به گزارش ایرنا، هنر کاربافی در شرق اصفهان، سالها با دستان ۱۰ بانوی پیشکسوتِ ورزنه نفس میکشید، زنانی که نامشان به تار و پود سفرههای اصیل کویر گره خورده بود و در صدرشان «خاله کبری» ایستاده بود، همان زنی که با چه شوقی در گودال کاربافی و کنار پستوی اتاق گِلیاش، میان تار و پودهای رنگی، سفرههای زندگی مردم کویر را میبافت.
امروز خبر رفتنن خاله کبری، یعنی خاموش شدن یکی از پرنورترین چراغهای این هنر در حالی شنیده میشود که از آن ۱۰ زن هنرمند، تنها سه نفر باقی ماندهاند، سه فرشته سپیدپوش که هنوز در سکوت خانههای خشتی، برای زنده ماندن کاربافی میجنگند.
کاربافی، تنها یک تکنیک نساجی یا شیوهای برای تولید پارچه نیست، این هنر، شناسنامه معیشت زنانی است که روزگاری با دستان هنرمند خود از پنبههای سفید مزارع ورزنه، زیبایی و اصالت را میبافتند و این رازی است که کویر زیبای این خطه در میان غبار تاریخ توانسته در دل خود پنهان کند و اکنون تنها در تار و پود سفرههای دستبافت زنان ورزنه دیده میشود.
امروز اگر پای صحبت بانوان کهنسال و هنرمند این دیار بنشینید در مییابید که هر بار نشستن پشت دار کاربافی برای آنها گویی دعوتی است به سماع روح و تن، لحظاتی که در آن، چرخش موزون ماسوره در میان الیافهای رنگارنگ گرم و سرد، نه تنها پارچهای برای زیستن که قطعهای از روح این سرزمین را خلق میکند اما این میراث گرانبها، اکنون در بزنگاهی حساس ایستاده است، دورانی که هجوم ماشینها و تغییر ذائقه بازار، قامت این هنر کهن را زیر بار فراموشی خم کرده و تنها اراده استوار انگشتشمار بانوان پیشکسوت و اشتیاق جوانه زده در نسل نوپاست که مانع از گسستن آخرین رشتههای این پیوند تاریخی شده است.
اکنون که قرار است باز هم از لحظههای ناب استاد وشاگردی بگوییم چه بهتر که به سراغ هنر کاربافی ورزنه برویم، هنری که برای برخاستنش به دستهای پر شور و قلبهای عاشق نسل جوان تکیه داده است.
اما لذت بخش است قاب نگاهت، پیرزنی باشد که عمرش را به پای هنرش گذاشته، بانویی که بازمانده از جمع ۱۰ نفره است و زندگیاش روایتی از یک عمر عاشقی است.
میراثی در میان دستان پینه بسته یک بانوی هنرمند
فاطمه حیدری، یکی از هنرمندان پیشکسوت و کهنسالی است که قامت خمیدهاش را هنوز در کنار زنان سپید پوش ورزنه و در کارگاهش کشیده است و سفرههای کاربافی چیده شده در طاقچه خانهاش نتیجه سالها تلاش برای احیای این هنر اصیل را نشان میدهد و همت بلندش برای زدودن غبار فراموشی این هنر دیدنی است.
این بانوی هنرمند که از ۱۴ سالگی رزق زندگی و شکوه هنرش را با دستگاه کاربافی گره زده، توانسته با همین دار کاربافی، روح حیات را هنرمندانه در شهرش بدمد.
او میداند که اگر خاموش شود، هویت فرشتگان سپیدپوش نیز به دست فراموشی سپرده خواهد شد و اکنون در حالی که نگران کاهش کیفیت مواد اولیه و تغییر رنگهای طبیعی است با اشتیاقی مثالزدنی، میراث اجدادیاش را حفظ میکند.
حیدری با گلایه از کیفیت مواد اولیه و رنگ میگوید در گذشته کاربافی با الیاف پنبه مرغوب و رنگهای طبیعی انجام میشد که ماندگاری آن را تضمین میکرد اما خشکسالیهای پیاپی و خشک شدن مزارع پنبه، تأمین مواد اولیه را دشوار و بر کیفیت بافتهها تاثیر گذاشته است.
وی با اشاره به تغییر و تحول محیط زیست بر زیبایی این هنر بومی توضیح داد: در سالهای اخیر حتی تغییر در ماهیت رنگها و الیاف، نه تنها بر اصالت این هنر که بر اعتماد مشتریان نیز تأثیر گذاشته است.
