به گزارش ایسنا، دانشجویان از مهمترین سرمایههای انسانی هر جامعه به شمار میآیند و در میان آنان، دانشجویان دوره دکتری جایگاهی ویژه دارند، زیرا انتظار میرود در آینده در تولید دانش، آموزش نیروی انسانی و حل مسائل تخصصی جامعه نقشآفرین باشند. به همین دلیل، موفقیت تحصیلی در این مقطع فقط یک دستاورد فردی نیست، بلکه به کارآمدی نظام آموزش عالی و حتی روند پیشرفت کشور نیز مربوط میشود. دوره دکتری از دانشجویان میخواهد افزون بر یادگیری عمیق، توانایی پژوهش مستقل، نگارش علمی و پیگیری منظم یک مسیر طولانی را هم داشته باشند. با این حال، رسیدن به پایان این مسیر همیشه ساده نیست و بسیاری از دانشجویان در طول راه با دشواریهایی روبهرو میشوند که میتواند روند تحصیل آنان را کند یا حتی متوقف کند.
اهمیت بررسی این موضوع از آنجا بیشتر میشود که در سالهای اخیر، هم در ایران و هم در دیگر کشورها، توجه به کیفیت دوره دکتری افزایش یافته است. در کنار تلاش برای گسترش آموزش پژوهشی و تربیت دانشآموختگانی که هم در محیط دانشگاهی و هم در بازار کار بیرون از دانشگاه توانمند باشند، مسئله فرسایش و ناتمام ماندن این دوره نیز به یکی از نگرانیهای جدی تبدیل شده است. اما بخش قابل توجهی از دانشجویان دکتری در جهان موفق به اتمام دوره نمیشوند و عواملی مانند مسئولیتهای خانوادگی، اشتغال، محدودیت در تعامل با استادان، مسائل مالی، ویژگیهای فردی و مشکلات مربوط به نگارش رساله میتوانند در این مسئله نقش داشته باشند. از همین رو، شناخت دقیق عواملی که به موفقیت در این دوره کمک میکنند، برای دانشجویان، استادان و دانشگاهها اهمیت زیادی دارد.
در همین زمینه، نگار السادات طباطبا، محقق برنامهریزی درسی دانشگاه اصفهان، به همراه دو همکار همدانشگاهی خود، پژوهشی درباره عوامل اثرگذار بر گذراندن موفق این مقطع انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر تجربههای واقعی دانشجویان، تلاش کرده است تصویری سادهتر و روشنتر از شرایطی ارائه دهد که میتواند به پایان موفق دوره دکتری و دریافت مدرک منجر شود. اهمیت این کار در آن است که به جای تکیه صرف بر آمار یا چارچوبهای نظری، صدای خود دانشجویان را وارد بحث کرده و از دل تجربههای آنان، عوامل مهم موفقیت را استخراج کرده است.
این پژوهش با روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. پدیدارشناسی روشی است که در آن پژوهشگر میکوشد تجربه افراد از یک موضوع را همانگونه که خودشان درک و روایت میکنند، بررسی کند. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد؛ یعنی پژوهشگران مجموعهای از پرسشهای مشخص داشتند، اما به شرکتکنندگان اجازه میدادند تجربهها و دیدگاههای خود را با آزادی بیشتری توضیح دهند. افرادی که در این مطالعه شرکت کردند، ۳۸ نفر از دانشجویانی بودند که یا در مرحله پایانی دوره دکتری قرار داشتند یا این مقطع را به پایان رسانده بودند.
یافتههای پژوهش نشان دادند که موفقیت در دوره دکتری به یک عامل واحد محدود نمیشود و مجموعهای از انگیزهها، تواناییها، شرایط فردی و حمایتهای آموزشی در آن نقش دارند. از نظر مصاحبهشوندگان، علاقه به محیط دانشگاه، روحیه تحقیق و پژوهش، اشتیاق به یادگیری دانش و مهارتهای تازه و همچنین تمایل به ارتقای جایگاه شغلی و اجتماعی، از پایههای مهم موفقیت هستند. در کنار این موارد، آشنایی قبلی با استادان، سطح علمی دانشگاه، امکانات آموزشی و پژوهشی و نیز حمایتهای مالی هم در انتخاب مسیر و تداوم آن اثرگذار شناخته شدند. به بیان ساده، دانشجو زمانی شانس بیشتری برای موفقیت دارد که هم انگیزه درونی کافی داشته باشد و هم در محیطی مناسب و پشتیبان قرار بگیرد.
نتایج همچنین نشان دادند که رفتارها و مهارتهای عملی دانشجو در طول دوره اهمیت زیادی دارند. مطالعه مقالههای جدید و معتبر، حضور فعال و مستمر در کلاسها، شرکت در سمینارها و همایشها، انتخاب موضوع مناسب و کاربردی برای رساله، تسلط بر روش تحقیق و توانایی پروپوزالنویسی از جمله عوامل مهمی بودند که دانشجویان بر آن تأکید کردند. علاوه بر این، وجود استادان توانمند، همراه و در دسترس، و نیز بهرهمندی از یک تیم پژوهشی قوی، نقش تعیینکنندهای در پیشبرد رساله و عبور از دشواریهای دوره دارد. در جمعبندی پژوهش نیز آمده است که تقویت روابط علمی با استادان، ایجاد روابط دوستانه با همکلاسیها، اختصاص زمان کافی به فعالیتها و پروژهها و تقویت مهارت رسالهنویسی میتواند احتمال موفقیت را افزایش دهد.
اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند موفقیت در دکتری فقط به هوش یا تلاش فردی خلاصه نمیشود. انگیزه برای ورود به این مقطع، انتخاب آگاهانه دانشگاه، کیفیت ارتباط با استادان، دسترسی به امکانات، توانایی برنامهریزی و حتی وضعیت جسمی و ذهنی دانشجو، همگی در کنار هم عمل میکنند. در این پژوهش همچنین تأکید شده است که انتخاب موضوع رساله باید با علاقه و توانایی دانشجو متناسب باشد و در عین حال، کاربردی، تازه و پاسخگو به نیازهای علمی یا اجتماعی باشد. این نگاه میتواند هم به بهبود کیفیت رسالهها کمک کند و هم احتمال فرسودگی و سردرگمی دانشجویان را کاهش دهد.
نکته مهم دیگر آن است که یافتههای این مطالعه فقط برای دانشجویان مفید نیست، بلکه برای دانشگاهها و استادان نیز پیام روشن دارد. برگزاری دورههای آموزش نگارش علمی، تقویت آموزشهای بینرشتهای، فراهم کردن حمایتهای مالی و علمی، کمک به ارتباط دانشجویان با محافل علمی و هدایت رسالهها به سمت موضوعات کاربردی، از جمله پیشنهادهایی است که از دل این پژوهش بیرون آمدهاند. به زبان ساده، اگر دانشگاه و استاد بتوانند محیطی پشتیبانتر ایجاد کنند و دانشجو نیز با برنامهریزی، پیگیری و ارتباط علمی فعال وارد مسیر شود، احتمال گذر موفق از دوره دکتری بیشتر خواهد شد.
این یافتههای ارزشمند در قالب یک مقاله علمی پژوهشی در «فصلنامه نامۀ آموزش عالی» نشریهای وابسته به مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و سازمان سنجش آموزش کشور منتشر شدهاند.
انتهای پیام












