به گزارش خبرنگار مهر، غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، صبح امروز در مراسم یادبود قائد شهید و بانوان شهیده بیت رهبری که با حضور ماهروزاده در دانشگاه الزهرا (س) برگزار شد، اظهار کرد: تشکر میکنم از اینکه یاد شهیدان، بهویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی را گرامی داشتید. تسلیت عرض میکنم و شهادتها، شهادت رهبر و خانواده ایشان را تبریک میگویم.
وی افزود: درباره مقام معظم رهبری بسیار میتوان سخن گفت. اگر حجمی را در نظر بگیرید و از زوایای مختلف آن را برش بزنید، هر صفحهاش یک حکایت تازه است؛ اگر ۳۶۰ درجه برش بزنید، ۳۶۰ ورق برای شما میشود که میتوان از فضایل رهبری گفت.
حدادعادل ادامه داد: بنده این توفیق را داشتم که از سه، چهار روز بعد از پیروزی انقلاب خدمت ایشان رسیدم و بهصورت منظم و مستمر با ایشان ارتباط داشتم. بعد که توفیق خویشاوندی با ایشان پیدا کردم، ارادتم به ایشان بیشتر شد.
وی گفت: این ارادت از دو جهت بیشتر شد؛ یکی اینکه با فرزندان ایشان، بهویژه با آقای سیدمجتبی، دامادم، آشنا شدم و ۲۸ سال ایشان را تجربه کردم. به حکم این عبارت که «درخت را از میوهاش میشناسند»، من یکی از میوههای این درخت پربار را که چشیده، تجربه و شناخته بودم، بیشتر به پاکی این درخت پی بردم.
آقا مجتبی یک نور بود که وارد خانه ما شد
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: دیدم هرچه از ایشان میدانم، خوبی است. همین چند وقت پیش، قبل از شهادت آقا، یک روز با خانم دکتر نشسته بودیم و درباره آقا مجتبی صحبت میکردیم. هر دوی ما این عبارت را گفتیم که آقا مجتبی یک نور بود که وارد خانه ما شد. واقعاً همینطور بود و من از این موضوع بیشتر به پاکی آقا، اینکه چگونه فرزندان خود را تربیت کردهاند و اینکه این موضوع حکایت از خوبی خود ایشان میکند، پی بردم.
وی افزود: علاوه بر این، از طریق این خویشاوندی، تا اندازهای از زندگی داخلی ایشان نیز مطلع شدم.
آقای شهید ظاهر و باطنش یکی بود
حدادعادل گفت: اشخاصی مانند بنده ممکن است سخنرانی کنیم، حرفهای خوب و زیبا بزنیم، اما گاهی ظاهرمان بهتر از باطنمان باشد و باطنمان به شکل دیگری باشد. این اتفاق زیاد میافتد. اما این آقای شهید، باطنش از ظاهرش بهتر بود. نهتنها ظاهر و باطنش یکی بود، نهتنها آن چیزی را که به مردم میگفت عمل کنید، خودش عمل میکرد، بلکه بیشتر از آنچه به مردم میگفت، خودش عمل میکرد.
مطالب درباره زهرا و فرزندانش در فضای مجازی
وی ادامه داد: این روزها در فضای مجازی بعضی مطالب درباره زهرا و بچههای ایشان نقل شده است؛ از جمله اینکه گفتهاند پسر ، زهرا رفته بود فوتبال بازی کند و مربی گفته بود با این کفش دفعه بعد نیا. او گفته بود من یک جفت کفش بیشتر ندارم؛ با همین کفش کلاس میروم، مدرسه میروم، مهمانی میروم و فوتبالم را هم با همین کفش بازی میکنم.
حدادعادل تصریح کرد: این واقعیت بود. این خانواده با سه فرزندی که مدرسه میرفتند، در یک آپارتمان ۱۰۰ متری زندگی میکردند و در همین آپارتمان هم زهرا به شهادت رسید. همین موضوع باعث شد ارادتم بیشتر شود، زیرا دیدم صداقت در کار است.