این بانوی پیشکسوت که تمام خاطرات کودکیاش را در کنار چاله کاربافی و چرخش ماسورهها سپری کرده است، کاربافی را فراتر از یک شغل بهعنوان بخشی از زندگی خود میداند تا جایی که یکی از سفرههای دستبافتش را به یادگار برای سفر آخرت خود کنار گذاشته است.
بانوی هنرمند عاشقپیشه با همان ذوق نوجوانی، همچنان پشت دار کاربافی مینشیند و با هر دفتین زدن به انتقال دانش و تجربه خود به دستهای تازه نفس فکر میکند.
احیای کاربافی ورزنه با خلاقیت یک هنرمند جوان
کاربافی ورزنه قرار نیست با نام پیشکسوتان تنها بماند، این هنر میراثی است که امروز به تلاش و خلاقیت هنرمندان جوان گره خورده و تلفیق آن با تولید پوشاک و محصولات کاربردی بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است، مسیری که به گفته یکی از این هنرمندان جوان میتواند این هنر قدیمی را به یک کسبوکار پایدار تبدیل کند.
زهرا رحمتی هنرمند ۴۰ ساله که هم تولید کننده پوشاک است و هم در زمینه کاربافی سه سالی است که در کنار یکی از اساتید پیشکسوت هنر سنتی کاربافی فعالیت داشته در گفتوگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: آموزش کاربافی را در فنی و حرفهای ورزنه گذرانده ام و در کنار یکی از استادان قدیمی این هنر« خاله سکینه» و زیر نظر میراث فرهنگی فرا گرفتم.
وی ادامه داد: آموزشی که من دیدم با دستگاه قدیمی و سنتی ورزنه بود و بعد از اینکه به این هنر علاقهمند شدم، دستگاه جدید تهیه و ابتدا با یک دستگاه شروع کردم و الان کارگاهم مجهز به سه دستگاه است.
رحمتی با اشاره به تغییر رویکرد خود در استفاده از پارچههای دستبافت گفت: به بافت پارچههایی مثل حوله یا سفره بسنده نکردم و از پارچههای دستبافت در لباس، جلیقه، شلوار، کیف و محصولات مختلف استفاده میکنم.
این بانوی هنرمند افزود: اکنون در کنار تولید پوشاک در زمینه کار بافی هم فعالیت دارم و میدانم چگونه میتوان پارچه دستباف را به محصولات پوشیدنی و کاربردی تبدیل کرد.
وی درباره تفاوت آموزش نزد استادان قدیمی با آموزشهای امروزی گفت: آموزشهای ما بیشتر بر پایه تجربه بود اما در آموزشهای امروزی بیشتر به صورت کتاب و تئوری آموزش داده میشود در حالی که آموزش استاد و شاگردی براساس تجربه و به صورت عملی است و همه مراحل دقیق آموزش داده میشود.
رحمتی افزود: از چلهکشی تا زمانی که پارچه آماده میشد و از دستگاه پایین میآمد، همه مراحل را به صورت عملی آموزش دیدم و علاقه، پشتکار و منظم بودن، مهمترین نکتهای بود که از استادان قدیمی یاد گرفتم.
این هنرمند کارباف درباره خاطرات دوران شاگردی خود اظهار کرد: زمانی که برای آموزش به خانه هنرمندان قدیمی میرفتم، دستگاههای کاربافی در زمین و داخل گودال قرار داشت و ما روی زمین مینشستیم و پاهایمان را داخل گودال میگذاشتیم و کار میکردیم با اینکه فضای کار خیلی ساده بود اما همان سادگی، بسیار جالب و خاطرهانگیز بود.
ویژگیهای خاص کاربافی ورزنه
این هنرمند کارباف یکی از ویژگیهای مهم این هنر را همان دستگاههای سنتی و مشارکت بانوان پیشکسوت برای احیای آن دانست و گفت: نخهایی که در گذشته استفاده میشد با نخهایی که الان از آن استفاده میکنیم متفاوت است، نخهایی که با دست آماده میکردند کیفیت دیگری داشت اما الان بیشتر نخهای آماده یا الیاف مصنوعی استفاده میشود.
رحمتی اضافه کرد: طبیعی بودن نخ و پارچه یکی از مهمترین ویژگیهای کاربافی است و بهویژه سفرههای دستباف ورزنه که نمونهای از یک بافته سنتی است و کمتر جایی میتوان مشابه آن را پیدا کرد.
