به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:این نماز در مسجد جمکران اقامه شد؛ اما گستره حضور و پیوستگی خیل عزاداران بهگونهای بود که این وداع معنوی، محدود به یک مکان نماند و جمعیتی که در حرم مطهر حضرت معصومه(س) حضور داشتند نیز به این نماز اقتدا کردند. این پیوستگی کمنظیر، نشانهای از جایگاه معنوی این مراسم و پیوند عمیق مردم با شخصیت و راه رهبر شهید بود؛ گویی یک نماز، از یک مکان آغاز شد اما در دل یک ملت امتداد یافت.
وقتی چنین گواهی از زبان مرجعی صادر میشود که عمر پربرکت خود را در فقه، تفسیر قرآن، حکمت الهی و معارف اهلبیت(ع) سپری کرده است، هر واژه آن شایسته درنگی ویژه است. حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی در سخن گفتن از مفاهیم دینی، همواره با دقتی عالمانه و نگاهی حکیمانه سخن میگوید؛ ازاینرو، تعابیر بلند این نماز را نمیتوان تنها بیان احساسات در سوگ یک شخصیت دانست، بلکه باید آن را گواهی مسئولانه یک مرجع و حکیم الهی بر حقیقت یک زندگی دانست.
آغاز این شهادتنامه با یک حقیقت بنیادین است:
«اللهم إن هذا المسجّی قدامنا عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک»
پیش از هر عنوان، جایگاه و مسئولیت، حقیقت انسان «بندگی خداوند» است. این آغاز، خود پیامی عمیق دارد؛ اینکه عظمت انسان در نگاه توحیدی، نه در قدرت و موقعیت، بلکه در میزان عبودیت و اتصال او به پروردگار معنا مییابد.
یکی از برجستهترین فرازهای این نماز، تکرار سهباره واژه «نَزَلَ» است:
«نَزَلَ، نَزَلَ، نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَجَبَرُوتِکَ وَعَظَمَتِکَ وَمَلَکُوتِکَ»
این تکرار، تنها یک تأکید ادبی نیست؛ بلکه حامل معنایی عمیق در نگاه قرآنی و عرفانی است. در این تعبیر، مرگ نه به عنوان پایان و نیستی، بلکه به عنوان انتقال بنده از نشئه دنیا به ساحت قرب و رحمت الهی تصویر میشود؛ ورود به پیشگاه عزت، جلال، جبروت و ملکوت پروردگار.
پس از آن، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی با چهار تعبیر بلند، تصویری جامع از شخصیت آن شهید ارائه میکند: «مجاهد، ورع، موحد و متألّه»
این واژگان، چهار ضلع یک انسان الهی را نشان میدهند؛ انسانی که در میدان عمل، مجاهد است؛ در اخلاق، مراقب و پرهیزکار؛ در اندیشه، موحد؛ و در جان و دل، پیوسته متوجه خداوند.
اما اوج این شهادتنامه آنجاست که با تکرار سهباره «اللهم» میفرماید:
«إنّه نزل عندک شهیداً للإسلام والقرآن والعترۀ»
و سپس او را «قتیل اسلام، قتیل امت، قتیل صیانت، قتیل کیان، قتیل عظمت، قتیل سیادت و وحدت» معرفی میکند.
این تعابیر، شهادت را از یک حادثه فردی فراتر میبرد و آن را در افق سرنوشت یک امت معنا میکند. در این نگاه، یک انسان گاه تمام ظرفیت وجودی خود را وقف دفاع از حقیقتی بزرگتر میکند؛ حقیقتی که در این شهادتنامه، اسلام، قرآن، عترت، عزت و وحدت جامعه اسلامی را تشکیل میدهد.
نکته مهم آن است که در این نماز، معیار عظمت، قدرت، شهرت یا جایگاه دنیوی نیست؛ بلکه عبودیت، جهاد، اخلاص، تقوا و پاسداری از ارزشهای الهی است. این همان پیامی است که این شهادتنامه برای نسلهای آینده به همراه دارد؛ اینکه ماندگاری انسانها و ملتها، نه با تعلقات زودگذر، بلکه با میزان وفاداری آنان به حقیقت و ارزشهای الهی رقم میخورد.
از این منظر، نماز حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی تنها بدرقه یک شخصیت تاریخی نبود؛ تفسیر یک راه و ترسیم یک افق بود. ایشان با زبان حکمت و عرفان، کارنامه یک عمر مجاهدت را روایت کرد و همزمان معیارهای ساختن آینده را پیش روی جامعه قرار داد؛ آیندهای که در آن ایمان، عقلانیت، عدالت، وحدت، عزت و خدمت به انسان، پایههای تعالی و ماندگاری خواهد بود.
آن روز، حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی تنها بر پیکر یکرهبر نماز نگزارد؛ بلکه با زبان قرآن و حکمت، بر یک راه، یک مکتب و یکمسئولیت تاریخی گواهی داد. از همین رو، آن نماز نه فقط روایت پایان یک زندگی، بلکه روایت آغاز یک مسئولیت برای آیندگان و همه ارادتمندان و پیروان آن راه است؛ راهی که جایگاهش بلند و مسیرش پررهرو خواهد بود.
1717