درباره آقا باید زیاد سخن گفت
وی افزود: درباره آقا باید زیاد سخن گفت. انشاءالله اگر توفیق پیدا کردم، به وظیفهام عمل خواهم کرد. منتها چون اینجا دانشگاه است و دانشگاه زنان است، میخواهم در فرصت کمی که دارم به دو جنبه اشاره کنم که شما بیشتر درباره آن فکر و بحث کنید؛ یکی نقش ایشان در پیشبرد علم در کشور که به دانشگاه مربوط میشود و دیگری تأثیر ایشان در رشد و بالندگی زنان در جمهوری اسلامی.
حدادعادل گفت: آقا تحصیلات دانشگاهی نداشتند؛ بعد از دبستان تحصیلات حوزوی داشتند و درس حوزوی خوانده بودند و به مقام اجتهاد، استادی، مرجعیت و تدریس خارج رسیده بودند، اما درک ایشان از علم، علوم نوپدید و نقش علم در کشور حیرتآور بود.
توجه ویژه رهبرشهید به علم
وی ادامه داد: وقتی خدمت ایشان میرسیدیم، کافی بود یک متخصص درباره یک رشته جدید علمی چند دقیقه صحبت کند؛ ایشان بلافاصله اهمیت آن را درک میکردند و آن موضوع را دنبال میکردند. هوشی که ایشان داشتند، مطالعه وسیع و شناختی که از جهان امروز داشتند، ایشان را قادر ساخته بود که به علم توجه ویژه داشته باشند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: از نظر ایشان، پیشرفت علم یکی از ارکان اداره کشور بود و هیچگاه از این موضوع غافل نبودند.
اختصاص وقت برای پیشرفت علمی کشور
وی افزود: برنامههایی که از تلویزیون پخش میشد را به خاطر بیاورید؛ ببینید در سال چند بار برای پیشرفت علمی وقت میگذاشتند. با استادان در ماه رمضان دیدار داشتند، با دانشجویان دیدار داشتند، با دانشجویان نخبه دیدار جداگانه داشتند، با مؤسسات علمی و فناوری که دستاوردهایشان را در نمایشگاه عرضه میکردند نیز دیدار جداگانه داشتند. از نمایشگاه کتاب که عرضه محصولات علمی بود، هر سال بازدید میکردند و توصیه ایشان تأسیس بنیاد نخبگان بود.
ایشان به هر صورتی با برندگان المپیاد دیدار داشتند
حدادعادل با اشاره به دیدارهای رهبر انقلاب با برندگان المپیادها اظهار کرد: ایشان به هر صورتی با برندگان المپیاد دیدار داشتند. زمانی که رئیسجمهور بودند، در سال ۱۳۶۵ که کشور در حال جنگ بود، برای نخستین بار میخواستیم تیم ریاضی ایران را برای المپیاد اعزام کنیم. اصلاً نمیدانستیم مسابقات در چه سطحی است و ایران چقدر میتواند موفق شود؛ تجربهای در این زمینه نداشتیم.
وی افزود: شش دانشآموز داشتیم. گفتم آقا، میخواهم اینها را قبل از اینکه به مسابقه بروند، خدمت شما بیاورم. ایشان گفتند هیچ اشکالی ندارد. شبی که قرار بود اعزام شوند، عصر آن روز آنها را برای دیدار با رئیسجمهور بردم. ایشان این بچهها را تشویق و تأیید کردند و ما آنها را به فرودگاه بردیم و اعزام شدند.
حدادعادل ادامه داد: در نخستین حضور ایران، آن هم در شرایط جنگ، کشورهای دیگر مانند کوبا میگفتند مگر مدارس شما باز است که در مسابقه شرکت کردهاید؟ ایران در بین ۴۲ کشور مقام بیستوششم را کسب کرد و همین موضوع باعث شد در سالهای بعد اینگونه پیشرفت کنیم که هفته گذشته شنیدید، همین تیم ریاضی ما در مسابقات چین با کسب چهار مدال طلا و دو مدال نقره مقام اول جهان را به دست آورد.