این هنرمند سختترین مرحله کاربافی را چلهکشی و چله زدن دانست و گفت: در گذشته هنرمندان خودشان چلهها را آماده میکردند و بهطور معمول ۲نفر باید با هم این کار را انجام میدادند و همه مراحل با دست انجام میشد و اگر کوچکترین اشتباهی رخ میداد، تمام چله به هم میریخت اما اکنون چله را آماده میخریم و روی دستگاه میبندیم.
رحمتی با اشاره به کاهش رونق این هنر در سالهای گذشته گفت: یکی از مهمترین دلایل کمرنگ شدن کاربافی در زندگی مردم، بازار فروش بود، زیرا بیشتر تولیدات، فقط محدود به یک محصول مثل سفره بود و تنوع زیادی وجود نداشت، برای همین بازار آن کم رونق شد.
وی توضیح داد: اکنون که کاربافی از حالت سنتی و بافت سفره کمی خارج شده و پارچهها تبدیل به لباس، کیف و محصولات مختلف میشوند، دوباره توجه جوانها به آن بیشتر شده است.
این بانوی هنرمند گفت: در شرایط فعلی و با توجه به پایین بودن قدرت خرید مردم، کاربافی به تنهایی درآمد خیلی بالایی ندارد و بیشتر فروش ما در نمایشگاهها یا جاهایی است که گردشگران رفتوآمد دارند اگر مکانهایی وجود داشته باشد که گردشگران بتوانند به آنجا بیایند و این محصولات را ببینند، فروش بهتر میشود.
وی گفت: بیشتر مشتریان من از شهر ورزنه هستند و فروش زیادی در خارج از شهر ندارم، زمانی که گردشگران خارجی به منطقه میآمدند فروش خیلی بهتر بود، چون آنها علاقه زیادی به پارچههای طبیعی و دستباف داشتند و ارزش آن را میدانستند.
این هنرمند جوان درباره آینده کاربافی گفت: با ایجاد نمایشگاه و بازارچههایی میتوان این هنر سنتی را به گردشگران معرفی کرد و به آینده خوب آن امیدوار بود اما اگر شرایط به گونهای باشد که هنرمند فقط بتواند هزینه نخ و مواد اولیه تامین کند، ادامه این کار سخت میشود.
رحمتی به جوانانی که تصمیم دارند این هنر را فرا گیرند توصیه کرد: در کنار اساتید مجرب آموزش ببینند اما در کنار آن خلاقیت هم داشته باشد.
کاربافی میراثی که هنوز در برابر فراموشی ایستاده است
کارشناس میراث فرهنگی شهر ورزنه نیز در گفتوگو با خبرنگار ایرنا تاکید کرد: این هنر سنتی شهر ورزنه با وجود کاهش تعداد هنرمندان پیشکسوت، افزایش قیمت مواد اولیه و رکود بازار فروش، همچنان با برگزاری دورههای آموزشی و ورود نسل جوان در مسیر حفظ و احیا قرار دارد.
احمد شهبازی با اشاره به پیشینه این هنر سنتی گفت: کاربافی از جمله هنرهای قدیمی منطقه است که در گذشته برای تولید انواع پارچههای مورد نیاز زندگی روزمره مردم ز پارچههای لباس و چادرشب گرفته تا سفره و دیگر منسوجات خانگی استفاده میشد.
وی افزود: در گذشته بهطور تقریبی در هر خانهای یک دستگاه کاربافی وجود داشت و خانوادهها بخشی از نیازهای خود را از این طریق تأمین میکردند اما با ورود پارچههای کارخانهای و تولیدات صنعتی که هم قیمت پایینتر و هم تنوع بیشتری داشتند، به تدریج استقبال از این هنر کاهش یافت.
شهبازی ادامه داد: دستگاه کاربافی یک ابزار بسیار ساده و سنتی است که شاید هزاران سال مورد استفاده قرار گرفته و با آن پارچههای ساده و راهراه تولید میشود و در گذشته تنوع تولیدات با این دستگاه بسیار زیاد و حتی میتوان گفت از نظر تنوع از برخی هنرها مانند فرش هم بیشتر بود اما اکنون تنوع بافتهها کاهش یافته است.
وی گفت: در حال حاضر تنها چند کارگاه فعال در ورزنه وجود دارد و تعداد هنرمندان پیشکسوت این رشته نیز بسیار محدود شده است و برخی از هنرمندان قدیمی این هنر طی سالهای اخیر از دنیا رفتهاند و تعداد فعالان آن به اندازه انگشتان دست رسیده است.
