیمگیریهای صحیحتر و در نهایت تقویت و موفقیت برنامههای آنان خواهد شد.
تسنیم: خلقیات شخصی ایشان چگونه در نمازجمعهها به الگوی رفتاری تبدیل شد؟
رهبر شهید و عزیز انقلاب ما، از دیرباز و حتی در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از خطبای بزرگ، معروف و جریانساز بودند. سخنرانیهای ایشان از همان دوران جوانی، چه از حیث غنای محتوایی و چه از نظر شیوه و فصاحت بیان، همواره در زمره بهترین و تأثیرگذارترین خط خطابهها به شمار میرفت. این پشتوانه غنی، در تریبون نماز جمعه به شکلی تکاملیافته متبلور شد.
روحیه معنوی ایشان در نماز جمعه، بهویژه در بخش «توصیه به تقوا»، تنها به یک توصیه لسانی و بیانی محدود نمیشد، بلکه یک دعوت عملی بود. وقتی مردم سلوک رهبر خود را با چشم میبینند، وقتی سادهزیستی، اخلاقمداری و صداقت او را به صورت ملموس درک میکنند، ناخودآگاه ترغیب میشوند که همان روش و منش را در زندگی خود پیاده کنند.
هنگامی که ایشان با نهایت اخلاص در خطبههای نماز جمعه مردم را به تقوا و سادهزیستی دعوت میکردند، جامعه میدید که شخص دعوتکننده، خود سادهزیستترین رهبر جهان است. شخصیتی که در رأس هرم قدرت قرار دارد، اما سطح زندگی او از عموم مردم عادی نیز پایینتر و سادهتر است. این همان تجلی حدیث شریف «کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم» است. به اعتقاد بنده، سیره عملی ایشان بینظیرترین و کارآمدترین روش برای الگوسازی در جامعه بود.
تسنیم: ایشان چگونه تعادل بین پیشرفت علمی و ارزشهای دینی را تبیین میکردند؟
مکتب فکری رهبر شهید انقلاب، ترکیبی هوشمندانه از «آرمانگرایی» و «واقعگرایی» بود. با مداقه در فرمایشات و مشی عملی ایشان، درمییابیم که هدفگذاری کلان ایشان در موضوعات مختلف، تبدیل کردن جهان اسلام و بهویژه جهان تشیع به قدرت اول و بلامنازع در سطح بینالمللی بود. این هدفگذاری شامل تمامی عرصههای نظامی، اقتصادی و علمی میشد و ایشان برای تحقق این آرمان، برنامهریزی واقعبینانهای داشتند.
باید اذعان کرد که رهبر و امام شهید ما، حق بسیار بزرگی بر گردن امت اسلام و خصوصاً ملت شریف ایران دارند. اگر امروز جمهوری اسلامی ایران در عرصههایی نظیر توانمندیهای نظامی، هوافضا، فناوری صلحآمیز هستهای و نانوتکنولوژی به دستاوردهای شگرف و اقتدارآفرینی دست یافته است، بدون شک تمامی این افتخارات در سایه هدایتهای داهیانه و حمایتهای مستقیم ایشان رقم خورده است.
ایشان علاوه بر توصیههای مکرر راهبردی به مراکز علمی، در مقام عمل نیز حامی جدی مجموعههای دانشبنیان بودند و همواره به مسئولین امر اکیداً توصیه میکردند که از این مجموعهها و بهویژه جوانان دانشمند کشور حمایت کنند. ایشان با همین روحیه آرمانگرایی و در عین حال شناخت دقیق از ظرفیتها و واقعیتهای میدانی، توانستند مسیر بسیار روشنی را برای پیشرفت جمهوری اسلامی ایران هموار کنند؛ مسیری که با قوت توسط رهبر معظم و حاضر انقلاب نیز در حال تداوم است.
تسنیم: مهمترین ویژگی ایشان که باعث پیوند قلبی مردم با رهبری شد، چه بود؟
راز این پیوند ناگسستنی را باید در دو مؤلفه اساسی جستوجو کرد: «ارتباط عمیق با خدا» و «ارتباط عمیق و صادقانه با مردم». اگر سخنان امام راحل (ره) و امام شهیدمان را تحلیل محتوا کنیم، متوجه میشویم که کلمه «مردم» و تاکید بر «نقشآفرینی مردم»، یکی از پرتکرارترین و کلیدیترین واژگان در ادبیات سیاسی آنهاست.
من عمیقاً معتقدم که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، هیچکس به اندازه امام راحل و رهبر شهیدمان، مردم را به معنای واقعی کلمه نشناخت و به قدرت و اراده آنها ایمان و باور نداشت. ایشان با تمام وجود و از صمیم قلب به مردم باور داشتند و این باور و صداقت، به صورت حسی و قلبی به تودههای مردم منتقل شده بود. به همین دلیل بود که مردم همواره چشم به دهان رهبر خود داشتند و میدانستند که اگر ایشان مسیری را ترسیم و فرمایشی را مطرح میکنند، خیر دنیا و آخرت در حرکت در همان مسیر است.
این نگاه مترقی به جایگاه مردم، یک اصل ثابت در حکمرانی اسلامی است که ما در پیامها و مواضع رهبر حاضرمان نیز دقیقاً همین نکته را مشاهده میکنیم. وقتی ایشان در مقاطع حساس میفرمایند «من و شما؛ یعنی ما ملت منتظر میمانیم»، این اوج بها دادن و نقش دادن به مردم است. قاعده جامعهشناختی نظام اسلامی این است که وقتی رهبر جامعه به مردم نقش، هویت و اعتبار میبخشد، مردم نیز با تمام توان پشت سر رهبری ایستاده و حرکت میکنند.
گفتوگو: از احسان همتی
انتهای پیام/