وی گفت: ببینید ایشان از چه زمانی وقت میگذاشتند؛ به عنوان رئیسجمهور، شش دانشآموزی را که قرار بود به مسابقه بروند، دیدند. امروز گاهی برای دیدار با برخی مسئولان بعد از کسب مدال طلا نیز درخواست میکنیم، اما حاضر به ملاقات نمیشوند؛ ولی آقا اینگونه به علم اهمیت میدادند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: ایشان علم را هم برای رفاه مردم و پیشرفت سطح زندگی در کشور مفید و مؤثر میدانستند و هم از نظر حفظ استقلال کشور به آن توجه داشتند. معتقد بودند اگر ما در علم پیشرفت کنیم، در صنعت نیز پیشرفت خواهیم کرد؛ پیشرفت در علم و صنعت، ما را در اقتصاد قوی میکند و دیگر لازم نیست دست گدایی به سمت بیگانه دراز کنیم. چنین نگاهی به علم داشتند.
علم اقتدار میآورد و ایشان با این نگاه به علم توجه داشتند
وی افزود: یادتان باشد یک بار در حسینیه، آن بالا نوشته بودند و خودشان هم بیان کردند که «العلم سلطان». سلطان در ترجمه فارسی که آن هم واژهای عربی است، به معنای اقتدار است. سلطان به معنای قدرت نیست؛ تفاوت ظریفی بین قدرت و اقتدار وجود دارد. علم اقتدار میآورد و ایشان با این نگاه به علم توجه داشتند.
حدادعادل ادامه داد: ببینید در دوره ایشان و در دوره جمهوری اسلامی، البته امام نیز همین نظر را داشتند، منتها امام آنقدر گرفتار جنگ هشتساله بودند که فرصت بیان اندیشههای خود را پیدا نکردند. آقا این فرصت را داشتند. امام یک سال و نیم بعد از پیروزی انقلاب گرفتار جنگ شدند و تا تقریباً آخر حیات مبارکشان درگیر آن بودند.
وی گفت: ما در ابتدای انقلاب با ۳۶ میلیون جمعیت، ۱۷۵ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز با جمعیتی بیش از ۸۰ میلیون نفر، نزدیک به چهار و نیم میلیون دانشجو داریم. در هر استانی دانشگاه دولتی داریم و انواع دانشگاهها فعالیت میکنند.
سطح بالای جهانی ایران در برخی رشته ها
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: در رشتههایی مانند هوافضا، ژنتیک، وراثت، سلولهای بنیادی، علوم هستهای، علوم شناختی و بسیاری از رشتههای جدید دیگر مانند زیستفناوری و فناوری نانو، ما در سطح بالای جهانی هستیم.
وی اظهار کرد: در ابتدای انقلاب همیشه یک صف طولانی برای کسانی داشتیم که حتی برای عمل لوزه به خارج از کشور میرفتند. این واقعیت کشور ما بود. امروز صفی از خارج وجود دارد برای اینکه افراد برای عمل جراحی به ایران بیایند. حتی ایرانیانی که مقیم خارج هستند، بلیت هواپیما میخرند، به ایران میآیند، جراحی و خدمات پزشکی دریافت میکنند و بازمیگردند.
حدادعادل ادامه داد: یکی از استادان فرهنگستان که چند سال در کانادا بود، نزد من آمده بود. میگفت یک عمل ساده داشتم در کانادا و به من گفتند ۹ ماه دیگر نوبت شما میشود. به ایران آمدم، یک تلفن کردم، امروز تماس گرفتم، فردا عمل شدم و پسفردا مرخص شدم. آنجا به من زنگ زدند که بیایید نوبت شما شده است. گفتم آقا، من در کشور خودم کار را در ۴۸ ساعت تمام کردم.