شهبازی یکی از مهمترین چالشهای این هنر را رکود بازار دانست وگفت: بخش زیادی از فروش این محصولات در گذشته وابسته به گردشگری بود اما با کاهش گردشگران، تقاضا برای محصولاتی مانند سفرههای سنتی نیز کمتر شده است.
وی اضافه کرد: افزایش قیمت مواد اولیه نیز از دیگر مشکلات این حوزه است، نخ که ماده اصلی تولید در کاربافی محسوب میشود در سالهای اخیر افزایش قیمت زیادی داشته و همین موضوع باعث شده هزینه تولید بالا برود و قدرت خرید مشتریان نیز کاهش یابد.
کارشناس میراث فرهنگی ورزنه با اشاره به اقدامات انجام شده برای حفظ این هنر گفت: در یک دهه اخیر با همکاری میراث فرهنگی، فرمانداری و برخی نهادها دورههای آموزشی برای انتقال این هنر به نسل جدید برگزار شده است تا از فراموش شدن آن جلوگیری شود.
وی افزود: در این دورهها علاوه بر آموزش شیوههای سنتی از دستگاههای جدیدتر با اسکلت فلزی نیز استفاده شده که کار با آنها سادهتر و برای نسل جوان جذابتر است.
شهبازی گفت: در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر آموزشهای اولیه کاربافی را دیدهاند و از این میان حدود ۱۵ تا ۲۰ نفر به صورت فعال در این حوزه فعالیت میکنند.
وی یکی از چالشهای اصلی در جذب نسل جوان را سختی مراحل آمادهسازی نخ معرفی کرد و توضیح داد: فرآیندهایی مانند آهار زدن، رنگ کردن نخ، ماسورهپیچی و چلهکشی زمانبر و دشوار هستند و بسیاری از جوانان تمایل کمتری به انجام این مراحل سنتی دارند.
وی گفت: در دستگاههای جدید برخی از این مراحل به کمک فناوری سادهتر شده و به صورت نیمهخودکار انجام میشود تا هنرمندان بتوانند بیشتر روی مرحله بافت تمرکز کنند.
این کارشناس میراث فرهنگی ادامه داد: کاربافی در گذشته در بسیاری از مناطق ایران رواج داشت اما با توسعه صنعت نساجی در بسیاری از مناطق به تدریج کنار گذاشته شد در حالی که در منطقه ورزنه همچنان بخشی از این هنر حفظ شده و تلاشهایی برای احیای آن در حال انجام است.
وی درباره طرحها و رنگهای مورد استفاده در کاربافی گفت: در گذشته تنوع طرح و رنگ بسیار بیشتر بود و حتی بافتههایی با پنج رنگ یا طرحهای چهارخانه تولید میشد اما در سالهای اخیر بیشتر تولیدات به پارچههای ساده و راهراه محدود شده است.
شهبازی افزود: در دورههایی که گردشگران خارجی به منطقه سفر میکردند، پارچههای راهراه با زمینه آبی نسبت به نمونههای با زمینه سفید استقبال بیشتری داشتند.
وی در ادامه با اشاره به معیشت هنرمندان پیشکسوت گفت: درآمد این هنرمندان بیشتر به فروش تولیداتشان وابسته است و بسیاری از آنها از مزایایی مانند بیمه یا حقوق بازنشستگی برخوردار نیستند، البته در برخی موارد حمایتهایی مانند کمک به حضور در نمایشگاهها یا پرداخت هزینههای آموزشی انجام شده است.
وی رونق بازار رامهمترین عامل برای حفظ این هنر دانست و گفت: اگر بازار فروش فعال باشد، هم تولید افزایش مییابد و هم نسل جوان انگیزه بیشتری برای یادگیری و ادامه این هنر خواهد داشت.
به گزارش ایرنا، شهرورزنه در فاصله ۱۰۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر اصفهان قرار گرفته و سفره بافی یا کار بافی ساده ترین نوع پارچه پنبه ای است که در این شهر کویری بافته میشود و از قدیم بهعنوان سفره نان، بقچه جهاز عروس ، چادر سفید، چادر شب و کفن استفاده میشد.
سکینه رمضانی، کبری خلیلی، فاطمه حیدری و سکینه شهباز از جمله هنرمندان پیشکسوتی بودند که برای احیای این هنر سنتی تلاش کردند .



