اگر این پیشرفتهای علمی نبود، ما در این جنگ نمیتوانستیم تابآوری داشته باشیم
وی افزود: امروز گردشگری پزشکی و طبی یکی از شاخههای گردشگری ایران شده است. این یکی از حوزههایی است که در آن پیشرفت کردهایم و اگر این پیشرفتهای علمی نبود، ما در این جنگ نیز نمیتوانستیم تابآوری داشته باشیم.
حدادعادل با اشاره به پیشرفتهای فضایی کشور گفت: شما همین پرتاب ماهواره را ببینید. ما یک تصویر در تلویزیون میبینیم که یک پرتابگر، موشکی را به هوا پرتاب میکند و یک ماهواره از آن جدا شده و در مدار قرار میگیرد. چند ماه پیش دیدید که عدهای از ایران به روسیه رفتند و در مسکو، ماهواره ایران را پرتاب کردند.
عمده دانشمندان ایرانی اعزامی برای پرتاپ ماهواره خانم بودند
وی ادامه داد: عمده دانشمندانی که از ایران رفتند و این کار را انجام دادند، خانمها بودند؛ خانمهایی که پای دستگاه ایستاده بودند و باعث حیرت خارجیها نیز شدند.
حدادعادل اظهار کرد: امروز مطمئن باشید که در جهان اسلام، هیچ کشوری در مجموع از نظر علمی به پای ایران نمیرسد؛ آن هم ایرانی که در تمام این مدت یا گرفتار جنگ بوده، یا تهدید و یا تحریم. این یکی از برکات رهبری ایشان بود که با آن نگاه نافذ، علم را لازم میدانستند و دانشگاهها را ضروری میدانستند تا علم در ایران پیشرفت کند.
نگاه اسلامی و بسیار منطقی رهبر شهید انقلاب نسبت به زنان
وی افزود: جنبه دیگری که عرض کردم، مربوط به خانمهاست. ایشان نگاه اسلامی و بسیار منطقی نسبت به زنان داشتند. آن تحجری که بعضیها دارند و زن را خانهنشین میخواهند، ایشان نداشتند. در عین حال که بر رعایت حجاب، عفاف و قداست زن تأکید داشتند، معتقد بودند زنان با حفظ این ارزشها باید در عرصههای مختلف اجتماعی حضور داشته باشند.
حدادعادل ادامه داد: توجه کنید که ایشان چقدر در طول سال به دیدار با خانمها و صحبت با آنان اهمیت میدادند. وقتی میدیدند یک خانم دانشمند، مسلمان، متدین و انقلابی پیدا شده است، چقدر به او احترام میگذاشتند و چقدر حمایت میکردند.
وی گفت: یادم هست زمانی که صحبت از ورود یک زن به دولت و وزارت شد، ما در مجلس بودیم. برخی مخالف بودند و به نمایندگان مجلس پیام میدادند که این کار را نکنید. اما آقا چنین نظری نداشتند و ما در واقع متوجه میشدیم که نظر ایشان چیست.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: ایشان همواره معتقد بودند زن و مرد دو بنده خدا هستند و هیچ سخنی که حکایت از یک نقص ذاتی در وجود زن داشته باشد، قابل انتساب به اسلام نیست. کسانی که چنین حرفی میزنند، ایشان با آنها احتجاج میکردند و میگفتند پس حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) را چه میگویید؟ مگر ایشان یک زن نیست که به مقام عصمت رسیده است؟ زنی که با نبوت و ولایت همتراز است و در واقع مخزن این مقامات به حساب میآید؛ «امابیها» است. پس این سخن را نباید گفت.
رهبر شهید واقعاً پشتیبان رشد و ترقی زنان بودند
وی افزود: ایشان واقعاً پشتیبان رشد و ترقی زنان بودند و یک الگوی تازه از زن مسلمان عرضه کردند و تعلیم دادند؛ نه بازگشت به زن عقبمانده قاجاری و قبل از آن، و نه زن بیبندوبار غربزده، بلکه زن مسلمان با شخصیت، دانشمند، مادر خوب، همسر خوب و فعال اجتماعی؛ همانگونه که شما هستید.
حدادعادل پس از آن با اشاره به یکی از صفاتی که درباره رهبر انقلاب به کار میرود، گفت: یکی از صفاتی که به کار میبریم، «رهبر فرزانه» یا «رهبر حکیم» است. حکیم ترجمه فرزانه است. از شما میخواهم کمی درباره این کلمه و این صفت فکر کنید؛ حکیم بودن یعنی چه؟ یک انسان حکیم چه ویژگیای دارد؟
وی ادامه داد: من خیلی دقت میکردم در رفتارهای ایشان. وقتی یک بحران سیاسی در کشور پیش میآمد و موجی ایجاد میشد، دقت میکردم ببینم ایشان چه واکنشی نشان میدهند. آنجا حکیم بودن ایشان مشخص میشد؛ زیرا دور را میدیدند، فردا و پسفردا را میدیدند و ریشه مسائل را مشاهده میکردند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: یکی از نشانههای حکیم بودن ایشان این بود که کار جزئی را با کلی اشتباه نمیکردند؛ هیچوقت جای اصل و فرع را عوض نمیکردند، امر فرعی را به جای اصلی نمینشاندند، کار اصلی را فرعی نمیپنداشتند، حاشیه را با متن عوض نمیکردند، دشمن را با دوست اشتباه نمیگرفتند و جای جلاد و قربانی را تغییر نمیدادند.
رهبر شهید هوای نفس نداشت
وی تصریح کرد: ایشان بسیار عاقلانه و متین برخورد میکردند و تا جایی که میتوانستند با مهربانی رفتار میکردند. علت اصلی این ویژگی چه بود؟ علت اصلی این بود که «هوای نفس نداشت».
حدادعادل خاطرنشان کرد: قبل از اینکه آقای خامنهای بر دلهای من و شما مسلط شوند، قبل از اینکه بر کشور مسلط شوند و قبل از اینکه بر دلهای جهان اسلام مسلط شوند، بر دل خود مسلط بودند.
حدادعادل با اشاره به ویژگیهای شخصیتی رهبر انقلاب اظهار کرد: امیرالمؤمنین میفرماید «من دروازهبان قلب خودم بودم و نمیگذاشتم هوا و هوس وارد دلم شود». ایشان نیز هوا و هوس نداشتند.
وی افزود: یک مثال ساده بزنم؛ اعلام اینکه در پایان ماه رمضان چه روزی عید فطر است و مردم باید روزه خود را افطار کنند و نماز عید فطر را به جا بیاورند، از شئون حکومت است؛ چراکه برای جلوگیری از هرجومرج، گاهی سالها اختلاف پیش میآمد. مراجع محترم گاهی میگفتند برای من ثابت نشده که ماه رؤیت شده است یا نشده است و عدهای به سر کار میرفتند یا به مسافرت میرفتند و در خوردن یا نگرفتن روزه دچار مشکل میشدند.
وی ادامه داد: یک بار به یاد دارم که مجلس خبرگان، اندکی بعد از عید فطر با ایشان دیدار داشت. فردی یا افرادی در آنجا گلایه کردند که آقا، این وضعیت خوب نیست؛ تصمیم بگیرید. ایشان کاملاً توجه داشتند که مبادا این موضوع باعث شود تکدری میان مراجع و رهبری ایجاد شود و دشمن نیز از همین موضوع سوءاستفاده کند و فساد ایجاد کند.
حکیم یعنی اینکه انسان مسئله درست نمیکند
حدادعادل گفت: ایشان خیلی ساده فرمودند: «نه، این مسئله مهمی نیست. اختلافنظر بین مراجع همیشه بوده و حالا هم هست. یک مرجعی برایش ثابت نشده و نظر خودش را میگوید.» حکیم یعنی اینکه انسان مسئله درست نمیکند.
وی افزود: امروز نیز همه کسانی که دوستدار رهبری هستند، در این شرایط سخت و بحرانی که میبینند دشمن چگونه با ما عهدشکنی میکند و چه اقداماتی انجام میدهد، باید از میراث رهبری حکیمانه پاسداری کنند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: امروز حفظ وحدت، حاشیه نساختن، اصل و فرع را عوض نکردن و مردم را به جان هم نینداختن، از درسهای حکمتی است که رهبری به ما دادهاند.
بکارگیری لفظ زشت درباره کسی که رهبری برای مذاکره به وی وظیفه داده ،تخطی از رهبری است
وی ادامه داد: امروز اگر کسی لفظ زشتی را درباره فردی که رهبری به او وظیفهای داده است تا برای مذاکره اقدام کند، به زبان بیاورد، حتماً میدانید که این خلاف نظر رهبری است. چنین فردی آگاهانه یا ناآگاهانه از توصیه رهبری تخطی میکند.
حدادعادل تأکید کرد: رهبری هیچگاه راضی نبودند. ایشان میگفتند اختلافنظر داشته باشید، اما اصلاً نباید جایگاهها تضعیف شود؛ جایگاه نباید تضعیف شود، فارغ از اینکه چه شخصی در آن جایگاه قرار دارد. این حکمت است. شما هم در دانشگاه حکیمانه رفتار کنید.
وی در ادامه با اشاره به تحصیل و جایگاه علمی زهرا، اظهار کرد: اشارهای هم به شاگردی زهرا نزد خانم دکتر مباشری داشته باشم. ما با پدر بزرگوار ایشان در دانشگاه امام صادق (ع) و پیش از آن، در آبادان، حدود ۶۰ یا ۷۰ سال پیش آشنا بودیم. خودم فکر میکنم از خانم مباشری که در مدرسه فرهنگ تدریس میکردند، دعوت کردم و زهرا به شاگردی ایشان افتخار میکرد و همیشه ذکر خیر ایشان را داشت.
حدادعادل افزود: من هم از ایشان سؤال میکردم. یکبار گفت یکی از تکالیف درسیام، زمانی که دانشآموز مدرسه بودم، این بود که تمام دیوان حافظ را از ابتدا تا انتها، همه غزلها را تقطیع کنم و بحور عروضی هر غزل را کنار آن بنویسم؛ اینگونه درس میخواندم.
زهرا دو فوق لیسانس داشت بشری نیز کارشناسی ارشد داشت
وی ادامه داد: زهرا در رشته ارتباطات و روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی تحصیل کرد و بعد دو فوقلیسانس گرفت؛ یکی مدیریت خبر و دیگری مدیریت فرهنگی. بشرا خانم نیز به دانشگاه تهران رفت و شاگرد دکتر شفیعی کدکنی بود. ایشان یکبار از من میپرسیدند که بشرا خانم چطور است، چون شاگرد ایشان بود. او نیز بعداً کارشناسی ارشد خود را گرفت و استاد راهنمای پایاننامهاش دکتر قبادی، رئیس اسبق پژوهشگاه علوم انسانی، بود.
داماد آقا دکترای زبان و ادبیات فرانسه داشته و در پاریس تحصیل کرده است
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: یعنی آقا، همه دخترها و همه عروسهایشان اهل درس و تحصیل بودند. حتی همین جواد آقا، حجتالاسلام جواد آقای گلپایگانی، پدر این شهید زهرا که من حالا میگویم شهید و نمیگویم شهیده، پدر شهید زهرا گلپایگانی و همسر شهید بشرا، با اینکه روحانی و معمم است، دکترای زبان و ادبیات فرانسه دارد، در پاریس تحصیل کرده و استاد دانشکده مطالعات جهان در دانشگاه تهران است.
وی خاطرنشان کرد: اطراف آقا همه اهل علم بودند.











